متن کامل شعر

ای ایران ای مرز پر گهر
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای … دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما


سنگ کوهت دُر و گوهر است
خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل کی برون کنم
برگو بی مهر تو چون کنم
تا … گردش جهان و دور آسمان بپاست
نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما


ایران ای خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیکرم
جز مهرت بر دل نپرورم
از … آب و خاک و مهر تو سرشته شد دلم
مهرت ار برون رود چه می شود دلم
مهر تو چون ، شد پیشه ام
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما

ربنا


     ﴿ربـنـا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً ۚ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ﴾ (سورهٔ آل‌عمران-آیهٔ ۸)

     باراِلها، دل‌های ما را به باطل میل مده پس از آنکه به حق هدایت فرمودی، و به ما از لطف خویش اجر کامل عطا فرما که همانا تویی بخشندهٔ بی‌منّت.



     ﴿إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِنْ عِبَادِي يَقُولُونَ ربـنـا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ﴾ (سورهٔ مؤمنون-آیهٔ ۱۰۹)

     زیرا شمایید که چون طایفه‌ای از بندگان صالح من روی به من آورده و عرض می‌کردند باراِلها ما به تو ایمان آوردیم، تو از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهربانی فرما که تو بهترین مهربانان هستی.



     ﴿إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا ربـنـا آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا﴾ (سورهٔ کهف-آیهٔ ۱۰)

     آنگاه که آن جوانان کهف (از بیم دشمن) در غار کوه پنهان شدند، از درگاه خدا خواستند: باراِلها تو در حق ما به لطف خاص خود رحمتی عطا فرما و بر ما وسیلهٔ رشد و هدایتی کامل مهیا ساز.



     ﴿وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا ربـنـا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ﴾ (سورهٔ بقره-آیهٔ ۲۵۰)

چون آنها در میدان مبارزه جالوت و لشکریان او آمدند، از خدا خواستند که باراِلها به ما صبر و استواری بخش و ما را ثابت قدم دار و ما را بر شکست کافران یاری فرما

ردپای ریاضی در چای

گروهی از ریاضیدانان انگلیسی در بررسیهای خود موفق شدند فرمول تهیه یک فنجان چای مطبوع را ارائه کنند.
 ممکن است بسیاری از مردم تصور کنند که تهیه یک چای عالی هنر است اما اکنون گروهی از دانشمندان دانشگاه اومبریای شمالی در انگلیس نشان دادند که تهیه یک چای خوب بیش از آنکه هنر باشد علم است. 


این دانشمندان با ارائه یک فرمول ریاضی راز تهیه یک فنجان چای مطبوع را نشان دادند.

برپایه این فرمول ریاضی، دمای مطلوب برای نوشیدن چای ۶۰ درجه سانتیگراد است که ۶ دقیقه پس از ریختن این نوشیدنی در فنجان به دست می آید. اما پس از گذشت ۱۷ دقیقه و ۳۰ ثاتیه، دمای چای به ۵۴ درجه سانتیگراد می رسد که بهترین دما برای لذت بردن از آن است.

فرمول ریاضی یک فنجان چای مطبوع:

TB+ (H2O) 2mins BT+ C(10 ml) 6 mins BT= PC(OT 60°c 
توضیح علائم اختصاری:
TB یک چای کیسه ای
BT زمان دم کردن/ در این فرمول دو دقیقه
H2O آب
C شیر/ در این فرمول ۱۰ میلی لیتر
PC یک فنجان چای مطبوع
OT دمای مناسب برای نوشیدن چای/ در این فرمول ۶۰ درجه سانتیگراد
این دانشمندان به منظور تائید فرمول ریاضی خود، به مدت ۱۸۰ ساعت در آزمایشگاه متدهای مختلف دم کردن چای را امتحان کردند و سپس از گروهی از داوطلبان خواستند که در مجموع ۲۸۵ فنجان چای را بنوشند.

این دانشمندان در این خصوص توضیح دادند: “داوطلبان زمانی از یک فنجان چای لذت بردند که ما توانستیم تعادل میان تلخی و شیرینی را برقرار کنیم. یافته های ما نشان داد که ۱۰ میلی لیتر شیر قادر است تعادل طبیعی میان تلخی و یک شیرینی ملایم را به وجود آورد. دمای مناسب برای نوشیدن ۶۰ درجه سانتیگراد است. برای رسیدن به این دما باید ۶ دقیقه از زمانی که چای با شیر در فنجان ریخته می شود گذشته باشد، اما این دما در مورد چای بدون شیر ۸ دقیقه یعنی دو دقیقه دیرتر است.”
این محققان افزودند: “۶ دقیقه زمان انتظار برای رسیدن به دمای ۶۰ درجه می تواند از خطر سوختن دهان با چای جوش جلوگیری کند و به ما اجازه دهد که از مزه و عطر چای نهایت لذت را ببریم.”
براساس گزارش دیلی میل، تحقیقات نشان می دهد که انگلیسیها در هر روز ۱۶۵ میلیون فنجان چای می نوشند که این میزان برابر با ۶۰٫۲ میلیارد فنجان در سال است.
شما هم می توانید این کار را برای یکبار امتحان هم  که شده آزمایش کنید تا لذت بهترین چایی را برای خوردن تجربه کرده باشید.
منبع اینترنت

 

تصمیم گیری



                                                                         
گروهی از بچه ها در نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول به بازی کردن بودند. یکی از این دو ریل قابل استفاده بود ولی آن دیگری غیرقابل استفاده. تنها یکی از بچه ها روی ریل خراب شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی همان ریل غیرقابل استفاده خوابش برد.3 بچه دیگر هم پس از کمی بازی روی ریل سالم، همان جا خوابشان برد. قطار در حال آمدن بود ، و سوزن بان تنها می بایست تصمیم صحیحی بگیرد. سوزن بان می تواند مسیر قطار را تغییر داده و آن را به سمت ریل غیرقابل استفاده هدایت کند و  از این طریق جان 3 فرزند را نجات دهد و 1 کودک قربانی این تصمیم گردد و یا می تواند مسیر قطار را تغییر نداده و اجازه دهد که قطار به راه خود ادامه دهد.
سوال:
اگر شما به جای سوزن بان بودید در این زمان کوتاه و حساس چه نوع تصمیمی می گرفتید؟
بیشتر مردم ممکن است منحرف کردن مسیر قطار را برای نجات 3 کودک انتخاب کنند و 1 کودک را قربانی ماجرا بدانند که البته از نظر اخلاقی و عاطفی شاید تصمیم صحیح به نظر برسد اما از دیدگاه مدیریتی  چطور .... ؟
در این تصمیم، آن 1 کودک عاقل به خاطر دوستان نادان خود (3 کودک دیگر) که تصمیم گرفته بودند در آن مسیر اشتباه و خطرناک، بازی کنند، قربانی می شود.
 این نوع معضل هر روز در اطراف ما، در اداره ، جامعه در سیاست و به خصوص در یک جامعه دموکراتیک اتفاق می افتد، اقلیت قربانی اکثریت احمق و یا نادان می شوند.
کودکی که موافق با انتخاب بقیه افراد برای مسیر بازی نبود طرد شد و در آخر هم او قربانی این اتفاق گردید و هیچ کس برای او اشک نریخت. کودکی که ریل از کار افتاده را برای بازی انتخاب کرده بود هرگز فکر نمی کرد که روزی مرگش اینگونه رقم بخورد.
اگرچه هر 4 کودک مکان نامناسبی را برای بازی انتخاب کرده بودند ولی آن کودک تنها قربانی تصمیم اشتباه آن 3 کودک دیگر که آگاهانه تصمیم به آن کار اشتباه گرفته بودند شد. اما با این تصمیم عجولانه نه تنها آن کودک بی گناه وعاقل جانش را از دست داد بلکه زندگی همه مسافران را نیز به خطر انداخت زیرا ریل از کار افتاده منجر به واژگون شدن قطار گردید و همه مسافران نیز قربانی این تصمیم شدند و نتیجه این تصمیم چیزی جز زنده ماندن 3 کودک احمق نبود.
مسافران قطار را می توان به عنوان تمامی کارمندان سازمان فرض کرد و گروه مدیران  را همان کودکانی در نظر گرفت که می توانند سرنوشت سازمان (قطار) را تعیین کنند.
گاهی در نظر گرفتن منافع چند تن از مدیران که به اشتباه تصمیمی گرفته اند، منجر به از دست رفتن منافع کل سازمان خواهد شد و این همان قربانی کردن صدها نفر برای نجات این چند نفر است.
زندگی کاری همه مدیران پر است از تصمیم گیری های دشوار . با عدم اتخاذ تصمیمات صحیح به سبک مدیریتی، به پایان زندگی مدیریتی خود خواهید رسید.
"به یاد داشته باشید آنچه که درست است همیشه محبوب نیست... و آنچه که محبوب است همیشه حق نیست!"