یه معلم خوب کیه؟ چی باعث میشه که یه معلم "خوب" باشه؟
Here are some answers by many people whom were asked this question.
در زیر چند نمونه از جوابهای داده شده به این سئوال را با هم مرور میکنیم.
1. They should make their lessons interesting so you don't fall asleep in them.
معلم خوب باید درسش رو طوری جذاب کنه که آدم سر کلاس خوابش نبره!
2. A teacher must love his/her job. If he/she really enjoys his/her job that'll make the lessons more interesting.
Teachers who look fed up or unhappy with what they are doing tend to have a negative effect on their students. A good teacher always put on a good "teacher's face" when he/she enters the classroom.
یه معلم باید عاشق کارش باشه. اگه معلم از کارش لذت ببره این امر باعث میشه که درسش جذابتر باشه.
یه معلم که ظاهرش نشون میده که از کارش خسته و ناراضیه میتونه روی دانشآموزاش هم اثر منفی بگذاره. یه معلم خوب همیشه وقتی میخواد وارد کلاس بشه باید ماسک "یک معلم خوب" رو به چهرهش بزنه و هرچیز منفی که همراش بوده رو پشت در کلاس جا بذاره.
3. I like a teacher who has lots of knowledge, not only of his subject.
من معلمی رو دوست دارم که به غیر از حیطهی تدریس خود، در سایر موارد هم سواد و دانش زیادی داشته باشه.
4. A good teacher is an entertainer and I mean that in positive sense, not a negative sense. Students enjoy being entertained and amused. However, a balance has to be struck between entertain and teaching/learning.
یه معلم خوب باید یه کمدین خوب باشه البته منظورم شکل مثبتش هست نه منفی. دانشآموزا سرگرمی و شادی رو دوست دارن. البته باید بین سرگرمی و تدریس/یادگیری یه تعادل هم وجود داشته باشه.
5. It's important that you can talk to the teacher when you have problems and you don't get along with the subject. Teachers must be approachable.
این مسئله مهمه که وقتی مشکلی داشتی بتونی راحت با معلمت حرف بزنی.
6. A good teacher is …somebody who has an affinity with the students that they're teaching.
Successful teachers are those people who identify with the hopes, aspirations and difficulties of their students while they are teaching them.
یه معلم خوب معلمیه که با دانش آموزاش یه رابطهی نزدیک داشته باشه.
معلمای موفق معلمایی هستند که همچنانی که به امر تدریس دانشآموزا مشغولند خودشون رو شریک آرزوها و خواستهها و مشکلات اونها هم بدونند.
7. A good teacher should try and draw out the quiet ones and control the more talkative one. A good teacher is …someone who asks the people who don't always put their hands up.
یه معلم خوب باید سعی کنه که دانشآموزای ساکت رو هم به حرف بیاره و همینطور قادر باشه که دانشآموزای پرحرفتر رو هم کنترل کنه. یه معلم خوب معلمیه که از اونایی که هیچوقت دستشون را بالا نمیگیرن هم سئوال بپرسه.
8. He should be able to correct people without offending them.
Explaining to students that they have made a mistake is one of the most perilous encounters in the classroom. It has to be done with tact. The teacher has to measure what is appropriate for a particular student in a particular situation.
معلم باید بتونه بدون اینکه باعث رنجش و آزردهخاطر شدن بچهها بشه اشتباهاتشون رو اصلاح کنه.
توضیح دادن به دانشآموزانی که مطلبی را درست نفهمیدهاند یکی از پرمخاطرهترین مسائلی است که در کلاس با آن مواجه می شویم. این امر مستلزم آدابی هست. معلم باید بداند که چه برخوردی و در چه موقعیت خاصی برای یک دانشآموز خاص مناسب میباشد.
9. A good teacher is …someone who helps rather than shouts.
Learning how to manage students and how to control boisterous classes is one of the fundamental skills of teaching.
یه معلم خوب معلمیه که بجای فریاد کشیدن به بچهها کمک میکند.
بادگرفتن این موضوع که چگونه دانشاموزا رو مدیریت کنیم و کلاسهای پرسروصدا رو کنترل کنیم یکی از مهارتهای اولیه تدریس میباشد.
10. A good teacher is …someone who knows our names.
یه معلم خوب... معلمیه که اسم ما رو بلد باشه!
و در پایان یه جواب خیلی ساده که میشه در تکمیل جوابهای این دانش آموزان داد این هست:
Good teachers care more about their students' learning than they do about their own teaching.
معلمای خوب بیشتر از اینکه حواسشون به تدریسشون باشه باید حواس خودشون رو معطوف به یادگیری دانشآموزاشون بکنند.
برگرفته از کتاب "چگونه انگلیسی درس بدهیم؟"
گردآوری مطلب: ایستگاه زبان انگلیسی
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۲/۱۳ ساعت 9 توسط نورالدین آهنگران
|
امروزه از هر دانشآموز در کلاس انتظار میرود که ساکت، خوشرفتار و مۆدب باشد.
به نظر نمیرسد در چنین محیطی شور و هیجان لازمه یادگیری وجود داشته باشد. (اگرچه
بسیاری از معلمان شیوههایی را برای ایجاد سرگرمی و انرژی در کلاس به کار میبرند
تا دانشآموزان بسیاری از این انرژی روحیه گرفته و به کار ادامه دهند.) منفعلبودن
مخالف روحیه کودکی و نوجوانی است. نوجوانی به ویژه سن شور و احساسات است، پسران و
دختران مشتاقانه میطلبند تا در یادگیری ها و تجربیاتی پرشور با یکدیگر به رقابت
بپردازند. با اطلاع و آگاهی از ویژگیهای این دوره از زندگی و نیز نیازهای مربوط به
آن معلمان میتوانند هوش، روحیه و مهارت های دانشآموزان خود را گسترش دهند.
۱- دوست شدن افراطی با شاگردان وقتی که در کلاس هستید: رفتار
دوستانه لازمه ی تدریس موفق در کلاس است اما دوستی با شاگردان یک بده بستان
پایاپای را می طلبد که این برای یک معلم صورت خوشی نخواهد داشت و شما را
در شرایط سختی قرار خواهد داد. ۲- توقف درس و درگیر کردن دانش آموزان به مسائل کم اهمیت: هنگامی که دانش آموزان روی مسایل کم اهمیت با هم در گیر می شوند دیگر جایی برای رقابت سالم باقی نخواهد ماند. ۳- تحقیر دانش آموزان و وادار آنان به کاری که شما از او می خواهید: تحقیر
تکنیک فوق العاده وحشتناک وزشتی است که یک معلم می تواندانجام دهد. ممکن
است به قدری ناراحت وعصبانی شوند تادر جستجوی راه هایی برای تلافی کردن
برآیند و این اعتماد آنان را به شما کم خواهد کرد. ۴- فریاد زدن در کلاس: وقتی
فریادمی کشید شما مبارزه را باخته اید. این بدان معنا نیست که شما نباید
گاهگاهی صدای خود را بلند کنید. اما معلمانی که مکرراً فریاد می زنند هرگز
نخواهند توانست کلاس خود را به خوبی اداره کنند. ۵- برخورد متفاوت با شاگردان: عدالت
در کلاس از اهم موضوعات تدریس و کلاسداریست. سعی کنید در کلاس نسبت به همه
ی دانش آموزان نظر یکسان و عدالت محور داشته باشید هستیدوکودکانی وجود
دارند که شما آن ها رابیش از دیگران دوست دارید اما باید سعی کنید هرگز این
حالت درکلاس رخ ندهد.همه ی دانش آموزان را یکسان صدا بزنید. مجازات
شاگردانی راکه دوست دارید کاهش ندهید ۶- وضع قوانینی که اساساً ناعادلانه هستند: بعضی
وقت هاقوانین خود به خود می توانندشمارادرموقعیت های بدی قراردهند، مثلاً،
اگر یک معلم قانونی وضع کند که براساس آن پس از زنگ هیچ کاری برای انجام
دادن وجود نداشته باشد این قانون می تواند یک موقعیت مشکلی راایجاد کند حال
اگریک شاگرددلیل منطقی داشته باشد چه می شود؟ از این گونه موقعیت ها باید
به شدت پرهیز کرد. ۷- سپردن کنترل خود به دست شاگردان: هرتصمیمی
درکلاس باید به دلایلی توسط شخص شما اتخاذ شود. به طور مثال شاگردان سعی
می کنند ازدست امتحان رهاشوند.اما شمانباید بگذارید که چنین اتفاقی بیافتد
مگر اینکه دلیل منطقی وجود داشته باشد.اگر شما به همه ی تقاضا ها جواب مثبت
دهید وتسلیم شوید به راحتی کنترل کلاس را از دست خواهید داد. ۸- غیبت و شکوه از همکاران و معلمان دیگر نزد دانش آموزان: اغلب
اتفاق می افتدکه شمامطالبی رااز شاگردان می شنوید درباره ی معلمانی که فکر
می کنید تدریس خوبی ندارند اما شما باید ازبحث دراین مورد پرهیزکنید وایده
های خود را به خود معلمان یا به مدیر انتقال دهید.آنچه که به شاگردانتان
می گویید محرمانه نیست و پخش می شود.www.zibaweb.com ۹- نمره دادن بدون استدلال منطقی: اطمینان
حاصل کنید که قوانین هماهنگی برای نمره دادن دارید.اجازه ندهید شاگردان پس
ازپایان کلاس جهت گرفتن نمره کامل شمارا به چالش بکشند زیرا این کارمشوق
لازم (انگیزه لازم) رابرای انجام دادن کاری به موقع ازبین می برد. هنگام
نمره دادن به تکالیف ازشیوه های عینی استفاده کنید این کاربه شما کمک می
کند که دلایل منطقی برای نمرات دانش آموزان داشته باشید. ۱۰- رفتن به کلاس بدون طرح درس و برنامه ی قبلی: در
حقیقت بهترین شیوه برای انجام تدریس شروع آن درذهن وسپس مروری برشیوه های
گوناگون تدریس جهت گرفتن اطلاعات لازم می باشد. این کارفقط باداشتن طرح درس
قبل ازکلاس انجام پذیر است. 1۱- استفاده از یک شیوه ی تکراری تدریس: دانش
آموزان این حالت راکسل کننده وخسته کننده می یابند به علاوه شمااحتمالاً
دانش آموزانی را که می توانند از دیگرشیوه های تدریس بهره ببرند محروم می
کنید.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۸/۱۰ ساعت 0 توسط نورالدین آهنگران
|
کودکان و نوجوانان در این سن هم دوست دارند که بزرگتر ها برایشان کتاب بخوانند. سنت بلند خوانی را در خانواده حفظ کنید.
در خانه اوقاتی را به خواندن با فرزند خود اختصاص دهید. یک خواندن
مشارکتی. یک پاراگراف یا یک صفحه را شما بخوانید و آن گاه نوبت به او می
رسد. او نیز بخش هایی را بلند می خواند. او را در خواندن تشویق کنید. سعی
کنید کمتر عیب جویی کنید و این زمان را به زمانی پر از شادی و لذت بدل
سازید.
از او بخواهید که کتابی را مستقل بخواند و سپس درباره آن کتاب با
او گفت و گو کنید. این گفت و گو او را بر می انگیزاند که دوباره آن کتاب را
بخواند و این بار با دقت بیشتر.
از این سن فرزندان خود را تشویق کنید که داستان های بلند تر
بخوانند. برای نمونه رمانی که از چندین فصل تشکیل شده است. ممکن است ابتدا
به این کار تمایلی نشان ندهد. سعی کنید داستان بلند گیرایی را برگزینید و
فصل به فصل با او همراهی کنید و با یکدیگر بخوانید. پس از مدتی او به سوی
مستقل خواندن این گونه از کتاب ها روی خواهد آورد.
او را تشویق کنید درباره آن کتاب بنویسد و یا اگر دوست دارد از تخیل خود سود جوید و صحنه ای را تقاشی کند.
گونه های مختلفی از ادبیات را برای خواندن با او برگزینید و به او
پیشنهاد کنید تا بخواند: از داستان های کلاسیک نسبتاً بلند تا زندگینامه
ها
چه کتاب هایی را برای فرزندان خود در این سن برگزینید:
رمان های واقعگرا
داستان های فانتزی
داستان های تاریخی
کتاب های شعر
ادبیات غیرداستان: از کتاب های زیست محیطی تا کتاب های علمی
زندگینامه ها
رهنمودهایی برای بلند خوانی با نوجوانان و کودکان در آستانه ی نوجوانی
بلند بخوانید تا نوجوانان و کودکان در آستانه ی نوجوانی:
خواندن را فرآیندی همراه با احساس امنیت و آرامش بدانند. درباره ی زبان
و واژگان بیاموزند. مهارت های شنیداری خود را تقویت کنند. دایره ی واژگان
شان را گسترش دهند. در باره ی شخصیت ها، فضاسازی ها و طرح داستان حرف بزنند
و آن را با زندگی خود پیوند دهند. در زمینه ی موضوعات گوناگون، اطلاعات به
دست بیاورند. در رابطه با مسائل و رفتارهای اخلاقی و اجتماعی تفکر و کنکاش
کنند. تبدیل به خوانندگانی ماهر و مستقل شوند. تشویق شوند تا خود شروع به
خواندن کنند. دریابند که کدام نویسنده یا سبک نوشتاری را بیشتر دوست دارند.
به خانواده ی خود وابسته بمانند.
برای تمام عمر نسبت به مطالعه احساس علاقه کنند.
کتاب هایی را برگزینید که نوجوانان دوست دارند:
نوجوانان به تازگی به شکلی فزاینده به مسائل و رویدادهای ملی و جهانی
علاقه نشان می دهند. سر مقاله هاو مطالب جالب روزنامه ها و مجله ها را برای
شان بخوانید.
نوجوانان در این دوران شروع به تعریف و دریافت موضوع ها و
عملکردهایی می کنند که آن ها را بی همتا و متمایز می کند و تلاش دارند
دریابند در کجای جهان ایستاده اند. برای شان رمان هایی را انتخاب کنید که
در آن شخصیت نوجوان داستان با مسائل بلوغ و بزرگسالی روبه رو ست.
نوجوانان، بیشتر اوقات مراجع قدرت را زیر سوال می برند. برای شان
رمان های کلاسیک و مدرن در رابطه با مسائل مهم اجتماعی بخوانید. برای نمونه
در این باره که چگونه گاهی مصلحت جمع بر مصلحت فرد برتری می یابد.
نوجوانان و کودکان در آستانه ی نوجوانی بسیار تلاش می کنند به
استقلال دست یابند، اما از سوی دیگر مایل اند وابستگی های خود را به
خانواده حفظ کنند. کتاب هایی را که خود دوست دارید، برای شان بخوانید و سبب
علاقه تان را به این کتاب ها برای آن ها توضیح دهید. کتاب هایی را برای
شان بخوانید که به شما امکان می دهند درباره ی موضوعی ویژه با هم گفت و گو و
تبادل نظر کنید، کتاب هایی در زمینه ی اساطیر یا داستان های علمی- تخیلی.
نوجوانان رفته رفته مسائل ﭘیچیده و انتزاعی را درک می کنند، به
تجزیه و تحلیل رفتار و روحیات دیگران می پردازند و علت اختلاف نظرهای خود
را با دیگران در می یابند. کتاب هایی را بخوانید که آن ها را در تفکر و
تحلیل بیرون از چارچوب های معمول زندگی به چالش بکشد و سبب شود جهان را
خارج از دنیای تجربه های فردی خود درک کنند.
نوجوانان، پیوسته به آینده، اینکه می خواهند چه بخوانند، چه کاره
شوند و ... فکر می کنند. برای شان کتاب هایی انتخاب کنید که مجموعه ی
گسترده ای از امکانات و تجربه ها را به آن ها معرفی کنند.
این شگردهای بلند خوانی را آزمایش کنید:
خواندن را در ساعت های معین و به شکلی خود انگیخته انجام دهید. در زمان
های ممکن می توانید نوجوان را با پرسش هایی، به ادامه ی خواندن علاقه مند
کنید: "من نوشته ی جالبی درباره ی بازی دیروز خوانده ام. می خواهی آن را
برایت توضیح بدهم یا بخوانم؟"
به نظر نوجوانان احترام بگذارید. به آن ها اجازه بدهید زمانی که
دل شان می خواهد نظرهای شان را برای خود نگه دارند. برای نوجوانی در این
گروه سنی بسیار طبیعی است که مایل باشد موضوع هایی خصوصی داشته باشد.
فهرست متنوعی از کتاب ها را برای بلند خوانی انتخاب کنید، از
خواندنی ها و کتاب هایی کوتاه، گیرا و آسان گرفته تا مطالبی طولانی و تفکر
برانگیز.
به آن ها یاد بدهید تا در باره ی چیزی که می خوانند فکر کنند.
کارشان را با پرسش هایی مانند: "من هرگز به این موضوع به این شکل فکر نکرده
بودم، نظر تو در این رابطه چیست ؟" تشویق کنید.
نوجوانان را با پرسش هایی باز و بدون پاسخ درست یا غلط، اما
آموزنده و تفکر برانگیز به بحث وادارید، پرسش هایی مانند: "در این مورد چه
احساسی داری؟"، "کدام قسمت نظر تورا جلب کرد؟"، "تو فکر می کردی این شخصیت
این طور عمل کند؟"، "اگر تو جای او بودی چه می کردی؟" ...
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۸/۱۰ ساعت 0 توسط نورالدین آهنگران
|
«مهمترین راه حل و صحیح ترین شیوه ها با استفاده از اندیشه های افراد مختلف به دست می آید.»
چكيده ي مقالات راهكارهاي پرباركردن زنگ انشا :
انشا
در لغت به معنی سخن آفريدن و نشو نما دادن و بزرگ گردانيدن است. و در
اصطلاح ادبيات عبارت از نگارش جمله ها و عبارتهايی است که افکار و انديشه
نويسنده را به صورتی روشن و زيبا بيان کند تا خواننده آنها را به آسانی
بفهمد و برای او خوشايند باشد
برخی از راهکارهای
برقراری ارتباط صحیح بین معلم و شاگرد عبارتند از :
1.
لطفا اشتباه دانش آموزان خود را بزرگ نکنید.
این کار باعث می شود بعد از مدتی دانش آموز فکر کند و باور کند که هر کاری انجام
می دهد یا هر سخنی که می زند اشتباه بوده و به یک دانش آموز منزوی تبدیل شود.
2.
همیشه با همه ی دانش آموزانتان احوال پرسی
کنید و حتی در مورد مشکلاتشان از آنها سوال کنید وبا مهربانی و دلسوزی سعی در رفع
مشکلات آنها بکنید.
3.
به نظریات و سخنان دانش آموزانتان چه در هنگام
تدریس و چه در هنگام غیر تدریس خوب گوش دهید و سخنشان را در وسط کلامشان قطع
نکنید.
4.هیچگاه
در کلاس و مدرسه به یک نفر توجه و اهمیت خاصی
نشان ندهید و یک نفر را در کلاس یا مدرسه برجسته نکنید.
5.
به دانش آموزانتان مانند یک برادر یا خواهر کوچکتر احترام
بگذارید...
6.به تک تک دانش آموزانتان مسئولیت بدهید. این
کار باعث افزایش حس اعتماد به نفس دانش آموز می شود.(در اکثر مدارس و کلاس ها دیده
میشود که یک دانش آموز از ابتدای سال تحصیلی تا پایان سال تحصیلی به عنوان نماینده
کلاس تعیین می شود که این کار باعث سرخوردگی دانش آموزان دیگر شده و کاری بس
اشتباه است)
7.
جای مناسب در کلاس برای خود انتخاب کنید
و با همه ی دانش آموزان در تعامل و رفت آمد باشید.
8.فضای کلاس درستان را جذاب کنید و از آثار تک تک دانش
آموزان در کلاس درس استفاده کنید.( خواهش می کنم از تک تک کارهای دانش آموزانتان
استفاده کنید)
9.با
دنش آموزان خود همدلی کنید. این کار باعث می
شود که زمینه نفوذ در دانش آموز برایتان فراهم گردد و او را بهتر درک کنید و باعث
افزایش میزان ارتباط میان شما بشود.
10.
اگر دانش آموزتان کار اشتباهی انجام داده است اورا مستقیما مورد موعظه قرار ندهید. می توانید خود را مورد خطاب قرار
دهید(به در بگویید دیوار بشنود)
11.
در صورت امکان با دانش آموزانتان در غیر از ساعات
درسی وبیرون از مدرسه نیز با آنها ارتباط داشته باشید با آنها بیرون
بروید،اردو بروید و هر ساله تعدادی عکس یادگاری
به صورت دسته جمعی بگیرید.
12.
سعی کنید در ابتدای سال در مورد خاطرات سال قبل
از دانش آموزانتان بپرسید تا بدانید چه ویژگی و خصوصیت معلم و کلاس سال قبل برای
دانش آموز جذاب تر بوده و کدام یک نبوده.
13.
خواهشا در کلاس درس از مقررات خشک و بی روح که
باعث خستگی دانش آموز می شود استفاده نکنید.
14.
هیچ گاه،هیچ زمانی،هیچ وقتی از تنبیه بدنی در
کلاس درس استفاده نکنید که علاوه بر عواقب بدش برای خود شما باعث دوری دانش آموز
از درس و کلاس و مدرسه و معلم می شود.
15.
همیشه با لبخند وارد مدرسه و کلاس بشوید با لبخند در مدرسه و کلاس بمانید و با لبخند مدرسه و کلاس را ترک کنید.
چنانکه آموخته های فرد متناسب با توان و استعدادهای
بالقوه اش باشد یا فاصله ای بین توان بالقوه و توان بالفعل
دانش آموز نباشد می گوئیم پیشرفت تحصیلی اتفاق افتاده است.
وضعیت فرهنگی خانواده: در خانواده هایی که
والدین از طریق کلام و رفتار به علم دانش آموز و معلم او
احترام می گذارند موفقیت تحصیلی در این خانواده ها بیشتر
مشاهده می شود. همچنین در خانواده هایی که والدین با کتاب،
روزنامه و مطالعه سروکار دارند علاقمندی فرزند هم به
مطالعه و بخصوص درس افزایش می یابد.
آرامش روانی و عاطفی خانواده:
در خانواده هایی که فرزندان احساس امنیت روانی می کنند و
پیوسته پدر و مادر را حامی و پشتوانه خود می دانند
انرژیهای روانی آنها برای تحصیل و موفقیت صرف می شود.
نوع دوستان دانش آموز و ویژگی های آنها:
داشتن دوستان صمیمی، نیکوکار، شاداب، سالم و درسخوان زمینه
علمی بودن و به مطالب علمی پرداختن را فراهم می کند.
ارتباط با دوستان علمی و تلاشگر، جذب گروه علمی شدن و
توانایی های خود را نشان دادن باعث می شود رفتارهای علمی
هم شکل بگیرد.
آموزشهای تقویتی:
والدین باید این اصل تربیتی را بیاموزند که همه دانش
آموزان در یک زمان ثابت به یک سطح یادگیری نمیرسند بلکه
زمان برای آنها متفاوت است. گاهی لازم است ساعات درسی
افزایش یابد و یا استفاده از معلم کمکی، کتاب راهنما، سی
دی های آموزشی و حضور در کلاسهای جبرانی بسیار مناسب و
مفید خواهد بود.
انجام منظم تکالیف درسی در منزل:
انجام منظم تکالیف، آموخته ها را پایدار میکند. بین دانش
آموز و مطالب درسی ارتباط شناختی ایجاد می کند. نظم در
انجام کارها و آموزش، مغز را برای یادگیری فعالتر می کند و
این دانش آموزان درسها را خوب یاد گرفته و پیشرفت می کنند.
آشنایی والدین با ویژگی های روانی فرزندان:
در خانواده هایی که والدین با ویژگی های روانی و شخصیتی
فرزندان خود آشنایی دارند و آنها را ارضاء می کنند، تشویق
فرزندان و پاداش دهی به موقع، علاقمندی آنها را برای
یادگیری بالا برده و موجب پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می
شود.
رفتار معلم و نوع برخورد او در کلاس:
یک تحقیق نشان می دهد 71% دانش آموزان علت پیشرفت تحصیلی
خود را "همدلی معلم" با آنها می دانند. آنها گفته اند ما
در کلاس با این معلم راحت بودیم و این راحتی باعث می شد ما
مطالب را راحت تر یاد بگیریم. یک معلم مهربان و صمیمی می
تواند حتی خلاء عاطفی و روانی دانش آموزان را که با مشکلات
خانواده ارتباط دارد پر کند. تشویق زبانی معلم و پاداش
دادن او انرژیهای روانی فرد را فعال کرده و روز به روز
پیشرفت تحصیلی و تعادل رفتاری دانش آموز بهتر خواهد شد.
آيا مهارت درخواندن، در تقويت قدرت نوشتن كودكان و كاهش مشكلات آنها در مدرسه
تاثيرگذار است؟
اگر شما كودكاني داريد كه به مدرسه مي روند يا خودتان معلم هستيد متوجه شده ايد
كه بيشتر دانش آموزان در خواندن و نوشتن ضعيف هستند. آيا ميان اين دو مقوله
ارتباطي وجود دارد؟
جواب اين سوال مثبت است ولي چرا؟
با مطالعه كردن، بخشي از قواعد زبان در ذهن دانش آموزان جاي مي گيرد و آنها از
طريق خواندن مي توانند به روش مناسبي براي نوشتن دست يابند.
در واقع تحقيقات زيادي در مورد ارتباط اين دو موضوع انجام گرفته كه نتايج مثبتي
درپي داشته است.
اين مطالعات نشان مي دهد كه خواندن، مهارت هاي لازم براي نوشتن را به دانش
آموزان مي آموزد و آنها با خواندن، نحوه درست استفاده از زبان را ياد مي گيرند.
اگر دانش آموز معناي آنچه مي خواند را درك كند معاني و شكل زبان مورد استفاده
در كتاب ها را نيز خواهد فهميد و در ضمن مي تواند از اين معلومات براي تقويت
مهارت نوشتاري خود استفاده كند.
بنابراين بهترين را براي تقويت مهارت نوشتاري دانش آموزان مطالعه مستمر است.
سوال بعدي اين است: بهترين زمان براي آموختن مهارت خواندن به كودكان كدام است؟
براي اين كار هرگز زود نيست. شما مي توانيد از يك ماهگي به كودك خود خواندن
بياموزيد ولي حتي اگر او به مدرسه نيز مي رود دير نشده است. شما مي توانيد درهر
زمان اين كار را شروع كنيد. يادتان باشد براي تفهيم بهتر داستان از حركت
انگشتان خود استفاده كنيد.
اين كار باعث مي شود كودك شما معناي كامل كلمات را درك كند. در ضمن شما مي
توانيد بخشي از داستان را براي فرزند خود بخوانيد. داستان مورد علاقه او را
انتخاب كنيد و سپس با پرسيدن سوالاتي در رابطه با آن، زمينه مشاركت وي را نيز
فراهم كنيد. كمك كردن به كودك براي درك بهتر داستان بخشي از روندي است كه به او
ماهيت زبان را مي آموزد. به تدريج شما مي توانيد از او بخواهيد برايتان كتاب
بخواند و سپس در مورد داستان با يكديگر به بحث كردن بپردازيد.
اين كار علاقه كودك را به خواندن بيشتر مي كند و بدين ترتيب شما مي توانيد با
برداشتن گام بعدي به تقويت مهارت هاي نوشتاري او بپردازيد.
به تدريج شما مي توانيد مشكلات كودك خود را در مدرسه حل كرده و اعتماد به نفس
او را تقويت كنيد.
منبع : برگرفته از
روزنامه كيهان، شماره 20143
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲/۰۴/۲۲ ساعت 15 توسط نورالدین آهنگران
|
دو روز بود که «برگ»با
مادرش«درخت»حرف نمی زد.او فکر می کرد که مادرش دیگر او را دوست ندارد.باد
پاییزی می وزید.برگ ها یکی یکی از شاخه ها کنده می شدند و به زمین می
افتادند.اما برگ دلش نمی خواست از شاخه کنده شود.برای همین از باد می
ترسی.درخت فرزندان زیادی داشت.باد یکی یکی فرزندان او را می کند و با خود
می برد.درخت غمگین بود.ولی در دلش این امید راداشت که وقتی بهار از راه
برسد،فرزندان تازه ای بر شاخه هایش برویند.برگ این واقعیت را نمی دانست.او
از این که مادرش با باد نمی جنگد و از بچه هایش مراقبت نمی کند ناراحت
بود.به مادرش گفته بود:«من نمی خواهم از شاخه جدا بشوم.مرا محکم بچسب و
رهایم مکن.»اما درخت خسته و ناتوان بود.نمی توانست با باد بجنگد.عمر
دراز،این تجربه را به او آموخته بود که هر بهاری،پاییزی به دنبال دارد.هر
چه درخت برای برگ قصه بهار و پاییز را گفته بود،برگ حرف او را باور نکرده
بود.
وقتی که برگ از حمایت مادرش
ناامید شد،خودش را پشت شاخه ی ضخیم درخت دیگری پنهان نکرد.شاخه های آن درخت
میان شاخه های درختی که مادر برگ بود،رفته بود.«برگ»به شاخه ی ضخیم
گفت:«مادرم مرا دوست داشت؛همیشه به من غذا و آب می رسانید و نوازشم می
کرد.اما امروز که روز سختی من است و باد می خواهد مرا از او جدا
کند،فراموشم کرده است و دوستم ندارد.بگذار در پناه تو بمانم تا باد نتواند
مرا از شاخه جدا کند».
درخت همسایه به برگ پناه
داد.اما آن درخت هم به برگ گفت که نمی تواند کار مهمی برای او انجام
دهد؛چون عاقبت زندگی برگ های سبز بهاری،زرد شدن و ریختن در فصل پاییز
است.با وزش باد،برگ هایی که روی شاخه مانده بود،یکی یکی بر زمین می
افتادند.برگ هم این صحنه را می دید،اما باز هم نمی خواست باورکند که عمر هر
موجود زنده ای محدود است.برگ داشت خودش را در برگ های شاخه های ضخیم پنهان
می کرد که باد شدیدی وزید.این بار باد به راحتی توانست پناه گاه برگ را
مورد هجوم قرار دهد.برگ بیشتر از گذشته به خودش لرزید.
نمی دانست چکار کند.بدون
اراده فریاد زد:«مادرا»مادر شاخه هایش را تکان داد و دوباره برگ خود را
درآغوش گرفت و تمام توانش را به کار برد تا ازآخرین برگش نگهداری کند،اما
ناتوان تر از آن بود که بتواند این کار را انجام بدهد.
ناگهان باد شدید دیگری وزید
تا برگ و درخت به خود بیایند.برگ را از مادرش جدا کرد و با خود برد.درخت
غمگین تر شد.چشم هایش را بست تا رفتن برگ را نبیند.
درخت دیگر چشم هایش را باز
نکرد.گرمی اشک چشم هایش را سردی زمستان یخ زد.او خوابید تا بهار از راه
برسد و دوباره زنده شود.اما در خواب زمستانی آن سال،همیشه خواب برگی را می
دید که نمی خواست از شاخه جدا شود.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۴/۰۴ ساعت 22 توسط نورالدین آهنگران
|
مرحله های اجرای همین
حالا بنویس خیلی آسان است.دانش آموزان وارد کلاس می شوند و می بینند سوالی
که پاسخ آن به شخص خودشان مربوط می شود،به طور واضح روی تخته سیاه نوشته
شده است.هر دانش آموزی باید به تنهایی به این پرسش پاسخ دهد و آنچه را در
درس یا درسهای گذشته یادگرفته است،بدقت بنویسد.
تاثيرات فشار رواني بر كودكان/ شایع ترین علائم درماندگی عاطفی کودکان
كودكان
با توجه به اینکه تجربه كمی در زندگی دارند نمی توانند درک کنند که وضعيت
غیرعادي و تنشها موقتی هستند، به همین دلیل در روایدادهای ناراحت کننده
بيشتر از بزرگسالان دچار سردرگمي و فشار روانی شوند.
كودكان
با توجه به اینکه تجربه كمی در زندگی دارند نمی توانند درک کنند که وضعيت
غیرعادي و تنشها موقتی هستند، به همین دلیل در روایدادهای ناراحت کننده
بيشتر از بزرگسالان دچار سردرگمي و فشار روانی شوند.
كودكان نیز تقریبا
مانند افراد بزرگسال از فشار رواني و هيجان هاي ناراحت كننده رنج مي برند.
كودكاني كه ناگهان علاقه و توجه خود را به فعاليتهايي كه قبلا آنان را جذب
خود مي كرده از دست مي دهند يا آنكه به نظر مي رسد در وضع ثابتي باقي مانده
اند وهيچگونه پيشرفتي نمي كنند، ممكن است به موقعيت ها و رويدادهايي واكنش
نشان مي دهند كه قبول كردن آنها برايشان مشكل است.
برخلاف اعتقاد عموم،
فشار رواني چيزي نيست كه فقط بزرگسالان از آن رنج ببرند. حتي كساني كه با
كودكان سروكار دارند نيز ممكن است اين تصور اشتباه را داشته باشند و معمولا
فشار رواني را به عنوان پيامدي در ارتباط با رويدادهایي مانند طلاق،
بيكاري، مشكلات كار و ناسازگاري زناشويي ببینند، اما واقعیت این است که
کودکان نیز از هیجانات منفی تاثیر می پذیرند.
نشانه هاي فشار رواني و غمگيني در كودكان
شايد به سختي بتوان
تشخيص داد كه كودك مشكل دارد، مخصوصا اگر در مراحل ابتدايي باشد كودكان
مانند خود ما خلق وخويي متفاوت دارند.همچنين روزهاي خوب وبد دارند، از مردم
دور و به آنان نزديك مي شوند، وبنا به دليلي واضح، بهتر يا بدتر مي
خوابند. با وجود اين، اگرعلايم واقعي آنان را ناديده بگيريم، ممكن است
بعدها با پيامدهاي جدي تري روبه رو شويم. ما بايد بتوانيم زماني كه
فرزندمان چه در خردسالي و چه در زمان كه بزرگ مي شود شروع به اوقات تلخي مي
كند علتش را تشخيص دهيم.
بعضي از شايع ترين علائم فشار روانی عبارتند از: - خلق غمگين و ناخرسند كه به مدت بيش از دو يا سه روز ادامه مي يابد. - گوشه گيري، عدم تمايل به فعاليت هاي عادي روزانه، يا بيش از اندازه غرق در تلويزيون يا بازي هاي كامپيوتري شدن. - داشتن الگوهاي متفاوتي در زمينه خواب راه رفتن درخواب يا به سختي به بستررفتن، تظاهر به خستگي، بي هيچ دليل ظاهري. -
داشتن الگوهاي متفاوت براي خوردن و آشاميدن، دل درد، احساس بيماري، از دست
دادن اشتها ونياز به آشاميدن بيشتر براي رفع عطش سيراب نشدني خود. - بي ميلي و امتناع از رفتن به مدرسه، لباس پوشيدن با بي حوصلگي و ميل به بازگشت سريع به خانه پس از پايان مدرسه. - خيس كردن رختخواب، ناخن جويدن و انگشت مكيدن. - نشان دادن عدم همكاري بيشتر وپرخاشگري در خانه و مدرسه، از جمله از بدرفتاري بدني و كلامي با والدين و خواهر وبرادر. - درد وناراحتي خيالي در اندام ها يا سر وگردن، براثر تنش. - وابستگي و چسبيدن زياد به كسي . - مشكل داشتن در تمركز، بي توجه شدن و به آساني از دست دادن تمركز. - پناه بردن به خيال پردازی و اعتقاد داشتن به جهاني كه آنها در آن همه چيز را تحت كنترل دارند. - بروز دادن عزت نفس ناچيز، انتقاد از خود، افكار يا رفتار حاكي از تمايل به خودكشي، يا تلاش براي كمال گرايي نابجا.
كودكان وقتي مرگ يكي
از اعضاي خانواده، طلاق والدین، از دست دادن دوستان يا درگير شدن با آنان،
غيبت كوتاه يا بلندمدت پدر يا مادر، تغيير مدرسه يا خانه، امتحان، فشارهاي
والدين و رويدادهاي مشابه را تجربه مي كنند به فشار رواني دچار مي شوند.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲/۰۳/۱۱ ساعت 20 توسط نورالدین آهنگران
|
1 ـ جلسه امتحان دادگاه حسابرسی نیست و
امتحان انتقام نیست .
2 ـ قبل از اتمام کلاسها و شروع امتحانات به دانش
آموزان اطمینان بدهید و آنها را از امتحان نترسانید.
3 ـ به دانش اموزان
بگویید که سئوالات از کتاب درسی آنهاست و آنها فقط با مطالعه کتابهای درسی
خود به راحتی می توانند به سئوالات پاسخ دهند.
4 ـ قبل از امتحانات اصلی از
امتحانات مستمر و خود آزمایی به منظور آشناکردن دانش آموزان با سئوالات و
نحوه امتحان استفاده گردد.
5 ـ از ایجاد رقابت ناسالم در میان دانش آموزان
اجتناب شود .
6 ـ هدف امتحان باید ارزیابی دانسته های دانش آموزان باشد , نه ندانسته های
آنان .
7 ـ از انتظار و توقع بیش از حد در طرح سئوالات امتحان اجتناب
نمایید .
8 ـ در طرح سئوال , اصول سنجش و اندازه گیری خصوصا سطح دشواری
سئوالات را رعایت نمائید.
9 ـ در ارزشیابی میزان یادگیری دانش آموزان نباید
فقط نمره امتحان را ملاک و معیار قرارداد و از دیگر شیوه های ارزشیابی نیز
استفاده کنید و سعی نمایند. سئوالات دشوار را در شماره های آخر قرار دهید.
نقش مدیران در کاهش اضطراب امتحان
1 ـ برنامه امتحانی را چند هفته قبل از
شروع امتحانات به دانش آموزان اعلام کنید.
2 ـ فاصله بین جلسات امتحان را
باتوجه به سختی یا آسانی دروس تنظیم نمائید.
3 ـ پس از تهیه برنامه امتحانی
تا آنجا که ممکن است , تغییر جدیدی در برنامه ایجاد نکنید.
4 ـ از برگزاری
امتحانات با وقت بسیارکم اجتناب نمائید .
5 ـ چند دقیقه قبل از شروع
امتحان دانش آموزان به محل برگزاری امتحان بروند.
6 ـ محل برگزاری امتحان
دارای تهویه مناسب , نور کافی , دمای مناسب و صندلی مناسب باشد. در سالن یا
نزدیکی آن , آب آشامیدنی در دسترس باشد.
7 ـ در حد ممکن از نیمکت ها و یا
صندلی های سالم در جلسه امتحان استفاده نمائید.
8 ـ محل برگزاری امتحان ,
عاری از هرگونه عوامل مزاحم از قبیل سروصدا باشد.
9 ـ با دانش آموزان به
صورت اطمینان بخش و امیدوارکننده در کلاس و جلسه امتحان برخورد کنید.
10 ـ
قبل از شروع جلسه فاصله افراد رعایت شده باشد تا در حین برگزاری جلسه نیازی
به جابجایی و حرکت نباشد.
11 ـ در شروع جلسه آیاتی از کلام الله مجید
قرائت شده و چند جمله دعای مناسب بیان گردد.
12 ـ بعد از شروع جلسه امتحان
دانش آموزان را جابجا نکنید .
13 ـ در جلسه امتحان , دبیر مربوط به درس
حتما حضور داشته باشد و با جملات اطمینان بخش دانش اموزان را آرام نماید.
14ـ مراقبین در حین برگزاری جلسات با یکدیگر صحبت نکنند .
15 ـ سعی شود
مراقبین بالای سر دانش آموزان زیاد توقف نکنند .
16 ـ اگر مراقبین مشاهده
کردند که دانش آموز جواب را اشتباه نوشته , او را سرزنش نکنند.
17 ـ از
برخورد شدید با دانش آموزان خاطی اجتناب شود .
18 ـ مراقبین با تبسم و بیان
مطلبی نشاط انگیز , تنش های احتمالی دانش آموزان را کاهش دهند.
19 ـ در
ابتدای جلسه امتحان راهنمایی و توضیح کافی پیرامون آن آزمون داده شود ودر
حین جلسه از توضیح اضافی که موجب حواس پرتی آنان می شود اجتناب نمائید.
20 ـ
سئوالات امتحانی , خوانا و از کیفیت بالا و مناسب برخوردار باشد .
21 ـ با
دانش آموزان در حین انجام امتحان گفتگو نشود .
22 ـ در صورت نیاز , پیش
نویس در اختیار دانش آموزان قرار داده شود
یروی از ده قانون ساده به شما امکان می دهد رفتارهای خوب را در کودک خود تقویت کنید و این رفتار را در آنها به صورت عادت در آورید. 1- رفتار درست بچهها را تقویت كنید نه بدرفتاری شان را : درخواستهای مودبانه بچهها را تقویت کنید، نه
نالیدنها و فریاد زدنهایشان را یا سربهسر گذاشتنها و کجخلقیها و قهر
کردنهایشان را. سعی كنید بحث و گفتوگوهای آرامیكه در بینتان وجود دارد
را چند برابر كنید، نه مجادله کردن و پافشاری و جنگیدنهایی كه گاه و
بیگاه بینتان به وجود میآید. 2- بیاموزید كه قبل از صحبت فكر كنند : همیشه در حین حرف زدن با فرزندانتان از آنها بپرسید منظور تو دقیقا چیست؟ چقدر
راجع به این حرف فكر كردهای؟ از او بخواهید كه همیشه حرفهایش را بسنجد
بعد بزند؛ اگر به این روش عمل كرد برای ثابتقدم بودنش به او پاداش دهید. 3- از فرزندانتان توقع رفتار خوب داشته باشید : بچهها
باید بدانند که شما چه توقعی از آنها دارید و آنها چه توقعی میتوانند از
شما داشته باشند. وقتی بچهها بتوانند پیشبینی کنند که عکسالعمل شما در
برابر رفتارشان چگونه خواهد بود، میتوانند رفتارهای انتخابی خود را بهتر
کنند. مطمئن باشید كه میتوانید به آنها اعتماد كنید. 4- بچهها به حرفهای شما اعتماد دارند : بچههایتان
را به شیوهای تربیت کنید که در هر موقعیتی به مقتضای آن موقعیت رفتار
کنند. به آنها بیاموزید که تلاش کردن اساسیترین چیز است. آنها را در
موقعیتهای خوب تشویق کنید. وقتی شما فرزندتان را تشویق میکنید، آنها
ایمان و اعتماد شما را به خودشان میبینند و در نتیجه به خودشان و
تواناییهایشان ایمان میآورند. 5- وقتی الگوی بدرفتاری را تشخیص دادید، شیوه رفتاریتان را تغییر بدهید : به فرزندتان قوانین رفتاری حاكم بر خانوادهتان را بگویید؛ دقت
كنید كه این قوانین باید مشخص، ثابت و عقلانی باشد. از جدولهای رفتاری و
تعهدات استفاده کنید، موفقیتها و رفتارهای خوبشان را پررنگ کنید؛ از
آنها حمایت كنید و تشویقهایتان را هم در این جدول بگنجانید. 6- تنبیه معقول در نظر بگیرید : در
برابر بچههایتان از تنبیههایی استفاده کنید که به آنها بیاموزد كه در
برابر اعمال و رفتارشان مسئولند. بچهها با تنبیههای معقول به خوب زندگی
کردن ادامه میدهند. این تنبیهها میتوانند شامل محدود کردن و کوتاهکردن
زمانهای بیرون بودنشان باشد. فراموش نکنید وقتی از دستشان عصبانی هستید به
هیچ عنوان تنبیه نکنید! 7- از كودكی به آنها درس زندگی بدهید : وقتی
فرزندتان هنوز كوچك است، مسئولیتپذیری و تصمیمگیری را به آنها یاد
بدهید: این دروس آنها را برای دنیای واقعی آماده خواهد کرد. بهخاطر داشته
باشید که بچهها به محدودیتها، ساختار و قوانینی پایدار و یکنواخت احتیاج
دارند. 8- به آنها عشق بورزید : علیرغم رفتارهای خوب یا بد فرزندانتان به آنها عشق بورزید و روی نکات مثبت اخلاقی و رفتاری شان تمرکز و توجه کنید. 9- بگویید كه كار خوب بدون پاداش نخواهد ماند : برای
اینکه نسبت به انجام کارهای درست احساس خوبی داشته باشند، به آنها
بیاموزید که خودشان درپی به دست آوردن پاداش کار درست خود باشند. 10- محیط و فضای خانوادگی سالم و دلپذیری را ایجاد کنید : استعدادها و تواناییهای شان را تایید کنید و ضعفهایشان را بپذیرید و در رفع این ضعفها به آنها کمک کنید. قبول كنید كه هیچكس بدون عیب نیست و به آنها فرصت جبران بدهید.
معلم
یک مدرسه به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند . او به آنها
گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی
که از آنها بدشان میآید ، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.
فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به مدرسه آمدند.
در کیسهی بعضی ها ۲ بعضی ها ۳ ، و بعضی ها ۵ سیب زمینی بود. معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند.
روزها
به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی
های گندیده. به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار
سنگین خسته شده بودند.
پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.
معلم از بچه ها پرسید : از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید؟ بچه ها از اینکه مجبور بودند ، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.
آنگاه
معلم منظور اصلی خود را از این بازی ، این چنین توضیح داد: این درست شبیه
وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می
دارید و همه جا با خود می برید. بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد میکند
و شما آن را همه جا همراه خود حمل میکنید. حالا که شما بوی بد سیب
زمینیها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوی
بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۲/۰۶ ساعت 16 توسط نورالدین آهنگران
|
به گزارش معاونت آموزش ابتدايي و به نقل از مركز ملي
مطالعات تيمز و پرلز؛ نتايج مطالعه بينالمللي روند رياضيات و علوم (TIMSS )و مطالعه بينالمللي پيشرفت سواد خواندن ( PIRLS) كه از مهمترين و وسيعترين مطالعات تطبيقي در قلمرو
ارزشيابي پيشرفت تحصيلي است و تحت نظر انجمن بينالمللي ارزشيابي پيشرفت تحصيلي IEA انجام مي گيرد همزمان با هفته پژوهش اعلام گرديد.
در
اين مطالعات ،عملكرد نظام آموزشي بيش از 60 كشور از سراسر جهان در دو پايه تحصيلي
چهارم ابتدايي و هشتم (سوم راهنمايي) مورد مقايسه قرار مي گيرد.
با نگاهي اجمالي به روند عملكرد دانشآموزان ايران در تيمز 2011 و مقايسهي آن با
دورههاي قبلي تيمز(1995 ،1999، 2003 ،2007)،و نيز پرلز 2011 در مقايسه با پرلز
2001 و 2006 مشاهده مي شود
كه عملكرد دانش آموزان ايران در مطاله تيمز به ترتيب در
درس علوم پايه چهارم(73 نمره)
،رياضيات پايه چهارم ( 44 نمره)
علوم پايه سوم
راهنمايي( 12 نمره)
و در مطالعه پرلز2011 در درس سواد خواندن (44 نمره )
پيشرفت
داشته است.
در گزارش بين المللي تيمز و پرلز منتشر شده توسط انجمن بين المللي ارزشيابي پيشرفت
تحصيلي (IEA) از كشور ايران به عنوان كشوري كه در طي ده
سال گذشته از نظر عملكرد آموزشي داراي روند افزايشي قابل ملاحظه بوده است ياد شده
است.
در اين گزارش همچنين اشاره شده است كه كشور ايران در درس علوم تيمز پايه چهارم و
هشتم و سواد خواندن پايه چهارم جزو چند كشور برتر نسبت به دوره هاي قبل بوده است .
اين در حالي است كه روند عملكرد برخي از كشورهاي پيشرفته نسبت به دوره هاي قبل
تيمز و پرلز با كاهش چشم گير همراه بوده است.
گفتني است كه كشور جمهوري اسلامي ايران از سال 1370 شمسي برابر با 1991 ميلادي به
طور رسمي همكاري خود را با اين انجمن آغاز كرد و تا كنون در شش مطالعه ي
تيمز TIMSS در فاصله ي سال هاي 95، 99، 2003،
2007، 2011 و تيمز پيشرفته 2008 و نيز در سه مطالعه پرلز (مطالعه بين المللي
پيشرفت سواد خواندن PIRLS) در فاصله هاي سال هاي 2001، 2006، 2011شركت
كرده است و قرار است كه در مطالعه تيمز TIMSS 2015 و
پرلز PIRLS2016 نيز شركت نمايد.
مطالعه تيمز TIMSS در فاصله هر 4 سال يك بار و مطالعه
پرلز PIRLS در فاصله هر 5 سال يك بار براي سنجش
عملكرد كشورها در آموزش علوم و رياضيات و سواد خواندن تكرار مي شود تا روند
تغييرات آموزشي و ميزان كاهش و افزايش عملكرد دانش آموزان كشورهاي شركت كننده در
طي اين سال ها مشخص شود.
اهميت و ويژگي بارز نتايج ملي و بينالمللي تيمز و پرلز در اين دوره، به دليل
اجراي همزمان اين دو مطالعه است كه براي نخستين بار اتفاق افتاده است و اين اتفاق
استثنايي ، شرايط و امكاني را فراهم ساخته است تا كشورهايي كه در پايه چهارم
ابتدايي، هم در تيمز و هم در پرلز شركت كرده اند بتوانند عملكرد دانش آموزان خود
را با ساير كشورها در سه درس رياضيات، علوم و سوادخواندن مورد مقايسه و تجزيه و
تحليل قرار دهند.
نكته مهم و قابل ملاحظه در اين مقايسه ملي و بينالمللي، بررسي چگونگي ارتباط ميان
«سطح سواد خواندن» دانشآموزان با عملكرد آنها در پاسخ به سوالات رياضيات و علوم
است. زيرا تحقيقات نشان داده است كه برخي از مشكلات آموزشي دانشآموزان در پاسخ به
سوالات رياضي و علوم به نحوه درك مطلب و ميزان فهم آنها از صورت مساله مربوط ميشود؛
به گونهايي كه اگر دانشآموزان از نظر سطح سواد خواندن نتوانند صورت مساله را به
خوبي درك كنند، مسلماً در تشخيص راه حل و پاسخ به سوالات آزمون دچار مشكل مي شوند.
مركز ملي مطالعات تيمز و پرلز در ايران نتايج ملي و بين المللي اين دو مطالعه را
در يك ويژه نامه خبري منتشر كرده است . براي اطلاع بيشتر از جزئيات اين گزارش مي
توان به سايت اينترنتي پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش به آدرس http:// rie.ir لينك
مركز ملي مطالعات تيمز و پرلز ايران مراجعه نمود.
مركز ملي مطالعات تيمز و پرلز- ديماه 91
http://gea.medu.ir
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲/۰۱/۲۴ ساعت 23 توسط نورالدین آهنگران
|
به گزارش گروه خواندنی های مشرق، ايام كلاس اول دبستان يکي از پرخاطرهترين
دوران زندگي آدمهاست و همه ما دوست داريم براي يک بار هم که شده، نخستين کتاب
درسي زندگيمان را بهدست بگيريم و صفحههاي آنرا به ياد دوران کودکي ورق
بزنيم و كمي هم در آن تأمل کنيم. گاه هم افسوس ميخوريم که اي کاش کتاب فارسي
کلاس اولمان را به عنوان يادگاري نگه ميداشتيم.
عبدالحسين کلهرنيا گلکار فردي است كه کتاب اول ابتدايي خود را حدود 70 سال حفظ
و نگهداري کرده است. كلهرنيا بيش از 30 سال در مدرسههاي استان کرمانشاه به
عنوان معلم هنر سعي کرده نظم را در زندگي دانشآموزان نهادينه کند و امروز
ميتوان از او به عنوان يکي از دانشآموزان منظم هفت دهه گذشته نام برد.
استفاده از کتاب يادشده به سالهاي دهه 1320 مربوط ميشود و نوع خط به کار
بردهشده در آن به صورت نستعليق و نسخ است. در آن دوران که دانشآموزان با اين
کتاب تحصيل ميکردند، اواخر جنگ جهاني دوم بود.
کلهرنيا که دوران خردسالياش را با شعرها و جملههاي کودکانه اين کتاب سپري
کرده است، در اينباره ميگويد: «تأثير مثبت و شاديآور بعضي از حکايتهاي اين
کتاب هنوز پس از چند دهه بر روح و روان من باقي مانده؛ به طوري که بارها از اين
کتاب براي فرزندان و نوههايم قبل از رفتن به مدرسه، خواندهام. برخي از
حکايتهاي اين كتاب عبارتاند از: شب مهتاب، بوسه مادر، عيد نوروز و پيشي پيشي
ملوسم.»
او با اشاره به انتقادي که در همان سنين کودکي به يکي از درسهاي اين کتاب
داشته است، ميگويد: «درس «آذر و شخص کور» هميشه سؤالي آزاردهنده در ذهن من به
وجود ميآورد که چرا نويسنده اين کتاب ارزشمند، آن فرد نابينا را مرد کور خطاب
ميکند؟ چون من هميشه از واژه کور متنفر بودم که اصلاً چرا انسان به خاطر
معلوليت بايد تا آخر عمر احساس ذلت کند و هميشه دوست داشتم که آدم عليل هرگز
ذليل نباشد.
ایسنا نوشت: نگهدارنده اين کتاب قصد فروش آن را ندارد؛ مگر اينكه در مراکز
فرهنگي خاص مورد بازديد عموم قرار گيرد.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ساعت 19 توسط نورالدین آهنگران
|
زبان انگليسي پرطرفدارترين زبان دوم براي يادگيري در جهان مي باشد. كاربردي
بودن اين زبان، بيشتر افراد غير انگليسي زبان را به يادگيري آن سوق مي
دهد. و همان طور كه مي دانيد به غير از آن دلایل دیگری براي يادگيري انگليسي وجود دارند.
انواع تكليف شب از نظر محتوا به صورت زير طبقه بندي شود:
1- تكاليف تمريني:اين
نوع تكاليف مهارت ها و دانش هاي كسب شده را تقويت مي كند. اكثر تكاليف
تمريني ، غير تخيلي ، غير خلاق و تكراري هستند . مؤثرترين نوع تكليف
تكاليفي هستند كه در آنها از شاگرد خواسته شود آموخته هاي جديد را با روش
شخصي به طور مستقيم به كار ببرند . مثلاً دانش آموزي كه انواع گياهان گلدار
، بدون گل ، دانه دار و بدون دانه را شناخته است به عنوان تكليف تعدادي از
گياهان محيط اطراف خود را شناسايي كرده و در اين طبقه بندي قرار دهد.
مثال: سؤالات و تمرينات رياضي صفحه ..... را بنويسيد. ( حل كنيد)
2- تكاليف آماده سازي:اين
نوع تكاليف جهت آماده سازي شاگردان براي روزهاي بعد به كار مي رود و
معمولاً به صورت مطالعه كتب درسي ، مطالعه خارج از كتاب درسي ، جمع آوري
اطلاعات و مواد قبل از كنفرانس ارائه مي شود. هدف از ارائه اين نوع تكليف
وارد كردن دانش آموزان به كسب زمينه مناسب اطلاعاتي جهت آماده شدن براي
دروس و بحث روز بعد است. براي اين نوع تكيف ابتدا بايد رهنمودها و دستور
العمل لازم را در مورد چگونگي و چرايي انجام وظايف كاملاً براي فراگيران
روشن و مشخص نمود.
مثال
: درس جلسه آينده علوم درباره ي بازيافت و اهميت آن است . شما مي توانيد
با افراد خانواده درباره مفهوم بازيافت و اينكه اگر بازيافت نبود چه اتفاقي
مي افتاد بحث كنيد و نتيجه را به كلاس بياوريد.
3-
تكاليف بسطي-امتدادي: اين نوع تكاليف شاگرد را به فراسوي كارها و فعاليت
هاي كلاسي سوق مي دهد و موجبات يادگيري و ايده هاي فراگيران را در موقعيت
هاي جديد فراهم مي كند. مثلاً درسي كه درباره ي بوعلي سينا است از فراگيران
بخواهيم با مطالعه كتاب ها به مجلات و يا حتي مصاحبه با ديگران اطلاعات
بيشتري درباره ي ابن سينا فراهم آورند. تكاليف بسطي - امتدادي ممكن است
چندين روز يا هفته به طول بينجامد . اين نوع تكليف بر توليد دانش و تكرار و
تكثير آن استوار است.
مثال: يك هفته فرصت داريد اطلاعاتي كه درباره ي كسر ها و چهار عمل اصلي آن آموخته را بنويسيد.
4- تكاليف خلاقيتي :وقتي
دانش آموز مفاهيم و مهارت هاي كسب شده در كلاس درس را با هم تركيب كند و
در يك راه يا راه هاي جديد و متفاوت به كار بندد اين نوع تكليف را خلاقيتي
گويند . مثلاً ساختن مدل يك مزرعه با چوب هاي مستعمل بستني ، قدرت خلاقيت ،
ابتكار شخصي ، تخيل و خود راهبري را در شاگردان پرورش مي دهد. البته بايد
يادآور شد كه اين چهار نوع تكليف هميشه به طور مجزا و منفك به شاگردان
ارائه نمي شود بلكه گاهي ممكن است شاگرد براي حل يك مسئله از هر چهار نوع
تكليف براي خلق و بسط ايده خود استفاده نمايد. به اين ترتيب با ايجاد تنوع
در تكاليف مختلف مي توان موجبات تثبيت ، آماده سازي تداوم و خلق مفاهيم و
مهارت هاي را در فرايند تعليم و تربيت فراهم ساخت.
مثال
: به نظر شما اگر تعداد زاويه ها، نوع آنها و تعداد اضلاع يك متوازي
الاضلاع تغيير كند، چه شكلي درست مي شود ؟ دليل خود را بنويسيد.
فضلي خاني، منوچهر ، روشهاي تدريس فعال و مشاركتي، تهران: انتشارات وزارت آموزش و پرورش (1378) .
http://amoozegar4kashan.blogfa.com
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲/۰۱/۱۷ ساعت 23 توسط نورالدین آهنگران
|
ر
اين نوشته چند پيشنهاد مختصر و روشن آورده شده است كه به كار هر معلمي
ميآيند. اين پيشنهادها به متغيرهاي زيادي اشاره ميكنند كه در كنترل
معلماند و بهتر است به آنها توجه شود. متغيرهاي زيادي بر فرايند ياددهي-
يادگيري اثر ميگذارند كه آشكارترين آنها را بايد معلم ، دانشآموز ، موضوع درس و محيط يادگيري شمرد، كه در اينجا، تأكيد و تمركز بر كار معلم بوده است.
همانطوريکه ماهيچهها براي رشد نياز به عناصر و مواد غذايي دارند، سلول هاي
مغزي نيز نياز به تغذيه دارند. تحقيقات علمي نشان داده که عناصري مثل
فسفر، منيزيم و ويتامينها به خصوص ويتامين B تأثير زيادي در تقويت حافظه
دارد. مواد غذايي که قدرت تمرکز را افزايش مي دهند در بين مواد
غذايي مختلف و مکمل هاي گوناگون، گروهي از خوردني ها هستند که مي تواند
تمرکز شما را بالا ببرند، توجه تان را افزايش دهند و ضمن تقويت ساير
عملکردهاي مغزي به تقويت قدرت حافظه نيز کمک کنند. به نظر شما کدام خوردني
ها مي توانند واقعا اين تاثيرات سودمند داروي توان مغزي را داشته باشند. بدون
ترديد هرچه سن ما افزايش پيدا مي کند بدنمان نيز ناگزير پير و کهنه مي شود
اما خبر خوب اين است که اگر رژيم غذايي خود را صحيح و براساس غذاهايي
انتخاب کنيد که هوش را تقويت مي کنند، مي توانيد حتي در سنين بالاتر نيز از
سلامت مغزي مطلوبي بهره مند باشيد. در مقاله اي که به تازگي در سايت
اينترنتي مدگورو به چاپ رسيده متخصصان تغذيه فهرستي از اين مواد غذايي مفيد
براي مغز و حافظه را منتشر کرده اند که آگاهي از آنها براي هر فردي در هر
گروه سني مي تواند مفيد و موثر باشد. - کافئين ميزان هوشياري شما را
بالا مي برد: به خاطر داشته باشيد که هيچ اسلحه سحرآميزي وجود ندارد که
ضريب هوشي شما را ناگهان بالا ببرد و شما را باهوش تر کند اما بدون شک مواد
خاصي مثل کافئين در بين خوردني ها يافت مي شوند که مي توانند توليد انرژي
کرده و تمرکز و توجه شما را افزايش بدهند. کافئين در قهوه، شکلات،
نوشابه هاي انرژي زا و برخي از داروها يافت مي شود. کافئين هرچند در کوتاه
مدت اما به هر حال بيداري و هوشياري را در شما افزايش مي دهد اما مانند
خوردني هاي ديگر در مصرف اين ماده نيز نبايد افراط و زياده روي کرد. -
گلوکز سطح هوشياري را افزايش مي دهد: همانطور که مي دانيد قند سوخت مغز است
اما در اينجا منظور قند حبه اي يا شيريني نيست بلکه اشاره به گلوکز است که
بدن از متابوليسم مواد قندي و کربوهيدراتهايي که آنها را مي خوريد بدست مي
آورد. اما با اين حال به ياد داشته باشيد که زياده روي در مصرف اين مواد
در طول روز نه تنها مفيد نبوده بلکه مي تواند به حافظه آسيب وارد کند.
بعلاوه اگر تلاش کنيد که مواد قندي و کربوهيدراتهاي سالم را به عنوان منبع
گلوکز مصرف کنيد از عوارض جانبي مصرف شيريني زياد مثل چاقي نيز در امان
خواهيد بود. - يکي ديگر از اقداماتي که موجب افزايش تمرکز مي شود خوردن
صبحانه است. اگر هر روز در موقع مناسب صبحانه بخوريد، سوخت مغز شما تامين
مي شود. مطالعات نشان مي دهد که خوردن صبحانه در تقويت تمرکز و حافظه کوتاه
مدت نقش قابل توجهي دارد. - ماهي نيز واقعا غذاي مغز است. ماهي يک منبع
پروتئيني مفيد است که بدليل غني بودن از اسيدهاي چرب امگا 3 و ضروري براي
رشد و عملکرد مغز مصرف آن بسيار توصيه مي شود. اين چربي هاي سالم قدرت مغز
را بالا مي برند و از زوال عقل و آلزايمر جلوگيري مي کنند. مصرف ماهي در
کاهش خطر بروز اختلالات و مشکلات رواني و نيز در تقويت حافظه بسيار موثر
است. - براي تقويت تمرکز و حافظه، شکلات و مغز خشکبار را نيز به رژيم
غذايي خود بيفزاييد. مغزها و دانه ها منابع غني از آنتي اکسيدان ويتامين e
هستند که از ضعف و ناتواني ذهني مربوط به بالارفتن سن تا حد زيادي جلوگيري
مي کند. همچنين شکلات تلخ نيز خواص آنتي اکسيداني فوق العاده اي دارد و
حاوي محرک هاي طبيعي مثل کافئين است که مي تواند تمرکز و قدرت توجه را بالا
ببرد. - افزودن آووکاد و غلات سبوس دار به رژيم غذايي خود را نيز
فراموش نکنيد. هر عضوي در بدن به جريان خون وابسته است و قلب و مغز به
عنوان دو عضو اصلي بدن از اين جنبه بيشتر حائز اهميت هستند. مصرف رژيم
غذايي حاوي غلات سبوس دار و ميوه ها از جمله آووکادو خطر ابتلا به
بيماريهاي قلبي – عروقي و کلسترول بد را کاهش مي دهد که نتيجه آن بهبود
جريان خون و در نهايت بهبود عملکرد سلولهاي مغزي است. آووکاد و هرچند چربي
دارد اما چربي آن مفيد بود و به جريان سالم خون کمک مي کند. - توت نيز
يک سوپر ماده مغذي براي مغز محسوب مي شود چون از اين عضو در برابر فشار
اکسيديته محافظت کرده و در نتيجه مشکلات مغزي ناشي از افزايش سن مثل
آلزايمر و زوال عقل را تا حد زيادي کاهش مي دهد. اين ميوه ظرفيت هاي
يادگيري و مهارت هاي حرکتي را در موشهاي سالخورده افزايش مي دهد. دراين
مقاله همچنين تاکيد شده است که در اين ميان نقش مکمل ها و ويتامين ها و
مواد معدني را نيز نبايد ناديده گرفت. اين منابع سرشار از ويتامين هاي ب،
ث، اي، بتاکاروتن و منيزيم هستند که همگي مکمل هاي قوي براي تقويت مغز
هستند. اما با اين حال متخصصان تاکيد دارند که براي احتياط بيشتر مصرف اين
مکمل ها و ويتامين ها بايد حتما با مشورت و تحت نظارت پزشکي متخصص صورت
گيرد. منبع :کانون انجمن هاي صنفي صنايع غذايي ايران تاريخ : 2 خرداد 1390 شاخه : غذا و سلامتي شاتوت و خواص مفيد آن ...
تقويت حافظه با شاه توت پژوهشگران به تازگي دريافتند با گنجاندن ميوه هايي
مانند شاه توت در رژيم غذايي خود مي توانند عملکرد مغز را بهبود بخشيده و
آن را تقويت کنند ... اين محققان معتقدند فلاوونوئيدها از جمله آنتوسيانين و
فلاوانول هاي موجود در اين ميوه و خانواده آن از طريق راه ويژه اي در
هيپوکامپوس مغز مي توانند پروتئين هاي خاصي را فعال کرده و حافظه را تقويت
کنند ... هيپوکامپوس بخشي از مغز است که يادگيري و حافظه را کنترل مي کند
... دکتر مت ويتمن محقق دانشکده پزشکي دانشگاه پنسيلوانيا معتقد است تقويت
حافظه درازمدت و کوتاه مدت در سطح ملکولي در نورون ها کنترل مي شود ولي
خوردن اين ميوه خوشمزه مي تواند ظرفيت حافظه را تا حد زيادي افزايش داده و
منجر به تقويت آن شود
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۱۵ ساعت 20 توسط نورالدین آهنگران
|
یوید سوآرز نویسنده این مقاله، در ابتدای آن آورده است:
وقتی در «مدرسه بینالمللی جاکارتا» در اندونزی، تدریس در کلاسهای تلفیقی
هندسه ـ جبر را به دانشآموزان پایه هشتم شروع کردم، تصمیم گرفتم کلاس درسم
را به گونهای سازماندهی کنم که دانشآموزان بتوانند دامنه یادگیری با
واسطه را انتخاب کنند و تکالیفی را برای یادگیری برگزینند که به اندازه
کافی چالش برانگیز باشند. مدرسه بینالمللی جاکارتا، مؤسسهای بینالمللی،
خصوصی و 12 پایهای بود که در دوره راهنمایی (سال ششم تا هشتم) تقریباً 650
دانشآموز داشت. این دانشآموزان، هم شامل افرادی بودند که به کلاسهای
جبرانی ریاضی نیاز داشتند و هم کسانی که بیشتر برنامه درسی ریاضی سال آینده
را بلد بودند. این سؤال که چگونه میتوان در این گروه متنوع به هر کدام از
دانشآموزان فرصتی برای رشد داد، ذهنم را به خود مشغول کرده بود.در
حالیکه تلاش میکردم برای این کلاس، با این همه تفاوت، هدف یادگیری مشترک و
مناسبی را انتخاب کنم، به این نتیجه رسیدم که یک هدف نهایی مناسب
نمیتواند وجود داشته باشد. به جای آن، به اتفاق یکی از معلمان همکارم، در
سال 2005 برنامه آموزش در سطوح متفاوت را تولید کردیم، که دانشآموزان را
قادر میسازد، محتوای یکسانی را در سطوح متفاوتی مطالعه کنند. ما اجرای این
روش را در سال تحصیلی 7-2006 با دانشآموزان ریاضی پایه هشتم شروع کردیم و
استفاده از رویکرد مشابهی را نیز در علوم پایه هشتم مورد بررسی قرار
دادیم.
نویسنده این مقاله، در ادامه، چندین عنوان اساسی مانند: «آمادهسازی برای
آموزش در سطوح متفاوت»، «قدرت انتخاب دانشآموز»، «دانشآموزان ضعیف، یا
بیحوصله هستند یا از پای درآمده» و «آموزش در سطوح متفاوت، چگونه در کلاس
درس عملی میشود» را توضیح و نتایج آن شامل پیشرفت بیشتر، یادگیرندگان
مشتاق و چشماندازهای مثبت را شرح داده است.
منبع: «رشد آموزش ریاضی»
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۱۰/۲۶ ساعت 23 توسط نورالدین آهنگران
|
انم«
تامپسون» معلم کلاس پنجم ابتدايي در اولين روز مدرسه مقابل دانش آموزان
ايستاد و به چهره دانش آموزانش خيره شد و مانند اکثرمعلمان ديگر به دروغ به
بچه ها گفت که همه آنها رابه يک اندازه دوست دارد. اما اين غير ممکن بود.
چرا که در رديف جلو پسربچه اي به نام « تدي استودارد» درصندلي خود فرو رفته
بود که چندان مورد توجه معلم قرارنداشت. خانم «تامپسون» سال قبل « تدي »
را ديده بود و متوجه شده بود که او با بقيه بچه ها بازي نميکند. اينکه
لباسهايش کثيف هستند و او همواره به استحمام نيازدارد . براي همين «تدي»
فردي نامطلوب قلمداد مي شد.
اين وضعيت چنان خانم « تامپسون» را تحت تاثير قرار داد که او عملا نمرات پاييني را بر روي برگه امتحا نياش درج مي کرد.
در
مدرسه اي که خانم «تامپسون» تدريس مي کرد، لازم بود تا او شرح گذشته
تحصيلي همه دانشآموزانش را مورد بررسي قرار بدهد. او«تدي» را در نوبت آخر
قرار داد . با اين حال وقتي پرونده وي را مرور کرد، بسيار شگفت زده شد.
معلم
کلاس اول « تدي » نوشته بود او بچه اي باهوش است که هميشه براي خنديدن
آمادگي دارد. او تکاليفش را مرتب انجام ميدهد و رفتار خوبي دارد. او از
اينکه دور و برش شلوغ باشد، خوشحال مي شود
علمولوژی: از
زمان ایجاد اصلاحات در حدود ۴۰ سال پیش، سیستم آموزشی فنلاند همیشه در رتبه
بندی های بین المللی برای نظام های آموزشی در جهان رده های اول را به خود
اختصاص داده است.
در زیر نگاهی داریم به ۲۶ حقیقت سیستم آموزشی در کشور فنلاند:
۱ – کودکان فنلاندی از سن ۷ سالگی به مدرسه می روند.
۲ – در مقایسه با دیگر
سیستم های آموزشی، در فنلاند دانش آموزان تا زمانی که وارد سنین نوجوانی
شوند، به ندرت امتحان پس داده یا اینکه در خانه تکلیف انجام می دهند.
۳ – در شش سال اول تحصیل، هیچ گونه سنجشی از کودکان به عمل نمی آید.
۴ – تنها یک امتحان استاندارد اجباری در فنلاند وجود دارد، که وقتی بچه ها به سن ۱۶ سالگی برسند از آنها گرفته می شود.
۵ – تمامی کودکان، چه باهوش باشند چه نباشند، در کلاس های درسی مشابه می نشینند.
۶ – فنلاند در حدود ۳۰ درصد کمتر از ایالات متحده برای هر دانش آموز هزینه می کند.
۷ – در ۹ سال اول آموزش، به ۳۰ درصد کودکان اضافه تر از حد معمول کمک می شود.
۸ – ۶۶ درصد دانش آموزان به کالج می روند (بالاترین نرخ در کل اروپا).
۹ – تفاوت بین ضعیف ترین و قوی ترین دانش آموزان، کمترین میزان در کل جهان است.
۱۰ – کلاس های علمی به ۱۶ دانش آموز در هر کلاس محدود می شود تا همه آنها بتوانند آزمایش های عملی را اجرا کنند.
۱۱ – ۹۳ درصد فنلاندی ها از دبیرستان فارغ التحصیل می شوند.
۱۲ – ۴۳ درصد دانش آموزان دبیرستانی فنلاند به مدرسه های فنی حرفه ای می روند.
۱۳ – دانش آموزان مدارس ابتدایی ۷۵ دقیقه در روز را به عنوان زنگ تفریح در اختیار خود دارند.
۱۴ – معلمان فقط ۴ ساعت در روز را در کلاس های درس می گذرانند، و ۲ ساعت در هفته را به عنوان “پیشرفت حرفه ای” صرف می کنند.
۱۵ – در فنلاند به
اندازه شهری بزرگ همچون نیویورک معلم وجود دارد، اما تعداد دانش آموزان در
آن بسیار کمتر است. ۶۰۰ هزار دانش آموز در فنلاند در مقایسه با ۱٫۱ میلیون
در نیویورک.
۱۶ – ۱۰۰% هزینه های مدارس توسط دولت تأمین می شود.
۱۷ – تمامی معلمان در فنلاند باید مدرک فوق لیسانس داشته باشند.
۱۸ – برنامه آموزشی کشوری فقط شامل خط مشی های کلی می شود.
۱۹ – معلمان از ۱۰% فارغ التحصیلان برتر انتخاب می شوند.
۲۰ – در سال ۲۰۱۰، تعداد ۶۶۰۰ داوطلب برای ۶۰۰ پست آموزشی در مدارس با یکدیگر رقابت کردند.
۲۱ – متوسط حقوق پایه برای یک معلم فنلاندی در سال ۲۰۰۸ حدود ۲۹ هزار یورو بود.
۲۲ – معلمان دبیرستانی با ۱۵ سال تجریه، ۱۰۲ درصد بیشتر از دیگر فارغ التحصیلان کالج درآمد کسب می کنند.
۲۳ – معلمان در فنلاند براساس سیستم “شایستگی پرداخت” پول دریافت نمی کنند.
۲۴ – در عمل، جایگاه اجتماعی معلمان در حد پزشکان و وکلا می باشد.
۲۵ – در سنجشی با
استاندارد بین المللی در سال ۲۰۰۱، دانش آموزان فنلاندی در بخش های علوم،
قرائت و ریاضی در صدر و یا رتبه های نزدیک به صدر قرار گرفتند. از آن سال
به بعد، همیشه بالاترین رتبه ها را به خود اختصاص داده اند.
۲۶ – علی رغم وجود
اختلاف هایی بین ایالات متحده و فنلاند، این کشور اروپایی از کشورهایی با
جمعیت و تعداد نفوس برابر با خود بسیار سرتر است.
نظرتان در مورد این سیستم آموزشی چیست؟! منبع : اینترنت
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۲۷ ساعت 22 توسط نورالدین آهنگران
|
1. اگر بینی خود را بگیرید، امکان ندارد
بتوانید زمزمه کنید.
2. وقتی شیشه می شکند، ترک های آن باسرعت
3000 مایل در ساعت حرکت می کنند.
3. در هر دقیقه حدود 200 نوزاد در جهان متولد
می شوند.
4. جلیقه ی ضد گلوله، خروجی اضطراری، برف پاک
کن شیشه ی ماشین و پرینتر های لیزری همگی توسط زنان اختراع شده اند.
5. انسان در زمان خواب بیشتر از زمانی که
تلویزیون تماشا می کند کالری مصرف می کند.
6. به طور میانگین انسانها بیشتر از اینکه از
مرگ بترسند از عنکبوت می ترسند.
7. ناخن های انسان در زمستان سریع تر رشد می
کنند.
8. وقتی به کسی که عاشقش هستید نگاه می کنید،
مردمک چشمانتان گشاد تر می شود. و قتی به کسی که از او متنفرید هم نگاه می کنید
همین اتفاق می افتد.
9. تنها انسان ها در هنگام احساساتی شدن اشک می
ریزند. و انسان به طور متوسط 4,200,000 بار در سال پلک می زند.
10. بینایی مردان از زنان بهتر است و می توانند
متن های ریز تری را بخوانند. در زنان قدرت شنوایی بهتر است.
11. "محمد" شایع ترین اسم در جهان
است.
12. یخ به ههیچ وجه سر نیست. چیزی که باعث می
شود بر روی یخ سر بخوریم یک لایه ی نازکی از آب است که در اثر فشار بر روی یخ
ایجاد می شود و باعث می شود که سر بخوریم.
13. هر انسانی در جهان با 9میلیون نفر دیگر،
روز تولد مشترکی دارد.
14. زنان دو برابر بیشتر از مردان پلک می زنند.
15. تعدادنوزادانی که در طول یک سال در
هندوستان متولد می شوند از کل جمعیت استرالیا بیشتر است.
16. 492 ثانیه طول می کشد تا اشعه ی خورشید به
زمین برسد.
17. نوزادان در هنگام تولد کشکک زانو ندارند.
18. درخت زیتون می تواند بیش از 1500 سال زندگی
کند.
19. در تولید کاغذ اسکناس از خمیر پنبه به جای خمیر
چوب استفاده می شود. این بدان معنی است که اگر داخل ماشین لباسشویی شسته شود مثل
کاغذ معمولی از بین نمی رود.
20. آب قطب جنوب به قدری سرد است که هیچ چیز در
آنجا فاسد نمی شود. گرم ترین هوایی که تا به حال از قطب جنوب گزارش شده 3 درجه ی
فارنهایت بوده است.
21. جنگل های بارانی آمازون بیش از 20 درصد
اکسیژن جهان را تولید می کنند.
22. اقیانوس اطلس شمالی هر سال 2,5 سانتی متر
عریض تر می شود.
23. سالانه بیش از 50,000 زمین لرزه در جهان
اتفاق می افتد.
24. هر مایل مربع از آب دریا حاوی 20 کیلوگرم
طلا است.
25. 1000 سال طول می کشد تا یک قطره ی آب
اقیانوس دور جهان بچرخد.
26. اروپا تنها قاره ای است که هیچ صحرایی در
خود ندارد.
27. آب اقیانوس اطلس از اقیانوس آرام شور تر
است.
28. قدیمی ترین لامپ ، در سال 1901و در یک
ایستگاه آتش نشانی در کالیفرنیا روشن شده و هنوز هم روشن است. اسم این لامپ، چراغ
صده ای است.
29. بوییدن سیب سبز یا موز (فقط بوییدن و نه
خوردن) باعث کاهش وزن می شود.
30. هر انسان معمولی 3 سال از عمر
خود را در سرویس بهداشتی می گذراند.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۹/۲۳ ساعت 11 توسط نورالدین آهنگران
|
یک پژوهشگرانسان شناس، در آفریقا، به تعدادی از بچه های بومی یک بازی راپیشنهاد کرداو سبدی از میوه را در نزدیکی یک درخت گذاشت و گفت هر کسی که زودتر به آنبرسد آن میوه های خوشمزه را برنده می شودهنگامی که فرمان دویدن داده شد ، آن بچه ها دستان هم را گرفتند وبایکدیگر دویده و در کنار درخت، خوشحال به دور آن سبد میوه نشستند.
وقتیپژوهشگر علت این رفتار آن ها را پرسید وگفت درحالی که یک نفراز شما میتوانست به تنهایی همه میوه ها را برنده شود،چرا از هم جلو نزدید؟ آنهاگفتند:
چگونه یکی از ما می تونه خوشحال باشه، در حالی که دیگران ناراحت اند
" اوبونتو ؛ به این معنا که:
اوبونتو در فرهنگ "ژوسا" یعنی : من هستم، چون ما هستیم
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۲۲ ساعت 23 توسط نورالدین آهنگران
|
راز کمک به یادگیری خواندن و نوشتن کودک در میزان وقتی نهفته است که شما به عنوان مادر یا پدر صرف آموزش فرزندتان می کنید. خواه شما صفحات فکاهی آخر هفته را برای فرزندتان بخوانید یا او را با خودتان به خرید ببرید و اجازه دهید اقلام مورد نیاز را از قفسه ها بردارد، کودک می آموزد که چگونه در کنار شما باشد و علائق خود را با الگوهای رفتاری شما مطابقت دهد.
زمانی که کودک وارد مدرسه می شود با بسیاری از مهارت های مورد نیاز برای خواندن و نوشتن آشنا است. کودک از طریق گفت و شنود با شما چگونگی برقراری رابطه را آموخته است. هنگامی که او می بیند شما چگونه در امور روزمره و در اوقات فراغت از خواندن و نوشتن استفاده می کنید، به اهمیت و لذت آنها پی می برد. با حضور در فعالیت های روزمره و گردش های خانوادگی، اطلاعات اولیه لازم را درباره مردم، مکان ها و اموری که برای پیشرفت توانایی خواندن او ضروری است به دست می آورد.
اما قبل از این که کودک قادر به خواندن و نوشتن شود باید به توانایی خود در یادگیری ایمان آورد. متأسفانه بعضی از والدین به طور ناخواسته با اجبار کودک به خواندن، قبل از کسب آمادگی لازم، اعتماد به نفس کودک را تضعیف می کنند. گاهی با تبدیل کاری به یک وظیفه که ممکن است کودک آن را تفریح به حساب آورد او را کاملاً از خواندن دلزده می کنند.
حال این وظیفه شماست تا با ایجاد محیط آرام و با آرامش کودک را در تجربه اش تشویق کنید و مراحل یادگیری را برای او لذتبخش کنید.
● مهمترین معلم کودک شما
یکی از وظایف سنگین والدین ایجاد انگیزه و علاقه در کودک برای خواندن و نوشتن است. اما این کار بسیار ظریف است و نیازمند استفاده از روشی دقیق و اصولی است. پژوهش های انجام شده بارها نشان داده اند که محیط اولیه زندگی کودک تا حد بسیارزیادی در توانایی بعدی او در خواندن مؤثر است و نوع برنامه های پیش دبستانی و اندازه کلاسی که برای نخستین بار کودک در دبستان با آن روبه رو می شود، در توانایی خواندن او نقش کمتری را ایفا می کنند.
هنگامی که شما فرزندتان را به موزه یا باغ وحش می برید، در واقع (و شاید ناخودآگاه) به او کمک می کنید تا پایه های اعتماد به نفس، تجربه و مفاهیمی که برای یادگیری خواندن و نوشتن نیاز دارد را در درون خود پرورش دهد. متخصصان بر این باورند که در این زمینه نوع فعالیت از اهمیت زیادی برخوردار نیست، بلکه روش برخورد پدر و مادر با کودکان شان عامل تعیین کننده ای در یادگیری است. هنگامی که زمان خواندن و نوشتن فرا می رسد کودکانی دارای موفقیت بیشتری هستند که در خانواده های موفقی رشد کرده اند. یعنی خانواده ای که در آنها والدین برای فرزندان شان وقت صرف می کنند، آنها را به مکان های گوناگون می برند، مطالبی را برای آنها بلند بلند می خوانند، به آنها کمک می کنند تا موضوعات مورد علاقه شان را دنبال کنند، آنها را وارد مکالمات روزمره خود می کنند و به سؤال های آنها پاسخ می دهند.
● آغاز یادگیری در خانه
شاید شما هر روز با موارد فراوانی که عامل پیشرفت مهارت های کودک است روبه رو شوید. ممکن است به فرزندتان اجازه دهید پاکت های نامه شما را باز کند و شاید یک بار در داخل یکی از آنها یک دسته کوپن تبلیغاتی بیابد. کودک را تشویق کنید تا با بررسی آنها عکس های اقلام مورد نیاز خانواده را تنظیم کند. شاید در نامه دیگری برچسب عکس حیوانات باشد. از او بخواهید تا عکس ها را از هم جدا کند و روی کاغذ بچسباند.چنین فعالیت هایی با نوع آموزش غیررسمی کودک یعنی سبک طبیعی یادگیری کودک مطابقت دارد. اجازه دهید کودک به دور از هرگونه فشاری کاملاً آزاد باشد. از آنجایی که شما کارهای آموزشی را به شکل بازی از او می خواهید، کودک از این کار لذت می برد. کودک به طور اتفاقی از انجام بازی های گوناگون تجربه کسب می کند. اما با روی هم انباشته شدن چنین تجارب کوچک، کودک قبل از ورود به دبستان آماده و علاقه مند به خواندن و نوشتن می شود.
● والدین در نقش الگو
شما و همسرتان الگوی فرزندتان برای خواندن و نوشتن هستید. هرچه بیشتر در حضور او مشغول به خواندن و نوشتن باشید، کودک علاقه بیشتری برای انجام این کار نشان می دهد.از هر فرصتی برای نشان دادن اهمیت و ارزش کلمات نوشتاری استفاده کنید. شاید به او اجازه دهید تا شما را در انجام فعالیت هایی که بستگی به پیروی از دستورالعمل های نوشته شده دارد، مانند پختن کیک یا متصل کردن اعضای عروسک یاری دهد. شاید به تازگی برای او یک سه چرخه خریده اید. البته اجازه دهید تا کودک خود سعی کند تا قطعات سه چرخه را سوار کند و سپس به او نشان دهید که اگر از دستورالعمل سوار کردن دوچرخه استفاده می کرد چقدر کار آسان تر می شد.
کودک را از موضوعات موردعلاقه خودتان آگاه کنید و به او نشان دهید که چگونه کتاب ها، شما را در یادگیری این مسائل یاری می دهند. با حوصله و دقت زیاد فرزندتان را به طرف موضوعات موردعلاقه اش ترغیب کنید. او را به کتابخانه ببرید و به او کمک کنید تا کتاب هایی را که پاسخگوی پرسش های فراوان او در مورد مسائلی همچون مقدار داغی خورشید و فعالیت فضانوردان است، انتخاب کند. سپس این کتاب ها را با هم بخوانید و جواب سؤال ها را کشف کنید.
از این طریق کودک متوجه علاقه شدید شما به خواندن کتاب و روزنامه می شود و به این نتیجه می رسد که خواندن یک فعالیت مهم است.قسمتی از جاذبه خواندن نه تنها ناشی از علاقه کودک به تقلید از رفتار شما است، بلکه ناشی از علاقه او به همکاری با شما نیز است. دخالت دادن کودک در بحث در مورد مطالب صفحه اول روزنامه و یا صرف زمان کوتاهی برای توضیح ساده موضوع کتابی که در حال مطالعه هستید، به او کمک می کند تا از قدرت کلمات نوشتاری آگاه شود.
در جهان پرمشغله امروز، بسیاری از فعالیت های دیگر مانند کار، ورزش، تماشای تلویزیون و خرید، فرصت مطالعه را از مردم گرفته است.
به یاد داشته باشید که کودک به چگونگی تقسیم زمان و صرف اوقات فراغت شما توجه می کند. او به آن چه شما عملاً انجام می دهید دقت می کند و برای او رفتار شما گویاتر از گفتار شما است. حتماً زمان مناسبی را برای مطالعه در برنامه زندگی خود بگنجانید. والدینی که با وجود برنامه های فراوان روزانه شان از خواندن به عنوان یک سرگرمی استفاده می کنند و خانه را پر از کتاب، مجله و روزنامه می کنند، به فرزندان شان می فهمانند که خواندن تا چه حدی برای آنها ارزش دارد.جالب است بدانید که خواهر یا برادری که کمی بزرگ تر از کودک است یا کودکان با تجربه تری که مورد توجه او هستند، می توانند در آماده کردن او برای خواندن بسیار مؤثر باشند.این رفتار کودک جای سؤال ندارد، زیرا او تقریباً هر رفتار دیگری را نیز از همین طریق می آموزد.
از آن جایی که خواهر بزرگتر کودک به تازگی مراحل یادگیری خواندن را سپری کرده است، شاید بهتر از والدین با این مراحل آشنا باشد. او احتمالاً درک قوی تری از مطالب جالب و پراهمیت خواندن برای یک خواننده مبتدی دارد.
در حالی که بزرگسالانی که مدت ها قبل، این مراحل را طی کرده اند، ممکن است در تشخیص سخت و آسان بودن مطالب دچار اشتباه شوند. خواهر کوچک تری که خود در ابتدای آموزش با سختی و ناامیدی هایی روبه رو شده و هنوز هم آنها را به یاد دارد در این مرحله حتی مؤثرتر از والدین می تواند مطالب را به کودک منتقل کند، به علاوه این عمل به سود معلم کوچولو نیز تمام می شود، زیرا که او احساس بزرگی و عاقلی می کند و اشتیاق یاد دادن در او متبلور می شود.
روزنامه ایران
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۰۶/۳۱ ساعت 14 توسط نورالدین آهنگران
|
شناخت قانون هر چیزی شما را به آن علاقمند می کند. اگر خیلی ها از تماشای تنیس لذت نمی برند به خاطر آن است که از قانون شمارش امتیازها در آن آگاهی ندارند. قانون ورزشها، قانون بازیها، قانون برقراری یک ارتباط مؤثر، مقررات اجتماعی و قانون کتاب را کشف کنید.
قبل از شروع مطالعه کشف کنید محوری که مطالب کتاب حول آن دور می زند چیست؟ این کتاب بر چه موضوعی تأکید می کند؟ چه سبک و ساختاری دارد؟ چگونه می خواهید به من یاد بدهید؟
یکی از موارد بسیار مهم که شما معمولاً نادیده می گیرید، قانون و روش مطالعه است. در خواندن هر کتاب و مطالعه نیز برای آن که تمرکز عالی پیدا کنید و روش و قانونی وجود دارد که آن را بعداً بررسی خواهیم کرد. اکنون فقط به این نکته توجه کنید که برای یک مطالعه متمرکز باید به روش صحیح مطالعه کرد. اگر شما ندانید قانون بازی والیبال چیست نمی توانید آن را بازی کنید. در مورد مطالعه هم همین طور است. ابتدا باید روش مطالعه را فرا بگیرید.
زبان گردانی
وقتی شما چند دوست دارید، دوستی را که به شما بیشتر شبیه است، عاطفه و روحیه شما را دارد و به زبان شما سخن می گوید، بیشتر دوست دارید. به حرفهایش بیشتر توجه می کنید و حتی بیشتر او را به خاطر می سپارید. زبان کتاب، بک زبان ساده، عمومی و همگانی است و باید همچنین باشد. این شما هستید که باید پس از مطالعه، کتاب و متن و نمودار فرمولها را به زبان خود بیان کنید. “زبان گردانی”، یکی از اصول مطالعه است. فرمول انیشتین را به زبان خود تعریف کنید. ببینید که آن در زبان شما چه مفهومی دارد؟ یادتان می آید که وقتی سال اول دبستان بودید، باران را چگونه برای خود زبان گردانی کردید؟ نعلبکی را در لوله کتری برگرداندید و برای خود ابر و باران ساختید. پیچیده ترین مطالب علمی را همین طور که مطالعه می کنید و جلو می روید به زبان ساده، قابل فهم و بیان خوشایند خودتان برگردانید. از خود مثال بزنید و حتی آن متن را یک بار دیگر به زبان ساده خودتان بنویسید. اگر بخواهید عیناً مطالب کتاب را بخوانید و حفظ کنید عملاً نمی توانید یادگیری عمیقی داشته باشید. اما اگر با زبان گردانی مطالب را یاد بگیرید، خیلی راحتتر عین مطالب کتاب را بیان خواهید کرد و به خاطر خواهید سپرد. پس یادتان باشد:
“زبان گردانی” یعنی بیان مطالب دشوار کتاب به زبان ساده و خوشایند خودتان.
با کتاب شوخی کنید
وقتی تلویزیون تماشا می کنید یا با دوستتان صحبت می کنید، لبخندی بر لب دارید و راحتید، اما وقتی از کتاب و مطالعه صحبت می شود و به سراغ درسها می روید جدی و محکم و اخمو می شوید.
در روان شناسی حافظه و یادگیری گفته می شود: مطالبی که بار هیجانی بیشتری دارند، بیشتر در حافظه می مانند و بهتر به خاطر آورده می شوند چرا که هیجان، علاقه، تمرکز، و ورود مطلب به حافظه را موجب می شود. مثالی بزنیم: من به شما می گویم: همسایه ۱۸ سال قبلتان یادتان می آید؟ شما می گویید: نه. می گویم: همان که دو بچه کوچک داشت. می گویید: نه، به خاطر نمی آورم. می گویم: همان که پدرش فروشنده لباس بود و شما باز هم به خاطر نمی آورید. می گویم: همان که خانه شان آتش گرفت. یک مرتبه همه چیز در ذهنتان زنده می شود چرا که آتش گرفتن، بار هیجانی مؤثری داشته است. اگرچه آتش گرفتن، یک هیجان منفی در شما ایجاد کرده بود، در هر حال هیجان انگیز بود و همین هیجان باعث شده بود که شما خاطره آن را به خوبی به خاطر بسپارید.
با کتاب خود شوخی کنید. مثالهایی مهیج، شادی آفرین و حتی خنده دار بزنید. این موضوع به علاقه و تمرکز شما کمک زیادی می کند. بعد از این که خواندید الکترون در سیم حرکت می کند و به مقاومتی مثل لامپ برخورد می کند و لامپ را روشن می نماید، به زبان خودتان بگویید: موتور سوار (الکترون) در خیابانی خلوت (سیم) به سرعت حرکت می کند که ناگهان به دیواری (مقاومت) برخورد می کند و آن وقت احساس می کند که پروانه ها دور سرش می چرخند (روشن می شود).
هرچه می توانید به سخت ترین مطالب کتاب بار هیجانی مثبت بدهید و آن را بخوانید. وقتی که سدیم روی آب شناور است، به شدت حل می شود و اگر کبریتی بزنیم، بالای آن شعله ور می شود. تصور کنید اگر کسی در حال آب خوردن باشد و سدیمی در آب بیندازیم و به آن کبریت بزنیم، سبیلهایش می سوزد. اگر بخواهید می توانید با زبان خوشایند خودتان با تمام مفاهیم کتاب شوخی کنید. اگر در بحث گشتاور مثالی از الاکلنگ می آورند فقط به خاطر آن است که بازی مهیج الاکلنگ، گشتاور را در ذهن شما وارد کند. شما باید زرنگی کنید و مثالی مهیج بزنید.
با کتاب آنچنان شاد و مهیج برخورد کنید که گویی به دوست داشتنی ترین دوست خود رسیده اید.
توجه به لذتهای نهایی، نه دشواری مسیر
برای شروع هر کار باید این را بپذیرید که دشواریهای در مسیر وجود دارد و تلاش لازم است. پذیرش دشواری مسیر و رنج راهی که در پیش دارید شما را برای مقابله با این دشواریها و پیشرفت آماده می کند. عدم پذیرش این که هر مسیری با دشواری رو بروست به ویژه در آغاز راه، شما را افسرده و ناراحت می کند.
همین تمرینات تمرکز را در نظر بگیرید. ممکن است در ابتدا برایتان خیلی مشکل باشد ولی به تدریج که جلوتر می روید، تمرینات، ساده تر و قابل قبول تر می شود. برای میل پیدا کردن به انجام هر کار، باید به لذتهای پایان کار توجه کنید و به هیچ عنوان به دشواریهای مسیر فکر نکنید.
اگر باید روزی بیست صفحه مطالعه کنید، فکر خود را به رنج روزی بیست صفحه مطالعه متمرکز نکنید. بلکه به لذتهای نهایی که نصیبتان می شود توجه کنید. آنچه شما را به تلاش پیگیر و مستمر وا می دارد، میل به جذب لذتهاست. کسانی از کوه بالا می روند و قله را فتح می کنند که لذت رسیدن به قله را در ذهن می پرورانند. این افراد در طول مسیر هرگز به دشواری راه نمی اندیشند بلکه خود را در آن بالا مجسم می کنند و به این فکر می کنند که از آن بالا همه چیز زیباست. همین شوق ذهنی باعث می شود که آنها به راحتی، دشواری مسیر را بپذیرند و پیش بروند. حال آنکه اگر آنان تمام ذهنشان را معطوف به دشواری مسیر می کردند و مدام به این فکر می کردند که چقدر تا پایان راه باقی است، این رنج که در ذهنشان مجسم می شد، به سرعت آنها را خسته می ساخت.
همین که فکر خود را بر این متمرکز کنید که در پایان امتحانات چه نمرات درخشانی می گیرید و به لذت شکوه آن لحظه فکر کنید، این قدرت را پیدا می کنید که سختیهایی را که از ساعتها مطالعه و درس خواندن متحمل می شوید، به راحتی پشت سر بگذارید.
مدام در ذهن خود موفقیتهای نهایی را مجسم کنید. همچون ورزشکاری که به شوق لذتِ داشتن بدنی ورزیده و جسمی آماده در پایان کار، رنج زود بیدار شدن و سختی تمرینات را متحمل می شود. یادتان باشد همیشه این توجه به لذتهاست که تمرکز و علاقه ایجاد می کند.
اشتباه در برنامه ریزی
همین جا لازم است که به برنامه ریزی غلط و پیگیری نادرست برنامه های درسی اشاره کنیم. برنامه هایی که برای یک روز حجم زیادی از مطالب را در بر می گیرد، عملاً به خاطر همین حجم زیاد، تنفر ایجاد می کند. عده ای، وقتی برنامه ریزی می کنند که مثلاً از فلان کتاب، روزی یک صفحه مطالعه کنند، به جای آن که برنامه همان روز را اجرا کنند، مدام کتاب را ورق می زنند که چه راه زیادی باقی مانده است و همین توجه به دشواری مسیر طولانی بودن راه، شوق و علاقه و تمرکز را در آنها از بین می برد. از اجرای برنامه های روزانه فقط برنامه همان روز را انجام دهید و مطلقاً به این که “چند صفحه مانده” فکر نکنید. اشتباه بیشتر داوطلبان کنکور که باید تمام کتابهای چهار سال دبیرستان را بخوانند این است که پس از مدتی در ذهن خود به طولانی بودن راه فکر می کنند. باید همیشه به خاطر داشته باشید که هر روز فقط برنامه همان روز را اجرا کنید.
تعیین هدف
یکی از عوامل مهم در ایجاد تمرکز حواس و افزایش دقت در هنگام مطالعه، آگاهی از هدف مطالعه است. حتماً پیش از مطالعه برای خود مشخص کنید که هدفتان چیست. گفتن “هدف من یادگیری این فصل است.” یا “هدفم این است که نمره خوبی بگیرم.” و . . . بسیار نادرست است. چرا که اینها هیچ کدام هدف نیستند. اهداف، وقتی قابل دسترسی اند که مشخص، دقیق، روشن و واضح باشند. شما باید هدفها را از داخل فصلها استخراج کنید. مثلاً بگویید: هدف من این است که بدانم چرا انقلاب مشروطه شکست خورد. هدف من این است که بدانم فرق توندرا و تایگا چیست. هدف من این است که بدانم در آینه های مقعر، افزایش فاصله کانونی چه تغییراتی در تصویر ایجاد می کند. و . . .
همه این اهداف مشخص، جزیی و روشن هستند و به ذهن، برنامه می دهند. اشخاصی که قبل از مطالعه با طرح پرسشهایی برای خود، ذهنشان را مشتاق و جستجوگر می کنند. در تمام لحظات مطالعه به دنبال جواب هستند و این هدفمندی ذهن باعث می شود که به راحتی تمرکز حواس داشته باشید. باید همیشه به خاطر داشته باشید که هر روز فقط برنامه همان روز را دنبال کنید. هنگامی که شما در جستجوی یک هدف هستید، به اهداف دیگر نیز دست پیدا می کنید.
شاید خیلی از شما نگران باشید که اگر با یک هدف مشخص و جزیی پیش بروید، از مطالب دیگر که باید یاد بگیرید، باز بمانید. اما چنین اتفاقی نمی افتد. شما چند سؤال طرح می کنید تا ذهن خود را مشتاق و جستجوگر و متمرکز کنید. اهداف دیگر، خود به خود جذب شما می شود.
هدفدار بودن ذهن، هنگام مطالعه خیلی مهم است. آن قدر که ما می گوییم: یا مطالعه نکنید یا قبل از آن برای ایجاد تمرکز حواس در مطالعه، هدف خود را تعیین کنید.
منبع: شبکه آموزش
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۰۲/۲۲ ساعت 22 توسط نورالدین آهنگران
|
5 – دانش آموز را به تداوم فعاليت يادگيري علاقه مند مي كند .
6 – به دانش آموز مي گويد چگونه دانش ها و مهارتهاي خود را ارتقا دهد .
7 – به دانش آموز نشان مي دهد كه چه فعاليتي و تكاليفي را بايد انجام دهد و گام بعدي او چيست .
برخي از خصوصيات مخرب بازخورد :
1 – ارزيابي و داوري ( قضاوت در مورد كل كار )
2 – بر چسب زدن
3 - بي توجهي به توانايي، علايق و امكانات دريافت كننده بازخورد
4 – زمان نامناسب
5 – بيان كنايي و تلويحي بازخورد
6 – ستايش ناچيز
رهنمود هايي جهت ارايه بازخورد مفيد و موثر :
1 – جايگاه دانش آموز را به زبان ساده بيان كنيد .
2 – تفسير درستي از موفقيت ها و خطاهاي دانش آموز ارايه مي دهيد .
3 – رهنمود هايي براي بهبود يادگيري ارايه دهيد .
4 – روند يادگيري دانش آموزان را در جهت مطلوب سامان دهيد .
5 – انگيزش براي يادگيري را افزايش دهيد .
6 – بازخورد توصيفي را هسته مركزي فرايند ياددهي – يادگيري قرار دهيد .
به معلمین پيشنهاد مي گردد براي ارائه يک بازخورد سازنده از فعاليت فراگیر بهتر است جملات خود را با اين عبارت ها آغاز کنند.
- فرزند خوبم شما موفق شده ايد که........- با خوشحالي زياد مي گويم که شما از عهده........- خوبم شما.......... ياد گرفته ايد - توانايي ات در............بهتر شده است. - کارت نسبت به قبل بهتر شده است. - پيدا است که برا ي اين کار خيلي تلاش کرده اي.
بايد به اين نکته مهم توجه داشت که بازخوردهاي مثبت افراطي هم نقش مخربي در شخصيت فراگیر دارد. بازخورها بايد فرد را به تلاش بيشتر وا دارد. جملاتي مانند، «توهميشه موفق هستي» نوعي خوش بيني بيش از حد را به وجود مي آورد که ممکن است سطح تلاش فراگیر را کاهش دهد.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۰۲/۱۸ ساعت 0 توسط نورالدین آهنگران
|
2- جمع آوري اطلاعات درباره ي ميزان وچگونگي تحقق آ ن ها
3- تحليل و تفسير اطلاعات به دست آمده ،داوري و تصميم گيري
4- ارائه ي بازخورد
در اين مقاله سعي داريم در بار ه ي انواع بازخورد مطالبي ارائه دهيم.
در هر نظام ارزشيابي بازخورد وجود دارد .بازخورد هسته ي مر كزي فرايند ياددهي و يادگيري است. در نظام ارزشيابي سنتي بازخورد به شكل نمره ارائه مي شود. درحالي كه نمره به تنهايي نمي تواند نقش يك بازخورد را ايفا كند زيرا در اين نوع بازخورد ضعف ها و قوت هاي يادگيري دانش آموز پنهان مي ماند.
اما در نظام ارزشيابي توصيفي باز خوردها نيز به شكل توصيفي ارائه مي شود .در اين نوع بازخورد موفقيت ها ي دانش آموز،خطاها و اشتباهات و راهكارهاي لازم براي پيشرفت دانش آموز ارائه مي شود.لازم به ذكراست كه بازخوردها صرفا كتبي نيست كه در ذيل تكاليف دانش آموز ثبت مي شود بلكه بازخوردهاي شفاهي نيز وجود دارد كه گفت و گوي معلم با دانش آموزبراي حل يك مسئله است . در ابتدا لازم است بازخوردها را به انواع زير تقسيم نموده سپس به توضيح در باره ي طريقه ي نوشتن بازخورد مي پردازيم .
الف) انواع بازخورد از منظر ابزار ارتباط
1- بازخوردهاي شفاهي :مانند گفت وگوي معلم با دانش آموزي كه در حال حل مسئله است
2- بازخوردهاي كتبي: مانند آنچه معلم بر روي تكاليف دانش آموز مي نويسد
ب)انواع بازخورد از منظر محتوا
1-بازخوردهاي شناختي :با زخوردهايي كه به دانش آموز درباره ي يادگيري مطالب و مباحث درسها ارائه می شود
۲-بازخوردهاي فراشناختي: بازخوردهايي كه درباره ي روشهاي يادگيري به دانش آموزارائه مي شود.
ج) انواع بازخوردازنظر ارائه دهنده يا منبع بازخورد
1-دانش آموز و دانش آموز(همسال سنجي)
2-دانش آموزو والدين( سنجش والدين )
3-والدين ومعلم
4-دانش آموز و خودش
د-انواع بازخورد از نظر زمان ارائه ي بازخورد
1-بازخوردهاي فرايندي : بازخوردهاي كه دانش آموزن در جريان يادگيري و ارتباط يادگيري دريافت مي كند
۲-بازخوردهاي پاياني : بازخوردهايي كه دانش آموزان در پايان يك.مرحله از يادگيري مانندپايان نيم سال و پايان سال به صورت گزار ش مشروح دريافت مي كنند(گزارش پيشرفت تحصيلي )
از 15 عنصر بیو اکتیو و مهم
مغز زینک است که زیاد خوردن شیر و کلسیم مانع جذب آن می شود . اگر زینک در بدن کم
باشد کار مغز مختل شده و به قول معروف مغز تعطیل می شود و اختلال در یادگیری به
وجود می آید . دانش آموز تخته را نگاه می کند اما هیچ
چیز نمی فهمد .خاک ایران
کمبود زینک دارد و در کشور ما کمبود زینک به یک عارضه تبدیل شده است . کمبود زینک
باعث کوتاه قدی (4 میلیون دانش آموز کوتاه قد ) ، ناباروری(3 میلیون و 300 هزار
زوج نابارور ) ، پایین آمدن ایمنی بدن ( بیماری های ویروسی در مدارس زیاد می شود) شکستن ناخن ، ریزش موو آلزایمر می شود .
منابع مهم زینک : تخم کدوی مرمری ، جوانه گندم ، جگر
، تخم مرغ می باشند .
تخم کدوی
مرمری جلوی یائسگی زود هنگام زنان و سرطان پروستات آقایان را گرفته و در مواقع
امتحان برای دانش آموزان بسیار مفید است .
تیروزین
:
عنصر
احساسات و آرامش است . با روشن شدن هوا این ماده در مغز شروع به ترشح می کند و ما احساس
شادی و نشاط می کنیم و به محض غروب آفتاب ترشح آن قطع می شود و ترشح ملاتونین آغاز
می شود که ما احساس خستگی و خواب می کنیم و خمیازه می کشیم . کمبود تیروزین باعث
بهانه گیری ، دل شوره ،اضطراب ، گیر دادن
، بی تفاوتی ، بی احساسی و از بین رفتن آرامش و نشاط فرد می شود .
منابع
مهم تیروزین :ماهی و گردو می باشند . به همین
دلیل در اسلام توصیه شده صبح گردو بخورید .
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۲/۰۸ ساعت 8 توسط نورالدین آهنگران
|
را ویتامین عشق ، عاطفه ،
دوستی ، مهربانی ، اخلاق ، روحیه ، اعتماد به نفس ، خلق نیک می شناسند. کمبود این
ویتامین در بدن منجر به ایجاد اختلال در ویژگی های ذکر شده خواهد شد. غذای مغز به
وسیله این ویتامین تبدیل به انرژی و قابل استفاده برای مغزمی گردد. این ویتامین
محلول در آب است و آب خوردن زیاد باعث دفع آن از بدن و بروز علایم و بیماری های
مالیخولیایی ، افسردگی، اضطراب ،اختلال یادگیری و اختلال مغزی در دریافت مطالب خواهد
شد. ( منظور 9 تا 10 لیوان و بیشتر است) هم چنین کمبود این ویتامین باعث آلزایمر و
لک پوستی می شود.(آب خوردن زیاد باعث رطوبی شدن بدن و مشکلات استخوانی هم می گردد.
)
کمبود ویتامین باعث اضطراب ، نوسان نمره دانش آموزان ، ضعف
اعصاب ( آقا میگه خانمش همش جیغ می زنه ، خانم میگه آقا اعصاب نداره ) ترس از
تاریکی و... می شود .
کمبود ویتامینباعث عدم تمرکز ، آلزایمر ( معلم می گه دانش آموز درسش خوبه اما تمرکز
نداره ) می شود.
منابع مهم ویتامین های گروه B:
ویتامین در لوبیا سفید ( آب پز )
، فندق ، جگر ، جوانه گندم به مقدار زیاد موجود است.برخی متخصصین تغذیه معتقدند هرروز
بعدازظهر لوبیا سفید بخورید . لوبیا سفید سرشار از و می باشد که ضریب هوشی را
بالا برده و مانع از بروز افسردگی می شود . در اروپا آن را در پارک ها می فروشند
تا ذائقه مردم را جهت خوردن آن عادت دهند.
ویتامین در قارچ ، لوبیا سفید ،
نخود فرنگی ، عدس به وفور یافت می شود .
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۰۲/۰۳ ساعت 11 توسط نورالدین آهنگران
|
چکیده : این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین هوش هیجانی با سلامت روان در بین معلمان مدارس مقطع ابتدایی شهر تربت جام اجرا شد. به منظور دستیابی به هدف پژوهش ازبین معلمان شاغل در مدارس ابتدایی شهر تربت جام که 410 نفر بوده اند ، 150 نفر به عنوان گروه نمونه 60 نفر معلم مرد و 90 نفر معلم زن ) به شیوه نمونه گیري لایه اي انتخاب شدند . ابزارهاي مورد استفاده )بود . (GHQ- و پرسشنامه سلامت عمومی ( 28 ( EQ-I ) در پژوهش، پرسشنامه هوشهیجانی بار-آنفرضیه هایی مبنی بر وجود رابطه معنادار بین هوش هیجانی و سلامت روان معلمان ( مرد و زن )و نیز تفاوت معنادار بین سلامت روان معلمان زن و مرد و هوشهیجانی آنان مطرح شد . شواهد به دست آمده حاکی از آن بود که بین هوش هیجانی و سلامت روان معلمان ( مرد و زن ) همبستگی مثبت44 % میزان سلامت روانی افراد به وسیله هوش هیجانی آنان تبیین / و معنادار وجود دارد ، که حدود 3پ49 % و مردان 38 % ) . نتایج این نکته را نیز آشکار کردند که بین میزان سلامت روان / می شود ( زنان 6و هوش هیجانی معلمان مرد و زن تفاوت معناداري وجود ندارد . در ضمن از میان 15 خرده آزمونهاي هوش هیجانی ، در خرده آزمون استقلال میانگین گروه مردان بیشتر بود و در خرده آزمون همدلیمیانگین نمرات گروه زنان بیشتر شد . واژه هاي کلیدي : هوشهیجانی ، سلامت روان ، معلمان .
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۰۱/۲۷ ساعت 10 توسط نورالدین آهنگران
|
هر موقعيت آموزشي
متشكل از سه عامل يا متغير است؛ روشهاي آموزشي، شرايط آموزشي و نتايج آموزشي.
به عبارت ديگر هر آموزش را مي توان متشكل از سه عامل روشها، شرايط و نتايج دانست.
روشها عبارت است از: انواع مختلف عملكرد. شرايط عبارت است از: محدوديتها يا عوامل
تغييرناپذيري كه در هر محيط آموزشي وجود دارد و نتايج همان پيامدهايي است كه پس از
ارائه هر آموزش به دست مي آيد.
الف) روشهاي آموزشي؛ در هر موقعيت آموزشي، مدرس يا طراح آموزشي مي
تواند با استفاده از طرق مختلف اقدام به ارائه محتوا، سازماندهي محتوا و اتخاذ
تدابير مديريتي براي اجراي اين تصميمات انتخاب كند كه مجموع اين اقدامات و تدابير
روشها مي ناميم. براي مثال اگر مدرس تصميم بگيرد تا محتواي آموزش را با طرح
پرسشهايي براي شاگردان آموزش دهد، در اين صورت روش خاص پرسش را براي ارائه محتوا
انتخاب كرده است. روش هاي آموزشي خود شامل: روشهاي سازماندهي محتوا، روشهاي ارائه محتوا و روشهاي مديريتي مي باشد كه هر يك
توضيح داده مي شود.
1.روشهاي سازماندهي؛ اين روشها مربوط به چگونگي سازماندهي محتواي آموزش
است، مانند استفاده از مثالها، شكلها، ترتيب محتوا و غيره. به طور كلي روشهاي
سازماندهي، راهها و اصولي است كه چگونگي پشت سر هم قرار گرفتن اجزاي محتواي آموزش
را تعيين مي كند. روشهاي سازماندهي خود به دو گروه روشهاي سازماندهي محتوا در سطح
خرد و روشهاي سازماندهي محتوا در سطح كلان تقسيم شده است.روش سازماندهي محتوا در سطح
خرد، پيش بيني چگونگي تركيب و شكل گيري كل آموزش را از ابتدا تا انتها در بر مي
گيرد. روش هاي سازماندهي در سطح كلان به شيوه ترتيب، تركيب و خلاصه نويسي بخشهاي
اصلي تشكيل دهنده محتواي آموزش مربوط مي شود.
2. روشهاي ارائه؛ روشهاي ارائه به آن دسته از راهها و تدابيري گفته
مي شود كه براي انتقال محتواي آموزش به شاگردان و همچنين چگونگي دريافت پاسخ
شاگردان توسط مدرس و چگونگي ارائه توضيحات اضافي از طرف معلم به شاگرد به كار مي
رود. مطالعه درباره رسانه ها، معلمان و كتابهاي درسي زير مجموعه هاي بحث مربوط به
روشها است.
3. روشهاي مديريتي، روشها با تدابير مديريتي وقتي مطرح مي شود كه مدرس
يا طراح آموزشي به تصميم گيري در مورد نوع روشهاي سازماندهي و زمان به كارگيري هر
يك از روش هاي ارائه محتوا مي پردازد. براي مثال تصميم گيري در مورد انفرادي كردن
آموزش با تصميم گيري در مورد جدول زماني استفاده از منابع در دسترس مي تواند جزء
روشهاي مديريتي قرار گيرد.
ب) نتايج آموزشي؛ نتايج آموزشي
عبارت است از: اهداف يا نتايج يا پيامدهاي حاصل از ارائه آموزش. اگر ميزان دستيابي
شاگردان به هدفهاي آموزشي مورد نظر باشد، در حقيقت ميزان اثربخشي آموزش و به عبارت
ديگر، ميزان حصول انواع هدفها را در نظر داريم. اگر ميزان اثر بخشي بر زماني كه
شاگرد صرف يادگيري كرده و يا به مخارجي كه صرف ارائه آموزش به شاگرد شده است تقسيم
شود، ميزان كارآيي يا كارآمدي آموزش معلوم مي شود جذابيت آموزش نيز با ميزان رغبت
و علاقه شاگرد به آموزش و دنبال كردن آموزش اندازه گرفته مي شود. هر قدر علاقه
شاگرد به آموزش و دنبال كردن آن بيشتر باشد، ميزان جذابيت آموزش بيشتر خواهد بود.
ج) شرايط آموزشي؛ شرايط آموزش آن دسته از عواملي كه كنترل آن خارج
از توانايي طراح يا مدرس است. براي مثال خصوصيات شاگردان مي تواند در انتخاب روش
هاي مديريتي تأثير بگذارد.به عبارت ديگر استفاده از روشهاي انگيزش مانند استفاده
از انواع تشويقها در مورد شاگردان كم انگيزه ممكن است مفيد واقع شود، در حالي كه
در مورد شاگردان با انگيزه احتمالا نتيجه عكس خواهد داد. بنابراين شرايط آموزشي آن
دسته از عواملي است كه در هر موقعيت آموزشي وجود دارند و كنترل و ايجاد تغيير در
آنها از عهده طراح و مدرس خارج است. براي مثال محدوديت ناشي از ناتوانيهاي عضوي
شاگردان در انتخاب رسانه مورد استفاده و ساير منابع مورد نياز در ارائه آموزش
تأثير خواهد داشت.
بنابراين اگر هر
موقعيت آموزشي را متشكل از سه متغير اساسي شرايط، روشها ونتايج در نظر بگيريم،
طراحي آموزشي در واقع پيش بيني روشهاي مناسب براي دستيابي به نتايج مورد نظر در
شرايط داده شده است. بديهي است كه اتخاذ هر روش تحت شرايطي نمي تواند مدرس را به
نتايج مورد نظرش برساند و يك طراح آموزشي وظيفه دارد به طور منظم متغيرهاي موقعيت
آموزشي را بررسي و تحليل كند و راه حلهاي مناسب را براي رسيدن به نتايج مورد نظر
ارائه دهد و اين چيزي است كه دقيقا در تعريف و شرح وظايف، فعاليتي به نام طراحي
آموزشي گنجانده مي شود.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۰۱/۲۷ ساعت 10 توسط نورالدین آهنگران
|
مقدمه:یکی از روش هایی که در کلیه فعالیت های
آموزشی و شیوه های تدریس مورد استفاده قرار می گیرد روش پرسش و پاسخ است .روش پرسش
و پاسخ برای ایجاد انگیزه ،تحریک حس کنجکاوی ،تقویت فکر و فعال شدن دانش آموزان
مورد استفاده قرار می گیرد . این روش به روش سقراطی شباهت دارد و در جغرافیا به
نام روش مذاکره و گفتگو خوانده می شود .
لازم است معلم در متن کتاب و طرح درس خود فرصت مناسب را برای پرسش و پاسخ پیش بینی
نموده و حدود و زمان آن را مشخص نماید . به عبارتی هنگامی که معلم می خواهد دانش
آموزان را به تفکر در باره مفهومی جدید وادارد یا برای مرور مطالبی که قبلا تدریس شده است و یا
میزان درک دانش آموز
یا دانش آموزان ، مفاهیم مورد نظررا ارزیابی کند
از این شیوه به فراوانی استفاده میکند. با
توجه به ابعاد متفاوت این روش تدریس ،این مقاله بیشتر به طرز سوال کردن معلمان از
دانش آموزان در کلاس درس پرداخته است .
نکات اصلی
درروش پرسش و پاسخ :
1-فرصت سوال
2-موارد استفاده از فرصت سوال
3-مزایای فرصت سوال
4-مهارتهای لازم
در فرصت سوال
5-پرسش های پی گیر
.
مهارت سوال کردن یکی از مهم
ترین مهارت های معلمان در کلاس درس و تدریس است . خوب سوال کردن هنری است که به
خوب درس دادن کمک بسزایی می کند .پرسش مناسب نقش بسیار زیادی در برانگیختن دانش
آموزان به استدلال و تفکر دارد و معلم با این فن می تواند دانش آموزان را به
یادگیری بیشتر ترغیب نماید. در نتیجه شرکت دانش آموزان در فعالیت های آموزشی بیشتر
می شود .فعالیتهای کلاس تنوع می یابد و اعتماد به نفس و قدرت اظهار وجود آنان
افزایش می یابد و همه اینها فرایند یاددهی –یادگیری را تسهیل می کند . بدیهی است
معلمانی که فنون سوال و جوابرا خوب می
دانند و از آن بهره می گیرند می توانند نتایج قابل توجهی در آموزش بدست آورند . امیدواریم
همکاران گرامی با استفاده از رهنمودهای زیر ،مهارت های خود را در پرسش کردن افزایش
دهند .
مهارت های
لازم جهت پرسش کردن:
1- قبل از طرح سوال ،محیطیپر تفاهم و آزاد که گفت و شنود و سوال و جواب
را بر می انگیزد به وجود آورید، برخورد دوستانه و احترام به استقلال ، آراء و
عقاید دانش آموزان شرط لازم برای چنین مقصودی است.
2- سوال باید به صورت دقیق و
روشن بیان شود و اصطلاحات نامانوس نداشته باشد تا دانش آموزان معنی دیگری از آن
برداشت نکنند .
3- سوال باید هدف دار باشد
بنابراین پرسش هایی که در کلاس مطرح می شود باید از قبل مطالعه پیش بینی و آماده
شود،زیرا تدوین این گونه سوالات در کلاس کمتر امکان پذیر است ،در غیر اینصورت
جریان بحث د نبال نمی شود و به اصطلاح حاشیه پردازی و هرج و مرج پیش
می آید
4- سوال باید حتی الامکان
مختصر باشد .
5- سوال نباید به گونه ای طرح شود که جواب آن
بلی یا خیر و یک جمله کوتاه و از قبل آماده شده باشد . زیرا باید سوال دانش آموز
را به تفکر وادارد
6-جواب سوال نباید مستلزم
جوابی عین جملات کتاب باشد. زیرا این گونه سوالات دانش آموزان
را به یادگیری طوطی وار سوق
میدهد .
7- سوال نباید فقط حافظه و معلومات حفظی را بسنجد بلکه
باید فرآیندهای عالی تر ذهن همچون قضاوت و استدلال را نیز مورد توجه قرار دهد.
8-سوال نباید جواب را هم شامل
شود ،مانند این سوال:اصفهان مرکز کدام استان است ؟
9- سوال و جواب نباید به تعداد خاصی از دانش آموزان محدود شود. حتی
الامکان باید سعی شود همه شاگردان در پاسخگویی به سوالات مشارکت جویند . البته
سوال بایدمتناسب با سن،استعداد،پایه تحصیلی
و توانایی شاگردان باشد و به تفاوت های فردی آنان نیز توجه شود .
10- سوال باید خطاب به همه
دانش آموزان کلاس باشد تا همه آنها برای پیداکردن جواب فکر کنند ، ولی برای
پاسخگویی به سوال ، یکی از دانش آموزان را انتخاب کنید تا به پرسش جواب دهد و اگر
جواب داده شده کافی به نظر نرسید سایر دانش آموزان می توانند به آن پاسخ دهند .
11- جز در مواردی که ضرورت
اقتضا کند نباید قسمتی از یک سوال را از یک دانش آموز و قسمت دیگررا از نفر دیگر
بپرسید .
12- از پرسیدن سوال به ترتیب
که نام شاگردان در دفتر حضورو غیاب ثبت شده خودداری کنید
13- تازمانی که دانش آموزجواب
سوال را نداده و حرف خود را تمام نکرده است از دادن تذکر به او خودداری کنید ،زیرا
چنین واکنشی منجر به قطع شدن تفکراومی شود .
14- بهتر است دانش آموزان پاسخ
یا پاسخهای خود را بنویسند و بعد از بررسی لازم آنرا مطرح سازند.
15- بعد از هر پرسش برای تفکر
،فرصت کوتاهی به دانش آموزان بدهید .
16 - استفاده از سوالات پی گیر
یا زاینده (سقراطی ) توصیه می شود. زیرا این گونه سوالات که پی در پی و براساس
پاسخ قبلی شاگرد انجام می گیرد ذهن او را تحریک می کند تا به جواب برسد .در واقع
این گونه سوالات تفکر را عمیق تر و پخته تر می کند .سوالات زاینده یا
پی گیر پرسش هایی است که هر
پرسش ،پرسش دیگری را به دنبال می آورد .
17 - در هر نوبت ،فقط یک سوال
را مطرح کنید.
18-بهتر است پرسش ها از آسان
به مشکل تنظیم و مطرح شود .
19- بهتر است پرسش ها تکراری
نباشد مگروقتی که سوال مورد بحث توضیح بیشتری بخواهد.
20- در بیان و تنظیم پرسش ها بهتر است از انواع
آن استفاده شود .
متخصصان تعلیم و تربیت بر این
باورند که پرسش ها بر حسب منظوری که بر آن مترتب است به انواع متفاوتی تقسیم می
شوندو پرسش ها را میتوان با توجه به
منظور معلم و محتوای دروس به شرح زیر تقسیم بندی کرد.
1- یاد آوری
و باز شناسی، که فقطمعلومات
حفظی را می سنجد :اسامی رودهایی که از سلسله جبال البرز سرچشمه می گیرند کدام است؟
2- مقایسه ای: غزلهای حافظ و سعدی را با یکدیگر
مقایسه کنید
3-انتخابی :بین شغل معلمی و پرستاری کدامیک را ترجیح
می دهید ؟
4-علت و معلولی :چرا خسوف رخ می دهد؟
5- توضیحی: نفت خام چگونه استخراج می شود؟
6- سوال برای خلاصه کردن : آیا می توانید این داستان را در چند جمله خلاصه
کنید؟
7- سوال برای ذکر مثال : برای موضوعی که گفتید می توانید مثالی
ذکر کنید؟
8- تجزیه ای : خصوصیات زندگی عشایری را ذکر کنید .
9- سوال برای طبقه بندی : ملخ جزء کدام دسته از حشرات است ؟
10- سوال برای نتیجه گیری : از این موضوع چه نتیجه ای می گیرید؟
11- سوال
انتقادی : رعایت بهداشت توسط
همسایگان را در محله خود مورد نقد و بررسی قرار دهید .
منابع :
1-روش ها و
فنون تدریس،مولف:احمدزاده
و دیگران
انتشارات پیام نور
2-مهارت های
آموزشی و پرورشی ، مولف:حسن شعبانی، انتشارات سمت
3- کلیات روش
ها و فنون تدریس:مولف امان الله صفوی،
انتشارات وزارت آموزش و پرورش
منبع اينترنت
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۹/۱۲/۰۳ ساعت 10 توسط نورالدین آهنگران
|
در مهد کودکهای
ایران 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن هر کی نتونه سریع برای خودش یه جا
بگیره گرگه و .... ادامه بازی. بچه ها هم همدیگر رو هل میدن تا خودشون
بتونن روی صندلی بشینن.
با این بازی ما از بچگی به کودکان خود آموزش میدیم که هرکی باید به فکر خودش باشه.
در مهد کودکهای
ژاپن 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن اگه یکی روی صندلی جا نشه همه
باختین. لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میکنن و همدیگر رو طوری بغل میکنن
که كل تيم 10 نفره روي 9 تا صندلي جا بشن و كسي بي صندلي نمونه. بعد 10 نفر روی 8 صندلي، بعد 10 نفر روی 7 صندلي و همینطور تا آخر.
با این بازی اونا به بچه هاشون فرهنگ همدلی و کمک به همدیگر رو یاد میدن.گوشه ای ازسخنرانی همایش کیفیت
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۱۰/۰۶ ساعت 11 توسط نورالدین آهنگران
|
یکی از راههایی که از طریق آن اطلاعات معنا پیدا میکند، فراشناخت است. فراشناخت به معنی تفکر درباره تفکر است(آرمبر و استر و براون 1984) و فرایندی است که در حافظه کاری رخ میدهد.
به طور کلی،دو نوع فراشناخت بههمپیوسته وجود دارد:
1) دانش درباره شناخت
2) تنظیم شناخت و نظارت برآن (بیکر و براون 1985، کراس و پاریس 1988)
1- اطلاع و دانش از شناخت زمانی رخ میدهد که دانشآموز از مهارتهای شناختی خودآگاه است. مثلاً دانشآموزی که از ضعف حافظه خودآگاهی دارد، ممکن است در دفتری رئوس تکالیف روزانه را یادداشت کند تا در منزل بدون فراموشی آن را انجام دهد و یا معلمی که تصمیم دارد اسامی دانشآموزان خود را در همان روزهای اول سال به خاطر بسپارد، ممکن است از نحوه قرار گرفتن صندلیهای کلاس استفاده کند و قیافه و نام دانشآموزان را به یادآورد. همچنین دانشآموزی که میداند با خواندن کتاب درسی بهتر از گوش دادن به درس میتواند مسائل ریاضی را حل کند، ممکن است توجه کمتری به توضیحات معلم نشان دهد و در عوض توجه بیشتری به متون درسی داشته باشد.هرکدام از این فعالیتها نشاندهنده آگاهی فرد از فرایندهای فکری خویش و بنابراین نوعی فراشناخت است.
2- بخش دوم فراشناخت،تفکری است که فکر را تنظیم و بر آن نظارت میکند. این بخش به فعالیتی اشاره دارد که دانشآموزان با درگیر شدن در آن، به انجام وظایف شناختی خود کمک میکنند (کراس و پاریس 1988).
معمولاً خوانندگان خوب از توانایی فراشناختی بالایی برخوردارند، آنها بر مطالعه خویش نظارت میکنند و تغییرات لازم را بوجود میآورند. یعنی برای متون مشکل سرعت مطالعه خود را آهسته میکنند و مقالات انتزاعی را دوباره میخوانند و از گزارشهای پیچیده یادداشت برمیدارند. آنها این فعالیتها را با کمترین تلاش آگاهانه انجام میدهند و زمانی از نظارت بر مطالعه خویش آگاهی مییابند که با مشکلی روبرو شوند مثلاً به جملهای بیمعنا برخورد کنند و تلاشی که برای اصلاح و فهم صورت میدهند نظارت ایشان بر درک و عبارات و جملات را آشکار میکند.
خوانندگان ضعیف برخلاف گروه اول، اغلب از وضعیت خویش در جریان مطالعه آگاه نیستند،آنها ممکن است انواع متون مختلف را به شکل یکسان پردازش کنند، این افراد معمولاً به صورت موثری بر جریان مطالعه خویش نظارت ندارند و آن را تنظیم نمیکنند. به نظر نمیرسد که خوانندگان ضعیف زمانی که متنی را درک نمیکنند از عدم درک خویش آگاهی داشته باشند و اگر هم متوجه شوند احتمال دارد که از راههای حل مشکل بیاطلاع باشند (نک، کراس و پاریس 1988).
اگر از دانشآموزانی که در سنین مختلف هستند خواسته شود مطالب موجود در یک متن کوتاه را به ترتیب اهمیت رتبهبندی کنند، بطور مشخص تاثیر رشد را در ارزیابی هایایشان میتوان ملاحظهکرد(جیکوبس وپاریس 1987).
مثلاً دانشآموزان هیجده ساله که به خواندن کاملاً مسلطاند،میتوانند مطالب متن را به چهار درجه تقسیم کنند(یعنیازمهمترینتابیاهمیتترین)ولی دانشآموزان دوازده ساله فقط میتوانند مهمترین و کماهمیتترین مطلب را در متن مشخص کنند. ده سالهها معمولاً فقط میتوانند مهمترین مطالب را انتخاب کنند در حالی که کودکان هشت ساله اساساً در تمیز بین مطالب موجود درمـتـن بامشـکل روبـه رویـــند (نـک،براون واسمیلای1977). توانائی دانشآموزان در تشخیص مطالب اصلی متن را میتوان تقویت کرد(نک، استیونز 1988) ولی تفاوت این توانائی در سنین مختلف همچنان باقی میماند.
کمک به فراشناخت دانشآموزان:
1. به دانشآموزان باید کمک کرد تا درک کنند که فعالیتهای مختلف یادگیری انتظارت متفاوتی را به وجود میآورد. مثلاً دانشآموزان ابتدایی که لغات جدیدی را فرا میگیرند باید بدانند که خواندن فهرستی از لغات و یا حتی حفظ آنها بهترین روش یادگیری یا به کارگیری کلمات جدید نیست.
روش موثرتر یادگیری، تعریف هر لغت و بهکارگیری آن درموارد فراوان و متفاوت است(مثلاً در مکالمات، مباحثات، تکالیف نوشتنی، مکالمه با پدر و مادر) همچنین دانشآموزان دبیرستانی که قرار است امتحان سادهای را بگذرانند باید بیاموزند که روش مطالعه برای یک امتحان ساده با مطالعه برای یک آزمون صحیح یا غلط متفاوت است. روش امتحان تشریحی به توانائی مرتبط ساختن مفاهیم با یکدیگر، ذکر مثالهایی خارج از متن و ارزیابی بحثها، نیاز دارد. این روش با آزمونهای چند جوابی و آزمونهای درست، غلط کاملاً متفاوت است.
معلمان نباید فقط محتوای درسی را به دانشآموزان خود بیاموزند بلکه باید روش ارزیابی و شیوه آماده شدن برای یادگیری را نیز آموزش دهند.
2. به دانشآموزان باید آموخت که در تنظیم مواد خواندنی از علائم و نشانههای بسیاری استفاده میشود. عنوان، مقدمه، خلاصه، علائم و مانند اینها، اطلاعات ارزنده ای را درباره ابعاد مهم یک متن عرضه میکند.
3. به دانشآموزان باید آموخت که اطلاع از شناخت خود اثر مهمی در یادگیری دارد.
دانشآموزان باید بیاموزند که ارتباط یافتههای جدید با دانستههای قبلی امکان یادآوری را افزایش میدهد. همچنین باید بدانند که انگیزه آنها برای یادگیری در کیفیت فراگیری تاثیر مستقیم دارد. علاوه بر این، باید
به دانشآموزان کمک کرد تا به نقاط قوت و ضعف خود پی ببرند و در یادگیری موارد جدید آنها را در نظر داشته و ضعفهای خود را رفع نمایند و از نقاط قوت خود برای یادگیری بـهتر اسـتفاده نمایــند (آرمبرو ستروبراون،1984،براون1987).
4. به دانشآموزان روشهای عملی فراشناخت را آموخت:مثلاًدو روش عملی بسیار خوب،تلخیص مطالب و تهیه سؤال است. تحقیقات نشان میدهد که وقتی شاگردان خلاصه یا«نمایی» از مواد خواندنی و درس معلم برای خود تهیه میکنند به محفوظات درس ایشان افزوده میشود(گلاور1989) به همین شکل یادگیری روش تهیه سئوال از خود، هنگام مطالعه و گوش دادن ،به دانشآموزان کمک میکند تا اطلاعات مهم را به یاد آورند (آندره 1987).
منبع:
روانشناسی تربیتی اصول و کاربرد، جان ای. گلاور- راجراج برونینگ،ترجمه علینقی خرازی،مرکز نشر دانشگاهی تهران.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۲۵ ساعت 13 توسط نورالدین آهنگران
|
گام اول : معلم از فراگیران می خواهد که به توصیف و تشریح شرایط
موجود بپردازد به عبارت دیگر فراگیران انچه از موضوع (شرایط می فهمند را توصیف می
کند . ( مثال کلاس پنجم ابتدایی . در مورد کتاب انشاء بنویسید کتاب برای یادگیری – کتاب برای
خواندن – کتاب
برای کلاس گذاشتن .
گام دوم : قیاس مستقیم بدیهی است که دو یا چند چیز یا مفهوم ،
تفاوت ها و تشابهاتی دارند . هر گاه به تشخیص و تعیین این روابط ومقایسه س آن ها
پرداخته شود ، قیاس مستقیم انجام شده است . درقیاس مستقیم ،فراگیرندگان یک مفهوم
را با برداشت های متفاوت یا چیزهای گوناگون مقایسه می کنندو به طور خلاصه ، به
تفسیر ان می پردازند . از این برداشت های ذهنی ، روابط متنوع و خلاقی تولید می شود
که به ارائه ی موارد جدید می انجامد .
مثال :
1- یک پمپ آب شبیه چه قسمت هایی از بدن انسان است ؟ توصیف کنید .
2- به نظر شما چگونه یک معلم مثل قند می شود ؟
برای پاسخ گویی به این سوالات ، دانش آموزان به قیاس های متفاوتی دست می زنند
و بدیهی است که فکر و اندیشه ی آنان برای تولید چیزهای مشابه و تفسیر و توصیف آن ،
با دیگران تفاوت دارد و هر یک ، به نتایج جالبی می رسند و در این مرحله ، از دانش
آموزان خواسته می شود یکی از قیاس ها را انتخاب و توصیف کنند . لین راهبرد برای
تقویت قوه ی خلاقیت اهمیت زیادی دارد .
مقایسه دو یا چند چیز و تفاوت ها و شباهت های چند چیز با یکدیگر .
معلم از فراگیران می خواهد مفهوم مورد نظر را با چیزهای گوناگون مقایسه کند .
( موضوع آن مفهوم شبیه چه چیزهایی است ) کتاب شبیه روست – کتاب شبیه گل
– شبیه
دفتر
مرحله ی سوم ، قیاس شخصی
در مرحله قیاس شخصی ، فراگیرندگان بین خود و مفهوم انتخاب شده ، همسویی و
همدلی ایجاد می کنند ، خود را در درون قیاس و آن را در قالب خود شرح می دهند و
احساسات و تمایلات و انگیزه های خود را بیان می دارند . برای بیان قیاس شخصی ،
احساس نزدیکی و یکی شدن با مفهوم ، بسیار ارزشمند است و در خلاقیت شخصی ، اثر
زیادی دارد .
مثال :
1- خود را به جای دستگاه گردش خون قرار دهید و احساستان را بیان کنید .
2- وظایف و مسیر حرکت خود را بگویید .
3- هنگام مواجهه با یک میکروب ، دوستدارید چگونه از خود دفاع کنید ؟
گام سوم : قیاس شخصی :معلم از فراگیران می خواهد بین خود و مفهوم مورد نظر
همسویی و همدلی ایجاد کند و احساسات . تمایلات و انگیزه های خود را بیان کند . این
همانند سازی ممکن است با شخص حیوان یا اشیاء باشد .
مرحله ی چهارم : تعارض فشرده
فراگیرندگان ضمن بازنگری و مرور توصیفات خود در مراحل قبلی ، به توصیف مجدد و
کلمه ای از یک موضوع و بیان توضیح کلمات ضد و نقیض می پردازند . در اثر تداخل
کلمات نا متجانس ، روابط جدیدی تولید و بر حوزه ی اطلاعات آنان افزوده می شود . در
این جریان ایده های نو و جدیدی هم به وجود می آید .
مثال :
1- دو کلمه ازمرحله ی دوم و سوم انتخاب کنید .
2- بکوشید آنها را با هم مقایسه کنید کدام بهتر است ؟ چرا ؟
3- حالا دو واژه ی سیاهرگ و سرخ رگ را با هم توصیف کنید . کدام را بیشتر دوست
دارید ؟ در این مورد توضیح دهید .
توصیف مفهوم در دو کلمه ضد و نقیض ( کتاب بد –کتاب خوب – کتاب باجلد -
بی جلد)
مرحله ی پنجم : قیاس مجدد مستقیم و شخصی
در این مرحله ، تعارضات فشرده مجدداً از طریق قیاس مستقیم و شخصی ادامه می
یابد . فراگیرنده باید به جای دو کلمه ی انتخاب شده ف تعارض فشردذه ای فرض و آن را
توصیف کند او بر اساس میل و علاقه ، به انتخاب می پردازد و توصیف می کند .
مثال :
1- خود را به جای خون پاک و خون کثیف بگذارید و در این مورد توضیح دهید .
2- یک معلم خوش اخلاق و یک معلم بد اخلاق بشویید و کارهای انانرا شرح دهید .
3- یک دانش اموز کم کار و یک دانش آموز پر کار را در نظر بگیرید و احساس خود
را درباره ی آن ها بنویسید . من نوری هستم ( من اینجا کتاب است ) جهان تاریک را
روش می کنم ( می سازم) من : قیاس شخصی و نوری قیاس مستقیم – با من
(کتاب)دلهای پیر جوان می شود .
آثار ونتایج الگوی بدیعه پردازی :
تعلیمات اجتماعی شامل 3 درس (جغرافیا – تاریخ – مدنی )
پس کتاب جغرافیای ما کتاب خوبی نیست از روش پرسش و پاسخ نمی توانیم استفاده
کنیم .
روش پرسش و پاسخ بیشتر در کتابهای تعلیمات اجتماعی استفاده می شود .
در بحث درک سخنان مقابل و رسیدن به مفهوم مشترک مهم است . در روش بحث و گفتگو
همه بحث نمی کنند . بعد از بحث گروهی ، سرگروه ها با هم بحثمی کنند .
آثار و نتایج الگوی بدیعه پردازی
1) خلاقیت در فراگیران تقویت می شود 2) مهارت حل مسئله تقویت می شو 3) قدرت
نوشتاری و نویسندگی تقویت می شود و دانش آموزان به نوشتن قصه علاقه مند می شوند.
4 نگرش دانش آموزان با اشیاء و ابزارها تغیر می کند و در نحوه عملکرد انها اثر
مثبت می گذارد .
در مورد عینک چیزی می نویسم . دانش آموزی که عینکی مسخره نمی کنیم .5) تعامل
معلم با دانش آموز تغییر می کند و جو کلاس از تنوع و نشاط بیشتری برخوردار می گردد
. برای همه پایه ها استفاده می شود بغیر کلاس اول زمان تا
الگوی اعضای تیم :
در یک گروه یک فرد مسئول است . ارزشیابی بر اساس عملکرد فردی انجام می گیرد در
صورتی که در تیم مسئولیت مشترک است ( مسئولیت جمعی ) و حمایتو اعتماد دو جانبه
وجود دارد . همه اعضای تیم فکر می کنند وکار انجام می دهند . ارزشیابی بر اساس
عملکرد جمعی صورت می گیرد و محتوای اعضای تیم بیشتر باید نوشتاری باشد درسهای
متنی- اجتماعی – دینی – تاریخی متن طولانی باشد قسمت بندی کنیم .
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۹/۰۲/۲۵ ساعت 23 توسط نورالدین آهنگران
|
برنامه ریزی در راستای انتقال دانش ها و مهارت ها از طریق آموزش همیشه
یکی از دغدغه های جوامع مختلف بوده است. حصول به این امر نیازمند انجام مطالعات
فراوانی است که افراد زیادی پیرامون این مهم به پژوهش های وسیعی مبادرت ورزیده اند
که اساس کار آنها بر پایه تجربه ها، دستاوردهای علمی و پژوهشی، واستفاده از منابع
مختلف بوده است. یکی از منابع مهمی که در
این ارتباط می تواند رهنمودهای جامعی را، بخصوص در برابر متولیان امر آموزش در
کشور ما قرار می دهد تاسی جستن از فرامین دینی از جمله دین مبین اسلام است. به
استناد آیه های مختلف قرآن کریم و کلام معصومین(ع) و نیز توصیه بزرگان دینی به
تواتر در ارتباط با بهبود امر آموزش سخن به میان آمده است. عمق این نگرش ها
آنچنان با تاکید همراه بوده که حتی در اشعار و آثار فرهنگی مفاخر فرهنگی و ادبی ما
نیز کاملا آشکار است.
بر این اساس مقاله حاضر، روند سهولت در امر آموزش و یادگیری را بصورت
سیتمی مورد بررسی قرار داده و موفقیت این فرایند را در گرو فعالیت های معلم قبل از
کلاس ( مطالعه قبل از تدریس) تا انتهای درس در سر کلاس ( ارائه نصایح اخلاقی)
دنبال نموده است.
مقدمه
مطالعه تاریخ تعلیم و تربیت در جوامع مختلف حاکی از بکارگیری یک سری
دانش ها، مهارت ها و ملاحظاتی است که هر یک از آنها متناسب با مبانی فرهنگی جامعه
مورد نظر خود الگوها و چارچوب هایی را برای نیل به هدف غائی( آموزش هدفمند) مطمع
نظر قرار داده اند.
کشورهای مختلف با فرهنگ های گوناگون هر یک با رویکردی خاص که برخاسته
از گرایش های فکری و درک اوضاع جهان امروز، بگونه ای متفاوت با مقوله آموزش تعامل
داشته اند. اما آنچه در این میان مهم و مشترک به نظر می رسد اعتقاد همه ملل جهان
به انتقال دانش و تجارب به نسل های آینده از طریق تعلیم و تعلم می باشد. با نگاهی
به سیستم های آموزشی رایج در اینگونه کشورها به این نکته دست میابیم که قریب به
اتفاق آنها،امر آموزش و تسهیل در فراگیری
علم را در قالب شگردها و فنون مختلف بکار گرفته و در این میان دانشمندان و محققین
بزرگی را در زمینه تعلیم و تربیت به جامعه جهان معرفی نموده اند. در فرهنگ ملی و
مذهبی ما هم پرداختن به امر آمورش از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد. بارها با
این حدیث نبوی روبرو گشته ایم که می فرماید:« اطلبو العلم من المهد الی الحد » که
حکیم توس(ره) به تأسیاز آن می گوید:
توانا بود هر که دانا بودزدانش دل پیر برنا
بود
با اندک تعمق در این بیت به راحتی می توان نقش مبانی اعتقادی و دینی
را در امر آموزش و تعلیم تا حدودی درک نموده چرا که دین مبین اسلام برای ابعاد
مختلف زندگی انسان حتی تعلیم و ارتقاء کیفیت آموزش فرامینی را متذکر می شود که با
کاربست آنها،
یقیناً
امر یادگیری و آموزش فراگیران دچار تحول خواهد شد. قرآن کریم بارها عموم را به
فراگیری دانش و حکمت سفارش کرده و اهمیت آن را به اندازه ای دانسته که هدف ازبعثت انبیاء را تعلیم قلمداد نموده است (بقره ،
آیه 5). ویا در جایی دیگر نام راسخان در علم را در کنار نام خدا آورده است(آل
عمران، آیه 7). پرداختن به علم و فراگیری آن در دین مبین اسلام حتی در ادعیه وارده
در قرآن کریم نیز به نحوی بیان گردیده که ما آن را در دعای دست و هنگام قنوت
اینچنین زمزمه می کنیم: « وقل رب زدنی علما [1]».
براین اساس با توجه به مسائل مبتلا به
امر آموزش در مدارس کشورمان با ارائه رهنمودهایی از دیدگاه دین جامع اسلام،
راهکارهایی جهت بهبود مسائل تدریس و آموزش ارائه گردد. بدین لحاظ رویکرد مقاله
حاضر شناسائی آن دسته از اموری است که امر آموزش را در کلاس بهبود داده و عمدتا در
هنگام آموزش مطالب درسی می تواند با امکانات معمول مدارس کشورمان از آنها برخوردار
گردد.
مطالعه قبل از تدریس
از صفات خاص
استاد مطهری این بود که هیچ وقت بدون مطالعه تدریس نمی کردند. یک بار وارد کلاس
شدند و به دانشجویان گفتند: درس فردا برگزار می شود، فراموش کرده ام یادداشت هایی
را که تهیه کرده بودم بیاورم. نقل است که یک بار استاد مطهری را برای سخنرانی دعوت
کردند و او با تواضع و صراحت تمام گفت آمادگی لازم جهت این سخنرانی را نیافته ام.
من برای هر سخنرانی حداقل 20 ساعت مطالعه لازم دارم ( تاج الدینی،1380).
از ویژگی های
جالب امام خمینی (ره) در تدریس این بود که قبل از درس مدتی ملاقات های خود را
کاملا تعطیل می کردند و دراین اوقات به هیچ کاری جز مطالعه نمی پرداختند ( اکبری،1386).
صدای معلم به هنگام تدریس
معلم نباید صدای
خود را بیش از اندازه نیاز حاضران، بلند کند. و نباید صدایش، آنقدر آهسته و کوتاه
باشد که احیانا برای برخی از حاضران مسموع نگردد و نتوانند سخن او را بشنوند و درک
نمایند. پیامبراکرم (ص) فرمود: خداوند متعال، صدای آهسته و کوتاه را دوست می دارد
و از صدای بلند و فریاد گونه، بیزار است. در این ارتباط بهتر است بگوییم که صدای
معلم، نباید از فضای جلسه درس به بیرون سرایت کند و باید در عین حال برای حاضران
نیز رسا باشد. بنابراین اهمیت مهارت معلم در طرز بکار بردن صدا، کمتر از اهمیت
اظهار نظر وی و اهمیت تدریس او نیست. چنانچه شهید ثانی می گوید: باید صدای معلم در
اثناء درس از لحاظ شدت و ضعف معتدل باشد ( حجتی، 1385).
فصاحت و مهارت های زبانی
در این باره شهید ثانی اجمالا نظر می دهد که معلم باید کوشش نماید با
بهترین و آسان تری روش و خوش آیند ترین الفاظ، مطالب را به شاگردان بفهماند و این
الفاظ را شمرده و روشن ادا نماید (رشید پور، 1375). ازخصوصیات درسی امام این بود که در تفهیم مطالب، مهارت اعجازانگیزی
داشتند. مطالب خود را خیلی روشن و با عباراتی که برای همه قابل فهم بود بیان می
فرمودند بطوری که حاضران به آسانی بیانات ایشان را درک می کردند(اکبری، 1386).
ابتکار
و نوآوری از تعابیر از شگردهای کلاس داری است که باعث جلب توجه و گیرایی درس می
شود و بکار بردن کمی ذوق در این زمینه می تواند آثار مثبت و متعددی داشته باشد که
استاد مطهری از نمونه های چنین روشی محسوب می شود (تاج الدینی،1380).
یاد آوری مطالب درس قبلی
با توجه به
اهمیت ارتباط در دروس مختلف و وابستگی بخش ها و موضوعات یک درس با یکدیگر، معلمان
بهتر است زمینه ذهنی و آمادگی دانش آموزان را برای فراگیری موضوع جدید فراهم
نمایند. یک از راه های حصول به این مطالب، انجام پرسش و اشاره مختصری از درس گذشته
توسط خود معلم است که می تواند مفید واقع شود. پرسش و یادآوری از در س گذشته این مزیت
را داراست که آنها را همچنین به مطالعه مستمر وادار نموده و از انباشته شدن مطالب
درسی برای آخر هر ثلث یا ترم در بعضی جلوگیری می کند . با توجه به قانون اختتام در
نظریه گشتالت موضوعاتی که به هم ارتباط دارند و به اتمام نمی رسند چون زودتر
فراموش می شوند، بایستی مجددا برای آمادگی بهتر درک مطلب بعدی مرور گردند و همین
خود تاکیدی بر اهمیت مهارت شروع درس جدید می باشد. در قرآن کریم بارها خداوند با
ذکر احوالات اقوام و ملل گذشته سعی در هدایت نوع بشر نموده است. و یا در آیات
متعدد انسان را به یادآوری نعمات فرا خوانده تا خداوند را شکر گذارند، همچنان که
در سوره ابراهیم آیه 6 خطاب به بنی اسرائیل می گوید: «نعمت های خدا را بر خود به
یاد آورید، زمانی که شما را از چنگال آل فرعون رهایی بخشید.» و یا اینکه در آیه
198 سوره بقره می فرماید: « او را یاد کنید همانطور که شما را هدایت فرمود و قطعا
شما پیش از این از گمراهان بودید.»( دهقان، 1384).
تامین شرایط محیطی
با توجه به نقش
مکان در ایجاد حالات روحی و روانی مختلف فضای جلسه درس بایستی از هر گونه عوامل
آزار دهنده و انگیزه های سرگرم کننده از قبیل: گرد و غبار، سرو صدای زیاد، تابش
سوزنده آفتاب و امثال آنها که فکر را مشغول می سازد و مانع از ادای وظیف مطلوب می
گردد، مصون باشد.
در این ارتباط
شهید ثانی یادآور می شود که همواره هوای کلاس مجلس درس، آزاد و از عوامل مشغول
کننده و مخل، پاکیزه باشد. وی هوای آزاد و خالی از عوامل مخل را عامل تمرکز هواس
معلم و شاگرد دانسته که بهره داری از فرصت تدریس را تسهیل می نماید. چون هوای
آلوده و غیر معتدل، سبب ایجاد افکار مضطرب و مانع از اداء تدریس و استفاده شاگردان
ازدرس می گردد( حجتی، 1385).
تدریس از آسان به مشکل
منظور از آسان
به مشکل نسبت به شاگردان است نه معلم. زیرا آنچه از نظر، آسان است گاهی برای شاگرد
این چنین نیست. لذا شهید ثانی می گوید: ممکن است برای تمام حاضران مجلس درس یا
بعضی از آنها اصطلاحاتو الفاظی که معلم آن را در حین تدریس
القا می کند قابل درک نباشد در حالی که همان ها برای معلم آسان است (حجتی، 1385) .
نظم و ترتیب در طرح مباحث
نظم و ترتیب
منطقی در ارائه مواد درسی را اینطور می توانیم تعریف کنیم که طبق آن حقایق بایستی
طوری تنظیم گردند که برخی از آنها بر برخی دیگر بصورت استنباطی، متوقف و مبتنی
باشد. در صورتی که بخواهیم اهمیت و نقش انتظام مطالب را از نظر دینی متوجه شویم
کافی است که به کتب درسی قدیم نگاهی بیاندازیم . بعنوان مثال ترتیب و روش کتب نحو
و صرف قدیم به این سبک بوده است( حجتی، 1385).
امام خمینی(ره)
مطالب درسی را بسیار عالی و مرتب تنظیم می کردند و نکاتی را که می خواستند تدریس
کنند دسته بندی شده و مرتب بود (اکبری، 1386).
جلوگیری از پراکنده گویی
از آسیب های روش
تدریس پراکنده گویی و دوری از موضوع مورد بحث می باشد. شهید مطهری با وجود تسلط بر
شاخه های دیگر به غیر از فلسفه، هرگز اجازه نمی دادند مطلبی غیر لازم وارد بحث شود
و حتی از پرسش های غیر مرتبط و متفرق که از سوی شاگردان عنوان می شد از پاسخ گویی
به آنها احتراز می نمودند (تاج الدینی،1380).
استفاده از مثال های محسوس و قابل درک
در این زمینه
بایستی از امثله و تجارب حسی به ادراکات کلی و معقول در امر تدریس سیرنمائیم. لذا
لازم است معلم از مثال ها و نمونه های
محسوس در امر تدریس استفاده نماید تا بعدا بتواند تعاریف عمومی و کلی را برای او
قابل درک سازد. قرآن کریم بارها جهت فهم مطالب از مثال های واضح استفاده نموده است.
همچنانکه در آیه چهل و یکم سوره عنکبوت می فرماید: مثل کسانی که غیر خدا را سرپرست
خود برگزیدند، به سست ترین خانه ها یعنی خانه عنکبوت تشبیه نموده است . در سوره
جمعه آیه پنجم، عالم بی عمل به حیوان
تشبیه شده و در سوره حدید آیه 20، از زندگانی دنیا به بازی و سرگرمی تمثیل به میان
آمده است.
رسول اکرم(ص) می
فرماید: همانا مثل دانشمندان در زمین، مانند ستارگان آسمان است که در تاریکی های
خشکی و دریا به وسیله آنها هدایت حاصل می شود. نیز ایشان در تعلیم اصحاب خود از
این قاعده استفاده می کرد: روزی در میان مردم نشسته بود و خطوطی را در زمین رسم می
کرد تا برای آنها برنامه های مختلف زندگی و نارسایی آنها و اهمیت برنامه تعالیم
اسلامی را مجسم کند و با رسم آن خطوط سیر برنامه ها و تعالیم خود را برای اصحاب
خود توضیح دهد.
الگو سازی و الگو برداری
مشاهده های غیر
رسمی حاکی از آنست که رفتار آدمی بطور آگاهانه و یا ناآگاهانه بر اثر قرار گرفتن
در معرض الگوهای اجتماعی شکل می گیرد. دلایل بسیاری وجود دارد که تاثیر الگو سازی
را در تشویق یادگیری های روزمره نشان می دهد. در شرایطی که خطاها زیانبار و یا
خطرناک باشند با استفاده از الگوهای مطلوب می توان به رفتار مطلوب دست یافت. در
نظریه یادگیری اجتماعی، پدیده هایی که در گفتار عادی در حوضه تقلید و تشخیص قرار
می گیرند با عنوان الگوسازی مشخص شده اند (Modeling)( صیامی،1377).بکار
گیری روش الگویی در سخنان ائمه(ع) از جایگاه ویژه ای برخوردار است. امام جعفر
صادق(ع) می فرماید : انسان ها را با رفتار
و کردار خود به نیکی ها دعوت نمایید. در همین ارتباط دانشمندان می گویند: فاقد شیء
نمی تواند معطی شیء باشد1. یعنی کسی که چیزی را نداشته باشد نمی تواند
به دیگران آن را انتقال دهد.(رشید پور، 1375)
بنابراین
الگوسازی و پردازش آن در دانش آموزان از خود معلم آغاز می شود و سپس به دیگران بسط
می یابد.
تشویق شاگردان
معروف ترین
قانونی که اسلام، معلمان و مربیان را به آن دعوت کرده است همین قانون تشویق است و
علمای اسلام ( قرن ها پیش از ثرندایک) قانون تشویق را پیشنهاد می کردند. شهید ثانی
با طرح محتاطانه ای این قانون را مطرح می کند و می گوید: معلم نباید در اظهار محبت
به شاگردان و التفاتات و احترام به آنها تبعیضی را معمول دارد در این صورت ضمن
اجرای مساوات در صورتی که بعضی از شاگردان( فوق وظیفه و تکلیف خود) کوششی نشان
دهند، شایسته تشویق خواهند بود که ایشان در ادامه می گویند: فایده تشوق و تقدیر مذکور
اینست که موجب نشاط و شادابی شاگرد در امر تحصیل می شود و باعث می گردد که هر چه
بیشتر از پیش در انجام وظایف خویش کوشا باشد (حجتی، 1385).
ایجاد فضای نقد در کلاس
ایجاد فضای نقد
و یادگیری توام با استدلال که با تمسک به طرح سوالات از طرف فراگیران صورت می
پذیرد ابزار بسیار موثری در نیل به تثبیت آموخته ها در ذهن داراست. خداوند درقرآن کریم می فرماید: «بندگانم را بشارت ده
بندگانی که گفتار را می شنوند و از
بهترین آن پیروی می کنند[2].»
در جایی دیگر این کتاب آسمانی پذیرش عامیانه و کورکورانه تعالیم کهن را نکوهش کرده
و احوال آنها را چنین توصیف می کند: ما پدران و نیاکان خویش را بر روش و قوانینی
می شناسیم و از آثار آنها اقتدا و پیروی می کنیم.[3]
شهید مطهری
همواره در برخورد و نقد اندیشه های مختلف مطلق گرا نبود، با اینکه با استدلال و
منطق قوی به نقد و بررسی اندیشه ها می پرداخت، ولی همواره برای طرف مقابل و دیگران
جای اظهار نظر باقی می گذاشت.(تاج الدینی،1380)
بررسی اشکالات و سؤالات
بدون شک در اغلب
اوقات هرگونه ارائه مطلب در ذهن مخاطبین احتمالا بروز برخی سوالات و مفاهیم را
تداعی می نماید، که با پاسخگویی به سوالات
و ابهامات، فراگیری مطالب با استدلال و دلیل در ذهن جایگزینخواهد شد. از ویژگی های استاد مرتضی مطهری این بود که ایشان یک سوم یا
بیشتر از وقت کلاس را به رفع اشکال و گفتن پاسخ می گذراند. این روحیه استاد باعث
ترقی و پیشرفت شاگردان می شد.
حتی از معانی
بلند آیات قرآنی نیز چنین استدلال می شود که سؤال نمودن یکی از راه های دسترسی به
حقایق بوده و مکرراً در قرآن کریم خداوند پیامبر را موظف به پاسخگویی به پرسش ها و
ابهامات نموده است. مثلا در آیه 189 سوره بقره می فرماید: «در باره هلال های ماه
از تو سؤال می کنند، بگو آنها بیان اوقات و تقویم طبیعی برای نظام زندگی مردم و
تعیین وقت حج است.» همین افراد در قرآن کریم به سؤال نمودن تشویق شده اند تا در
راستای آن از گمراهی نجات یابند، چنانچه در سوره انبیاء آیه 7 آمده است که می
فرماید: «اگر نمی دانید از آگاهان بپرسید.» از امام صادق(ع) است که می فرماید: به
درستی که بر علم و دانش قفل نهاده شده و کلید گشودن آن پرسش است ( دهقان، 1384).
ارائه نصایح اخلاقی:
معلم باید در
خاتمه درس خود، نکات ظریف اخلاقی و حکمت و اندرز و مطالبی را که قلب و اندرون
انسان را تصفیه و پالایش می کند به شاگردان القاء نماید، چرا که بحث و مذاکره علمی
خشک و عاری از مسائل عاطفی و اخلاقی، نیروئی را در دلها بهم می رساند که گاهی از
قساوت و سخت دلی سر بر می آورد. از این رو هیچ انگیزه ای بهتر و سودمند تر از
نصایح اخلاقی معلمنمی باشد که از این طریق می تواند فراگیر را به
علم و دانش رهنمون کرده و در صدد استکمال معنوی خویش بر آید (حجتی، 1385).
نتیجه:
ملاحظه می شود
که بر اساس آموزه های دینی، فرایند آموزش و یادگیری منحصر به سر کلاس نبوده بلکه
به صورت یک فرایند و در قالبی سیستمی روند آن قبل از کلاس آغاز شده و در سر کلاس
تداوم می یابد. بطوری که مطابق با چارچوب ارائه شده هم معلم و هم شاگرد هر دو
دارای نقشی فعال بوده و از طریق تعاملی مثبت و پویا نیل به یادگیری و انتقال دانش
ها و تجارب در قالب کلاس در س میسر خواهد شد. همچنین پرداختن به پرورش فکری و
معنوی فراگیران دستاوردی است که می تواند به طور خودکار در ضمن تدریس با استفاده
از این شیوه حاصل شود.
(سبحانک ربک رب
العزه عما یصفون، و سلام علی المرسلین، والحمد لله رب العالمین)
منابع:
1 – رشید پور، مجید ، آشنایی با تعلیم و تربیت اسلامی با تاکید بر روش
ها، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان جمهوری اسلامی ایران،1375.
2 – فرهنگ فارسی معین، جلد یک، انتشارات امیر کبیر،1364.
1 - در این جمله یک اصطلاح
علمی و فلسفی است که در کتاب های فلسفی همانند منظومه سبزواری و شرح تجوید خواجه
نصیرالدین توسی بکار برده می شود.(رشید پور، 1375)
2-
سوره زمر آیه 17 و 18
3- سوره زخرف آیه 23
منبع اینترنت ، خانم پاکروان
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۸/۱۲/۰۴ ساعت 23 توسط نورالدین آهنگران
|
سني مقتضايي دارد. برنامه اي كه در مورد يك كودك سه
ساله اعمال مي شود با برنامه اي كه درباره يك كودك 10 و يا 14ساله اعمال مي شود به
كلي متفاوت است. درست است كه پرورش مذهبي از آغاز تولد انجام مي شود ولي قبل از
تولد مراقبت هايي بايد صورت گيرد كه آن هم جزء پرورش مذهبي است. پرورش مذهبي
حقيقتا از حين انتخاب همسر و بعد از ارتباط زناشويي شروع مي شود. افكار مادر در دوران بارداري، غذاها ، برخوردها و رفتارها در آن موثر است. پس از تولد ، والدين تا21 سال درباره فرزند خود مسئوليت مستقيم دارند و كوتاهي
درباره فرزندان گناهي بزرگ در برابر خدا و جرمي نابخشودني در برابر جامعه است. در
كتب روايتي ، اين دوره 21 سال به سه دوره هفت ساله و هر كدام به دوره هاي جزئي تر
قابل تقسيم است.
هفت سال اول: دوره تكوين است و پرورش مذهبي در حقيقت
از همان روز اول تولد شروع مي شود و آن از طريق انجام مراسم مذهبي است. آنچه
درباره كودك عمل مي شود؛ مراسم گفتن اذان و اقامه در دو گوش او و كام برداشتن با
تربت امام حسين (ع ) ، غسل مولود دادن ، ختنه كردن ، تراشيدن موي سر و هم وزن آن
از طلايا نقره صدقه دادن و تسميه به نام هاي نيكو و عقيقه بعدها به همراه رشد و در
سنين مختلف تكاليف گوناگوني به كودك داده مي شود. مثلاً از سه سالگي آموزش جمله
تهليل است (ذكر لااله الاالله ) ، از5/3 سالگي آموزش شهادت به رسالت محمد (ص)، از
چهار تا پنج سالگي تمرين صلوات، از پنج سالگي آموزش دست چپ و راست ، از شش سالگي
آموزش قبله ، سجده و ركوع ، از حدود هفت سالگي تمرين نماز و بيدار شدن براي سحري
است . در دوران كودكي نبايد فراموش كرد كه چهار سال اول تولد بسيار مهم و در پايه
گذاري شخصيت، داراي اهميت فوق العاده است بدين گونه كه مي توان گفت 70 درصد شخصيت
كودك در اين سن پايه گذاري مي شود.
هفت سال دوم: دوره اي است كه بايد كودك تحت كنترل
والدين و مربي از نظر اعمال و رفتار باشد و لااقل به دو دوره 8 تا10 و 11 تا 14
سالگي تقسيم مي شود. در اين دوره نيز به تناسب سن و رشد ، تكاليف مذهبي براي كودك
فراهم مي شود. مثلاً در آغاز اين دوره مسئله شستن دو كف دست و تا پايان 9 سالگي
تمرين وضو و از 10 سالگي نماز . ايمان واقعي به مذهب از حدود 12 سالگي در كودك پيدا مي شود . در اين سن تا
حدود قابل توجهي مي توان مفاهيم اصيل مذهب را به او منتقل كرد. ضمناً فراموش نكنيم
مباني اخلاقي و تربيتي به مفهوم آداب معاشرت و رسوم وسنن در همين دوره بايد به
كودك منتقل گردد. پايان اين دوره همزمان با دوره نوجواني است و كودك با تجاربي كه
در زمينه هاي مختلف به دست آورده به نسبت فردي مستقل وصاحب نظر مي شود.
هفت سال سوم : دوره تمرين و عمل به آموخته هاست . در
اين دوره كه خود نيز به سه مرحله پايان نوجواني ، دوران بلوغ و دوره جواني تقسيم
مي شود آدمي زير نظر مربي و تحت مراقبت آنها به انجام وظيفه مي پردازد. بخش اعظم
عنايت والدين بايد متوجه دوران بلوغ باشد كه دوره رشد احساسات و نوعي تولد مجدد
است. افراد دراين دوره راجع به اعتقادات خود حيرانند و نياز به تجديد نظر دارند .
از فكر بهشت و دوزخ ناراحتند ، نمي دانند پس از مرگ چه مي شود و سرانجام كارشان به
كجا منتهي مي گردد. نياز آنها به راهنمايي در اين دوره به اوج مي رسد و مربيان
بايد زير بازوي آنها را بگيرند و هدايتشان كنند. ايمان به مذهب از 16سالگي اوج مي
گيرد و در صورتي كه نوجوانان به الگوهاي كاذبي برخورد كنند خطراتي برايشان در جنبه
مذهب به وجود خواهد آمد. پايان بلوغ و از حدود18 سالگي، دوره استقلال تقريبي است ،
دقت و استقلال منطقي در او رشد مي يابد و مي توان از اين طريق به آموزش افراد
پرداخت.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ساعت 23 توسط نورالدین آهنگران
|
به تدریسی گفته میشود که درآن، شاگرد چه ازلحاظ جسمی وچه ازلحاظ
ذهنی درگیربا موضوع درس بوده ومحیط صنف برای اولذت بخش است. یعنی در این روش
شاگردان بیشترفعالیت دارند وقسمت اعظم کار آموزش وتدریس برعهده شاگردان می باشد.
درواقع یک تعامل دوطرفه بین شاگردان ومعلم وشاگردان بایکدیگر وجود دارد.دراین روش شاگردان باعلاقه مندی خاص بالای
موضوع درس شخصاً کار وفعالیت می کنند ومعلم نقش رهنما وکمک کننده را داردوزمینه
آموزش را برای شاگردان مساعد می سازد.
زبان، اصليترين
و قديمترين فرم ارتباطي آدميان است. حرف زدن قواعدي دارد كه اگر آنها را رعايت
كنيد ارتباط موثرتري برقرار خواهيد كرد:
·سعي كنيد موضوعات مورد علاقه و جالبي را براي صحبت كردن انتخاب كنيد. اين
موضوعات را با توجه به محتواي جلسه يا شناختي كه از مخاطبان خود داريد انتخاب
كنيد.
·از چيزي صحبت كنيد كه در آن تسلط داريد. اگر چيزي را نميدانيد حرفش را
هم نزنيد. به عبارت ديگر اظهار فضل نكنيد.
·مختصر و مفيد بگوييد فكر نكنيد گوش مفت گير آوردهايد.
·طنزپرداز باشيد ولي لوده نباشيد. بذلهگو باشيد ولي طعنه نزنيد و كسي را
خراب نكنيد.
·در لفافه حرف نزنيد. شفاف و واضح صحبت كنيد.
·لحن صدايتان بشاش، مهرآميز و صميمانه باشد، حتي زماني كه دعوا ميكنيد با
استفاده از بشاش بودن لحن صدايتان از عوارض نامطلوب آن بكاهيد.
·صدايتان خيلي بلند نباشد. مگر با ديگران سر دعوا داريد؟
·صدايتان خيلي آهسته نباشد من من نكنيد. در اين صورت مخاطب فكر ميكند شما
بر آنچه ميگوييد تسلط نداريد يا خجالتي هستيد.
·تماس چشمي از مهمترين عوامل يك ارتباط موثر است در طول ارتباط سعي كنيد
به فرد مقابل خود نگاه كنيد اين عمل چندين فايده دارد: صميميت بيشتر ميشود. چشمها
آيينه دلها هستند پس ميتوانيد بسياري از احساسهاي فرد مخاطب خود را از چشمهايش
حدس بزنيد و براساس آن مسير حرفهايتان را تنظيم كنيد به زودي درخواهيد يافت كه آيا
حرفهاي شما اثر لازم را در او گذاشته يا نه. اگر اين گونه نيست تصميم ميگيريد
ادامهي صحبتهايتان به گونهاي ديگر باشد.
توجه داشته باشيد كه تماس چشمي نبايد باعث شود خود شما يا مخاطبتان دچار
دستپاچگي شويد. اگر اين گونه شود ارتباط خراب ميشود پس به طرف مقابل زل نزنيد
تماس چشميتان منقطع باشد.
براي اين كه خود شما دچار مشكل نشويد به جاي زل زدن به چشمها ميتوانيد
به وسط ابروهاي شخص يا نيمهي پايين صورت او نگاه كنيد.
سوال مهم اين است كه با نگاه كردن به چهره شخص مخاطب چه واكنشهايي را ميتوانيد
حدس بزنيد چند امكان هست: ابروهايش را بالا ميبرد و لبهايش را آويزان ميكند، در
اين صورت او تعجب كرده است. چهرهاش درهم فرو ميرود و اخم ميكند در اين صورت او
دلخور شده است. چهرهاش بشاش ميشود و لبخند ميزند پس او دلشاد شده است. چهرهاش
باز نشده است ولي لبخند ميزند احتمالاً مسخره ميكند يا زوركي خود را شاد نشان ميدهد.
زبان بدن را بكار بگيريد، يعني با استفاده از حركات دست و بدن و چهره خود
پيام رساني را تقويت كنيد زبان بدن شما بايد با محتواي كلامتان هماهنگ باشد. وقتي
شادي در كلام شماست بايد شانههايتان بالا باشد. دستها باز باشد، سرتان را صاف و
بالا بگيريد و با حرارت رفتار كنيد. ولي در يك مجلس عزا كه براي عرض تسليت رفتهايد
بايد شانههايتان كمي افتاده باشد دستهايتان حركت كم داشته باشد و انرژي كمتري
مصرف كنيد.
ـ گوش كردن موثر
هر ارتباطي را
در نظر بگيريد حداقل دو طرف دارد: در يك طرف آن شما هستيد و در طرف ديگر مخاطب شما
قرار گرفته است. پس بايد ياد بگيريد كه مخاطب و وجود او را در نظر بگيريد. او وجود
دارد پس بايد احترامش حفظ شود و يكي از اين راهها گوش دادن است. شنونده خوبي باشيد.
گوش دادن به معناي اين نيست كه حرفهاي مخاطب را دربست بپذيريد. بلكه شما به او گوش
ميدهيد و گفتههايش را حلاجي ميكنيد تا براساس آن ارتباط خود را با او تعديل
كنيد. شايد در مواردي احساس كنيد عقلاً حرف او درست است و به آن عمل كنيد ولي
الزاماً اين گونه نيست.
وقتي به حرف مخاطب خود گوش ميكنيد در قدم اول به طور تلويحي به او گفتهايد
كه به عنوان يك انسان برايش ارزش قايل هستيد. پس روحيه او را تقويت ميكنيد و به
نوعي تشويق ميشود تا به ارتباطش با شما ادامه دهد.
در بسياري از وقتها وقتي كه مردي ميخواهد به حرفهاي زنش گوش بدهد و در
همان حال روزنامه هم ميخواند يا مسابقهي فوتبال هم نگاه ميكند و در وسط حرفها
ميگويد: «چي گفتي؟» اين نوع گوش دادن فعال نيست، شنيدن است. گوش دادن فعال آن است
كه تمام وجودتان گوش شود، فكرتان را به كار گيرد، تمام حواستان را جمع كنيد و
حرفهاي مخاطب خود را تفسير كنيد.
ـ بيان احساسات
خيلي از رابطهها
رو به سردي ميروند چون يكي يا هر دو طرف، احساسات خود را بيان نميكنند. زني ميگفت
ميدانم كه شوهرم دوستم دارد ولي هيچ وقت آن را ابراز نميكند و شوهرش ميگفت مرد
كه نبايد لوس بازي كند. يك خطاي ارتباطي شايع اين است كه ابراز احساسات انجام نميشود.
بايد هنرمندي آن را داشته باشيد كه با كلام يا رفتارهاي غيركلامي احساسات خود را
ابراز كنيد.
احساس خود را با جرأت ابراز كنيد. براي آن كه بتوانيد احساسات خود را به
درستي بيان كنيد بايد احساسات مخفي خود را بشناسيد و منطقي بودن آن را تحليل كنيد
و اگر دليل محكمي براي ابراز آن داريد در ابراز كردن آن شك نكنيد حتماً آن را بيان
كنيد ولي نحوه بيان آن مهم است. بدون پرخاش احساس خود را بيان كنيد و از عبارات
مناسب استفاده كنيد بهتر است جملهي خود را با ضمير «من» شروع كنيد: نه «تو».
عبارت «تو اشتباه مي كني اصلاً اين طور نيست». رابطه را به خطر مياندازد ولي
عبارت «من فكر ميكنم اين طور كه ميگويي نباشد» بار منفي كمتري دارد و مقاومت
رواني كمتري را بر ميانگيزد. براي بيان احساس خود بايد مد نظر داشته باشيد كه فقط
احساستان را بگوييد قضاوت را به زماني موكول كنيد كه ابراز احساسات كرده باشيد اين
دو كار ميتواند به فاصله زماني كمي با هم انجام شوند.
اگر از طرف مقابل ناراحت هستيد احساستان را بگوييد و خود را به دروغ و
تظاهر شاد نشان ندهيد.
اجزاي ارتباط
يكي از اجزاي
مهم رابطه مهمي است كه هر يك از طرفين رابطه در آن ميگذارند مثلاً وقتي شما به
عنوان يك دانشجوي فيزيك با مدرس فيزيك در دانشگاه ارتباط برقرار ميكنيد او در اين
ارتباط علم خود را در ميان ميگذارد و شما به عنوان درس گيرنده اين فرصت را به او
ميدهيد تا از اين راه امرار معاش كند.
يا اگر تماشاگر بازي فوتبال هستيد بازيكنان تيم مورد نظرتان با ارايه
بازي خود به شما لذت ميبخشند و شما با تشويق كردن به آنان اعتماد به نقش و تحرك
ميدهيد پس سودي دوطرفه از اين ارتباط حاصل ميشود.
يك جزء ديگر در هر رابطه آن است كه شما و كسي كه با او ارتباط برقرار ميكنيد
چه توقعي از يكديگر داريد مثلاً شما از دوستتان توقع داريد به ارزشهاي ذهني و
اعتقادي شما احترام بگذارد و شما نيز قواعد دوستي طرف احترام ميگذاريد تا ارتباط
تداوم يابد.
يكي ديگر از اجزاي هر رابطه آن است كه طرفين رابطه منصف باشند يعني فقط
به سود مالي يا لذت روحي خودشان فكر نكنند و طرف مقابل را هم مد نظر داشته باشند.
به ياد داشته باشيد كه هر رابطه نوعي دادوستد است و ما از روابط خود سود
ميبريم سپس بايد طرف مقابل هم سود ببرد.
پس افراد هر چه در روابط خود بيشتر مايه بگذارند بيشتر توقع دارند بنابراين
بايد اعتدال برقرار باشد.
يك راز بزرگ از پيامهاي غيركلامي ميتوانيد براي تقويت رابطه استفاده
كنيد.
پيامهاي غيركلامي كدامند: وقتي در خيابان به چراغ قرمز ميرسيد و افسر را ميبينيد كه دستش را بلند
ميكند چه ميكنيد؟ براي او دست بلند ميكنيد؟ قطعاً خير بلكه اتومبيل خود را
متوقف ميكنيد حالا اگر به جاي پليس دوستتان براي شما دست بلند كند قطعاً برايش
دست بلند ميكنيد ملاحظه ميكنيد كه هر يك از اين دو نفر با يك حركت مشابه يك پيام
متفاوت به شما دادند. و اين يك پيام غيركلامي است چون آنها كلامي بكار نبردند.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/۱۰/۱۹ ساعت 22 توسط نورالدین آهنگران
|
هر چه به خرداد نزدیک مى شویم، دلهره هاى پایان سال تحصیلى که دانش آموزان
را گرفتار مى کند نیز بیشتر مى شود. در هر سن و سال و وضعیت تحصیلى که
باشیم باز هم امتحان، امتحان است و ترس و اضطراب هاى خاص خودش را دارد.
قصد ما ترساندن بیش از حد شما از امتحان نیست. در این مطلب شما را با
روش هاى کاربردى آشنا مى کنیم که مى تواند در آمادگى شما براى امتحانات
پایان ترم مفید واقع شود.
۱-آمادگي: دانشآموز بايد از لحاظ جسمي، عاطفي و عقلي رشد كرده باشد تا بتواند به خوبي ياد بگيرد.
۲-انگيزه و هدف: يادگيري معلوم انگيزههاي متفاوتي است، يكي از اين انگيزهها كه نقش مهمي در جريان يادگيري دارد، ميل و رغبت شاگرد به آموختن است و يكي ديگر از آنها هدف ميباشد. هدف به فعاليت انسان نيرو و جهت ميدهد.
۳-تجارب گذشته: آموختهها و تجربههاي گذشته شاگرد «ساخت شناختي وي را تشكيل ميدهد. آمادگي شاگرد در حد وسيعي تحت تاثير تجارب گذشته اوست. فرد زماني ميتواند مفاهيم و مسائل جديد را درك كند كه مفهوم و مسئله جديد با ساخت شناختي او مرتبط باشد.
۴-موقعيتيادگيريو محيط آن: اين عامل هم تاثير بسزايي در امر يادگيري دارد. محيط ممكن است فيزيكي باشد، مانند نور، هوا، تجهيزات و امكانات آموزشي. يا ممكن است عاطفي باشد. رابطه معلم و شاگرد، رابطه شاگردان باهم، رابطه والدين باهم و نگرش والدين و مربيان در زمينهي تربيت فراگيران همگي مي تواند در ميزان يادكيري آنها بسيار موثر باشد.
۵-روشتدريسمعلم: بدون شك نيروي انساني به ويژه معلم از مهمترين عوامل تشكيلدهندهي محيطهاي آموزشي است و به لحاظ اهميت نگرش و روش تدريس معلم در فرايند فعاليتهاي آموزشي و در نهايت، تاثير آن در روند يادگيري بسيار ضروري و موثر است. اين عامل برتري و رجحان خاصي نسبت به ساير عوامل دارد.
۶-رابطه كل و جزء: طرفداران مكتب گشتالت معتقد در كل، اجزاء را در يك طرح و زمينه قرار ميدهند و ارتباط آنها را روشن ميسازد. در جريان تدريس، معلم بايد در حد امكان ابتدا مطالب درسي را به صورت كل مطرح كند و ارتباط اجزاء با كل را مشخص سازد و پس از آن به بررسي و تحليل اجزاء بپردازد.
۷-تمرينو تكرار: براي بسياري از دستاندركاران آموزش و پرورش، هنوز اين سوالها مطرح است: تمرين چه نقشي در فرآيند يادگيري دارد؟ آيا پيشرفت يادگيري مستقيماً تابع تكرار است؟ مساعدترين موقعيت براي تمرين كدام است؟ در پاسخ بايد گفت: تاثير تمرين و تكرار در كل فرآيند يادگيري و حيطههاي مختلف آن به ويژه در حيطه رواني – حركتي، انكار ناپذير است (سرمد، 1379، ص 143)
1- ساختشناسي: مجموعه اطلاعات و مفاهيمي كه در زمينه يك رشتهي درسي در ذهن فرد به وجود ميآيد ساخت شناختي او از آن مجموعه دانش تشكيل ميدهد.
Coginitiv Structure
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/۰۲/۱۴ ساعت 22 توسط نورالدین آهنگران
|
براون ، لوايزر
و هاركلرود در سال 1995 به طور خلاصه چند اصل عمومي را براي راهنمائي در انتخاب و
استفا ده از رسانه هايمعرفي كرده اند:
هيچ رسانه ، رويه يا تجربه خا صي نمي تواند به تنهائي
براي يادگيري بهترين باشد.
در موقع انتخاب رسانه با يستي اطمينان يافت
كهرسانه منتخب، با اهداف رفتاري آموزشي
هماهنگي دارد .
بخاطر داشته باشيد كه استفاده موثر از يك رسانه
در امر آموزش يك موضوع خاص، مستلزم شناخت كافي آن رسانه و دا شتن مهارت لازم براي
آن كارمي باشد .
موقع
انتخاب رسانه هاي آموزشي، رسانه ا نتخابي با روش تدريس مورد استفاده نيز بايد
متناسب باشد.
تمايلات
و علاقمند يهاي شخصي نبايد در انتخاب رسانه آموزشي اثرگذارد .بايد آگاه با شيم كه
يك رسانه عالي براي يك هدف رفتاري تدريس ، نمي تواند براي اهداف ديگر نيز عالي
باشد . و يك رسانه عالي ممكن است در محيط آموزشي ضعيف خوب نتيجه ندهد .
اطمينان داشته باشيد كه تجارب، تمايلات ،
توانمندي و شيوه يادگيري فراگيران ممكن است روي نتايج به كارگيري رسانه تاثير
داشته باشد .ازآنجا كه رسانه ها بود نشان يعني ا نتقال محتواي آموزشي از فرستنده
به گيرندهبا هم تفاوتي ندارند ، بايد
ساده ترين و ارزانترين آنها رابراي هر آموزش انتخاب كرد . گاهي خصوصيات فراگيران ،
نوع خاصي از رسانه راطلب مي كند . و بهمين دليل ميبايست درانتخاب رسانه به گرايش
فراگيران به رسانه مورد نظرشان و برداشت آنها از نظر ميزان يادگيري از طريق آن
رسانه توجه داشت. در انتخاب رسانه بايد به نكات ضعف و قوت رسانه نيز توجه داشت .
احديان –
محمد 1323/ مقدمات تكنو لوژي آموزشي / نشر آييژ، 1378/ چاپ سوم / فصل نهم /
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۸/۰۱/۳۱ ساعت 23 توسط نورالدین آهنگران
|
حیطه شناختی : تغییراتی را که در اثر تعلیم و تربیت در ذهن ایجاد می شود و به پیدایش توانائیهای ذهنی منتهی میگردد . در حیطه شناختی قرارداده اند . در این حیطه عامل فهمیدن نقش اصلی را برعهده دارد . آموختنیهای حیطه شناختی از آسان به مشکل تقسیم بندی می شوند و در شش سطح یا طبقه قرار می گیرند . 1- دانش 2- درک و فهم 3- کاربرد 4- تجزیه و تحلیل 5- ترکیب 6- ارزشیابی
طبقات حیطه شناختی بر اساس سلسله مراتب تنظیم شده و هر طبقه از آنان مستلزم مهارتهاو توانائیهای طبقات پائینتر است . 1- دانش : شامل رفتارها و آزمونهائی ست که به یادآوری یا بازشناسی آموخته ها مربوط می شود . در این سطح از دانش آموز انتظار می رود که همان چیزهائی را که آموخته است عینا و به طور حفظی باز پس می دهد ( تکیه بر حافظه ) 2- درک و فهم ( فهمیدن ) : آن دسته از هدفهای آموزشی که به درک بیشتری از آگاهی سطحی ( طبقه دانش ) نیاز دارند در این طبقه قرار می گیرند . مثلا هنگامیکه دانش آموزان گفتاری را می شنود از روی انتظار می رود که معنی آن را درک کند و به جزئیات احاطه یابد . آموخته های این سطح عمیقتر هستند و دیرتر فراموش می شوند. 3- کاربرد : در این طبقه چنانچه دانش آموز با مسئله جدید مواجه شود ، بدون اینکه در انتخاب مفهوم تجریدی برای حل مسئله دچار تردید شود و بی نیاز از راهنمائی دیگران آن را به کار خواهد برد . برای سنجش توانائی دانش آموز در کاربرد باید او را در موقعیتی قرارداد که عینا شبیه به آنچه در گذشته آموخته است نباشد . 4- تجزیه و تحلیل : در این طبقه بر تقسیم کردن مباحث یا پدیده ها به اجزای تشکیل دهنده آنها و همچنین بر کشف روابط اجراء و طریقه سازمان بندی آنها تاکید می شود . ( توانائی نتیجه گیری از یک مطلب ) 5- ترکیب : به مغهوم بهم پیوستن عناصر و اجزاء به منظور تشکیل یک واحد کل ، رفتارهای طبقه ترکیب در اغلب موارد باخلاقیت همراه است . 6- ارزشیابی : داوری و قضاوت درباره ارزش اندیشه ها ، کارها، راه حلها ، روشها و غیره برای مقصودی معین .
حیطه عاطفی (نگرشی) : شامل رفتار رفتارهائی ست که به علایق ، احساسات ، ارزشها ، اخلاقیات و عواطف مربوط می شوند . حیطه عاطفی از پنج طبقه تشکیل شده است : دریافت ، واکنش ، ارزش گذاری ، سازمان بندی ، تبلور ارزشها .
• دریافت ( توجه ) : در این سطح منظور آنها باشد مانند : محترمانه بهع سخنان دیگران گوش دادن ، آگاهی از جنبه های زیبائی در طبیعت. • واکنش : دراین طبقه رفتارهایی که فردعلاوه برتوجه به پدیده موردنظر به اندازه کافی انگیزه دارد قرار می گیرند . مانند تمایل به قبول مقررات بهداشتی ، عمل کردن به دستورات ایمنی ، لذت بردن از مطالعه کتب مختلف . • ارزش گذاری : رفتارهای این سطح از پایداری کافی برخوردارند به نحوی که بصورت خصلت ناشی از داشتن یک عقیده یا یک نگرش در می آید . در این سطح فرد نسبت به ارزشی که پذیرفته احساس تعهد می کند و رفتار او با ثبات عاطفی همراه می شود . مانند اعتقاد به قدرت عقل ، روشهای تجربی و علمی پذیرش نقش مذهب در زندگی فرد . • سازمانبندی : در جریان درونی شدن ارزشها ، با موقعیتهایی مواجه می شویم که در آن بیش از یک ارزش مطرح است . بنابراین ، ضرورت ایجاب می کند که ( الف ) ارزشها به صورت یک نظام ( سیستم ) سازمان بندی شوند ( ب ) روابط درونی و متقابل آنها معین گردد و ( ج ) ارزشهای مسلط و غالب بنانهاده شود . مثال : داوری نسبت به مسئولیت جامعه در مورد حفظ و حراست از نیروهای انسانی و مادی . پذیرش واقع بینانه و سازگاری عاطفی با محدودیتهایی که زاییده استعدادها ، علایق ، توانائیها و وضع جسمانی فردا است . • تبلور ارزشها : در این سطح از حیطه عاطفی ، ارزشهایی که پیش از آن در سلسله مراتب ارزشی فرد جایگاهی داشته اند به صورت نظامی که از ثبات درونی برخوردار است سازمان می یابند . شخصی که به این سطح از حیطه عاطفی رسیده باشد دارای دو صفت گردیده A : ویژگیهای شخصی منحصر به او B : فلسفه زندگی یا جهان بینی او . حیطه روانی – حرکتی (مهارتی) : در این حیطه با مهارتهای حرکتی با درستی ، دقت ، ظرافت ، سرعت و مهارت مطلوب انجام دهد. دوه ( Dawe ) کارشناس یونسکو معتقد است برای انجام مهارتهای حرکتی ، سه نوع آمادگی ضروری است . آمادگی شناختی ، آمادگی جسمی ، آمادگی عاطفی .
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۰۱/۳۰ ساعت 1 توسط نورالدین آهنگران
|
ايران در آزمون «سواد خواندن» و همچنين ارزيابي دروس رياضي و علوم مقاطع ابتدايي و راهنمايي، رتبه زير ميانگين را در بين کشورهاي شرکت کننده در آزمون هاي ارزيابي بين المللي کسب کرده است.رئيس پژوهشگاه تعليم و تربيت آموزش و پرورش با اشاره به دو آزمون بين المللي "تيمز"(ارزيابي پيشرفت تحصيلي درس هاي رياضي و علوم پايه هاي چهارم ابتدايي و سوم راهنمايي که هر چهار سال يک بار انجام مي شود) و "پلز" (ارزيابي سواد خواندن که هر پنج سال يک بار انجام مي شود)گفت: ايران در دروس رياضي و علوم و همچنين سواد خواندن و نوشتن رتبه هاي آخر را در بين کشور هاي جهان به خود اختصاص داده است.به گزارش مهر، "هاجر تحريري نيک صفت" با بيان اينکه در هفته پژوهش طرح هاي مختلفي از سوي پژوهشگاه تعليم و تربيت وزارت آموزش و پرورش ارائه مي شود افزود: طرحهاي " تيمز" و " پلز" از جمله پژوهشهايي است که ايران در آن شرکت داشته است و نتايج آن در روز پژوهش اعلام مي شود.وي طرح تيمز را بررسي وضعيت دانش آموزان در دو درس رياضي و علوم در پايه هاي چهارم و سوم راهنمايي و پلز را بررسي سواد خواندن و نوشتن عنوان کرد و با اشاره به اينکه ايران در اين آزمونها که هر 4 سال و 5 سال يکبار بين 30 کشور دنيا برگزار مي شود شرکت مي کند اظهار داشت: جهش ما در اين دو آزمون محسوس نيست و هنوز زير ميانگين هستيم ولي خوشبختانه عقبگرد نداشته ايم.رئيس پژوهشگاه تعليم و تربيت درباره رتبه ايران در دو آزمون تيمز و پلز جايگاه مشخصي را عنوان نکرد و تنها به اين مثال بسنده کرد که اگر به طور مثال 30 کشور در اين آزمون شرکت کرده باشندرتبه ايران 29 و يا 28 است و در واقع ما اين نتايج را به اين دليل منتشر مي کنيم که مسئولان نظام آموزشي تدبيري براي اين نابساماني بينديشند.وي با اذعان به اين که اين نتايج به اين دليل منتشر مي شود که مسئولان نظام آموزشي به خودشان بيايند و فکري در اين زمينه بکنند، اظهار کرد: اين رتبه هاي ايران در حاليست که کشورهايي مثل هنگ کنگ، سنگاپور و چين خود را از رتبه هاي انتهايي به رده ها بسيار بالا رسانده اند.تحريري نيک صفت با بيان اينکه ايران به دليل اجراي منظم و دقيق اين آزمون رتبه نخست را از انجمن IEA کسب کرده است، گفت: اين سوال براي ما پيش آمده که چرا بايد در اجراي درست اين آزمونها رتبه برتر را کسب کنيم ولي تا کنون از يافته هاي اين آزمونها استفاده نشده باشد که به همين دليل مي خواهيم اين کمبودها را با انتشار نتايج آن پر کنيم.نيک صفت همچنين با بيان اين که ايران به دليل اجراي منظم و دقيق آزمون پرلز، در سال 2006 رتبه نخست را از انجمن IEA (انجمن ارزيابي پيشرفت تحصيلي) کسب کرد، گفت: حيف است که در اجراي دقيق اين آزمون ها رتبه برتر را کسب کنيم، اما از يافته هاي اين آزمون ها در حد مطلوب استفاده نکنيم.
http://www.ebtekarnews.com
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۷/۱۱/۱۳ ساعت 22 توسط نورالدین آهنگران
|
من به این نتیجه ی قاطع رسیدم که عامل تعیین کننده ی کلاس ، من هستم . این روش شخصی من است که این جو را بوجود می آورد . حال و هوای کلاس را روحیه ی روزانه ی من می سازد. من به عنوان معلم قدرتی دارم که می توانم زندگی شاگردانم را شیرین و تلخ کنم ، می توانم تحقیر یا تمسخر کنم ، صدمه بزنم یا درمان کنم ، روی هم رفته این پاسخ من است که تشدید یا تخفیف یک بحران ، و انسان یا نا انسان شدن یک کودک را معین می کند.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۷/۱۱/۱۲ ساعت 17 توسط نورالدین آهنگران
|
آراء تربيتي در دو بخش از كتاب «جستارها» وجود دارد . هدف تربيت ، بارآوردن انساني ساده و طبيعي و بي ريا و صديق است . چنين انساني نه بحرالعلوم است (رابله ) و نه اديب (اِ راسم) .
«آنچه مهم است داشتن تني سالم است كه روح سالمي در آن جا گيرد »
« غرض از مطالعه پر دانستن نيست بلكه خوب و عميق دانستن و داوري
تدريس يكي از فعاليت هاي كلاني است كه به آساني مي توان آن را در قالب يك مجموعه يا يك نظام كلي به تصوير كشيد و زير مجموعه هاي ريز و درشت آن را شناسايي كرد. متخصصان آموزش و پرورش سالهاست در انجام اين مهم اهتمام ورزيده،اجزاي مختلف كوچك و خرد نظام تدريس يا مهارت هاي تدريس را شناسايي كرده آن دو آنها را تك مهارتها خوانده اند.براي هريك از تك مهارتها تعريفي خاص داده اند و مختصات و ويژگي هاي آنها را برشمرده اند. تك مهارت هاي تدريس را مي توان از طريق تمرين و ممارست به مرحله ي ورزيدگي و گاه فوق ورزيدگي رساند.معلمان نيز،بنا به استعداد ها و توانمندي هاي فردي خويش،در پاره اي از تك مهارت هاي حرفه اي خود به ورزيدگي هاي بارز و آشكار و قابل قبولي مي رسند.به طوري كه با برجسته كردن آن تك مهارت(ها)ساير مهارت هاي كوچكتر را كم رنگ جلوه دهند يا آنها را به طور ضمني به اجرا مي گذارند.
عمده ترين تك مهارتهاي شناخته شده در فعاليت هاي ياددهي-يادگيري عبارتند از :
1 – از نظر معلمان میزان آشنایی با طرح درس یکی از نیازهای آموزشی مهم معلمان می باشد و معلمین اولین اولویت را به آشنایی با طرح درس داده اند.
2 - از نظر معلمان میزان آشنایی با شیوه های ارزشیابی یکی از نیازهای آموزشی مهم معلمان می باشد و معلمین دومین اولویت را به آشنایی با شیوه های ارزشیابی داده اند.
3 - از نظر معلمان میزان آشنایی با بکار گیری رسانه های آموزشی یکی از نیازهای آموزشی مهم معلمان می باشد و معلمین سومین اولویت را به آشنایی با بکار گیری رسانه های آموزشی داده اند
4 - از نظر معلمان میزان آشنایی با روشهای تدریس یکی از نیازهای آموزشی مهم معلمان می باشد و معلمین چهارمین اولویت را به آشنایی با روش تدرس داده اند و در بین روشهای تدریس به ترتیب اولوین را به روش تدریس پروژه، گردش علمی، نمایشی، آزمایشی، حل مساله و سخنرانی داده اند
دانشگاه
شهیدبهشتی
دانشکده
علوم تربیتی وروان شناسی
عنوان پایان نامه
کارشناسی ارشد
بررسی نیاز های آموزشی معلمان علوم دوره راهنمایی مدارس راهنمایی دخترانه شهر تهران از جهت فرایند تدریس در سال تحصیلی 85-86
نظر شما چیست؟؟؟
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۷/۱۰/۳۰ ساعت 22 توسط نورالدین آهنگران
|
اصطلاح وسايل آموزشي يا وسايل كمك آموزشي اغلب ا شتباها مترادف رسانه هاي آموزشي بكار برده مي شود. اين وسايل كليه ادوات وا شيائي است كه دركنار رسانه هاي آموزشي براي تفهيم بهتر يا بيشتر موضوع براي فرا گيران بكارمي روند .
مثال(1): استفاده از نقشه براي تفهيم بهتر جغرافيا توسط معلم در كلاس د رس .در ابن مثال : رسانه آموزشي ، معلم ووسيله كمك آموزشي، نقشه است.
مثال (2 ): چنا نچه در برنامه آموزشي تلويزيوني ، تخته و گچ هم استفاده شود : در اين مثال رسانه آموزشي : تلويزيون و وسيله كمك آموزشي ، تخته و گچ است.
پس : رسانه آموزشي به عوامل ، وسا يل يا ابزاري گفته مي شود كه كل محتواي آموزش را به فراگيران منتقل مي كند . در حالي كه وسايل كمك آموزشي شامل ا شيا ، وسايل و ا بزاري است كه تنها در بخش آموزش از آنها استفاده مي شود .
منبع:مقدمات تكنو لوژي آموزشي / نشر آييژ، 1378/ چاپ سوم / فصل نهم
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۷/۱۰/۲۱ ساعت 23 توسط نورالدین آهنگران
|
علت ديگر استفاده ازوسايل كمك آموزشي نقشي است كه حواس مختلف در يادگيري دارا هستند . حواس مختلف نقش واحدي در يادگيري دارا نيستند .
75% يادگيري از طريق كاربرد حس بينائي صورت مي گيرد .
13% يادگيري از طريق كاربرد حس شنوائي صورت مي گيرد .
6% يادگيري از طريق كاربرد حس لامسه صورت مي گيرد .
3% يادگيري از طريق كاربرد حس بويائي صورت مي گيرد .
3% يادگيري از طريق كاربرد حس چشائي صورت مي گيرد .
قسمت اعظم يادگيري در انسان از طريق حس بينائي است .12% مجموع حواس بويائي – چشائي –لامسه است ، با اين حال هنوز معلمان بركاربري 13% حس شنوائي تاكيد مي كنند . تحقيقات نشان مي دهد تقريبا 60% از وقت فراگيران در مدارس ابتدائي و 90% در مدارس متوسطه و دانشگاه ها صرف گوش دادن مي شود .
منبع:مقدمات تكنو لوژي آموزشي / نشر آييژ، 1378/ چاپ سوم / فصل نهم
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۷/۱۰/۱۹ ساعت 21 توسط نورالدین آهنگران
|
کنايه از ارسطو چرا که علم حکمت را اول ارسطو به قيد کتابت آورده تعليم نمود و قبل از ارسطو حکماي سابق حکمت را به شاگردان زباني تعليم مي نمودند. لقب ارسطو. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). در روضات الجنات گويد سبب معلم اول گفتن ارسطو آنکه وي نخستين واضع علم منطق بوده و نخستين کسي است که مذهب تناسخ را ابطال نمود و مطالب سخيف و موهوم را از ميان مطالب حکمت برانداخت و راه دليل و برهان منطقي را بازنمود. (از ريحانةالادب چ 2 ج 5 ص 345).
-معلم ثاني ;
کنايه از ابونصر فارابي چرا که کتب حکمت يوناني را که ارسطو و غيره تحرير کرده اند اول ابونصر فارابي آنها را از يوناني به عربي مترجم نموده تعليم کرد. لقب ابونصر فارابي . (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ابونصر فارابي شود.
-معلم ثالث
;صاحب الذريعه چندين جا ابن مسکويه را به وصف معلم ثالث ستوده است . (از ريحانة الادب چ 2 ج 5 ص 345). لقب ابوعلي احمد مسکويه است . (يادداشت به خط مرحوم دهخدا).
گاه لقب معلم ثالث را به ابوعلي حسين بن عبداللّه بن سينا شيخ الرئيس داده اند. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا).
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۷/۱۰/۱۵ ساعت 23 توسط نورالدین آهنگران
|
مغز، عضوي پيچيده است. به هرحال، مسئول همه تواناييها و همه پيچيدگيهاي ماست. دانشمندان، سالهاي متمادي اين عضو را مورد مطالعه قرار دادهاند و (مخصوصاً در سالهاي اخير) چيزهاي زيادي درباره نحوه كار آن فهميدهاند. غيرممكن است كه اين پيشرفتها را بتوان در چند جمله ساده خلاصه كرد، از اين رو، اين كتاب مطالب زيادي دارد.
ژان پـیـاژه در سـال 1896 در شهر نـوشـاتـل سوئـیس بـدنـیـا آمـد. وی پسر ارشد آرتور پیاژه استاد ادبیات قرون وسطی و ربکا ژاکسون بود. در سن یازده سالگی، زمانی که دانش آموز دبیرستان بود گزارش کوتاهی درباره یک گنجشک زال که در یک پارک مشاهده کرده بود، به رشتۀ تحریر درآورد. این مقالۀ کوتاه به عنوان نقطۀ شروع زندگی علمی درخشانی بود که بر اساس تدوین بیش از شصت اثر و صدها مقاله متبلور شد.
او در سـن 11 سالگی به مطالعه نرم تنان پرداخت و در سن 15 سالگی یادداشتهای خود را منتشر نمود. رغبت وی نسبت به نرم تنان پس از نوجوانی گسترش یافت و پیش از پایان تحصیلات متوسطه به عنوان یک متخصص مشهور نرم تنان شناخته شد. پیاژه چندین مقاله در این قلمرو منتشر ساخت و انگیزۀ خود را نسبت به بررسی آنها در سراسر زندگی حفظ کرد.
پیاژه در سن نوجوانی به توصیه پدرش به فلسفه روی آورد و موجب شد تا جوانه های شناخت شناسی خود را از نو سامان دهد. او نظریه شناخت دو گانه نگری حیات و ماده را به اتحاد ممکن بین اشکال ارگانیک و ساختهای هوش تبدیل کرد. پس از اخذ دیپلم در دانشکدۀ علوم دانشگاه نوشاتل به تحصیل ادامه داد و به دریافت درجۀ دکتری علوم طبیعی نایل شد. در این دوره به انتشار دو اثر با محتوای فلسفی پرداخت که بعدها آنهارا به عنوان نوشته های نوجوانانه خويش توصیف کرد؛ آثاری که در تحول فکری وی تعیین کننده بوده اند.
پـیاژه بـا روی آوردن بـه کاربـرد آمـار و شـروع یـک ریـاضی نـگری در جـهت تـحول شناخت شناسی به سوی شناخت شناسی اثبات روابط شکلهای منطقی و ریاضی، روی نهاد. او در اثبات روابط ، به روابط اشکال و هنجارها و انسجام و پیوستگی آنها همت گمارد.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۷/۱۰/۰۳ ساعت 23 توسط نورالدین آهنگران
|
روشهاي خواندن متن(مطالعه): امروزه خواندن ومطالعه منحصربه مشاغل خاصي نيست،تنهادانشمندان واستادان ومعلما ن نيستند كه بايد مطا لعه كنند بلكه ضرورت هاي منبعث ا ز فلسفه ي تعليم وتربيت جديد باعث شده است كه خواند ن كتاب هاي غيرد رسي واختصا صي وقت به مطالعه از لوا زم اساسي وا جتناب نا پذ ير دبستان طريقه ي صحيح خوا ند ن وروش هاي مطا لعه را به دانش آموزان بيا موزيم وعا د ت مطا لعه را د ر آنان تقويت نماييم. به همين سبب د ر اين قسمت جهت آ شنايي با روشهاي خواند ن مطا لبي را كه د ر د بستا ن كا ربرد دا رند يا د آ ور مي شوم
- خو ا ند ن با صد ا كه شا مل ( خطا بي – هم خوا ني )
خواندن خطا بي : د راين نوع خوا ند ن معمولا معلم يا يك د ا نش آ موز خطا ب به د يگرا ن متني را مي خواند وآ نان ضمن گو ش كر د ن به متن كتا ب هم نگا ه مي كنند معمولا د ركلا س ها ي ا ول تا سو م معلما ن برا ي
ا را ئه ي د رس جد يد ا ز اين نوع خوا ند ن ا ستفا ده مي كنند . معلما ن با يد هنگا مي كه د ا نش آ موزا ي با صدا ي بلند وبه صورت خطا بي متني را مي خوا ند به طرز خوا ند ن وي دقت كنند و ا شكا لا ت و ا شتبا ها تش را ياد دا شت نمو ده پس ا ز پا يا ن خوا ند ن به وي گو شزد كنند. هم خوا ني : د را ين نوع خوا ند ن معلم يا دانش آموز متن را مي خوا ند و دا نش آ موزان د يگر با صداي بلند آ ن را تكرا ر مي كنند . ا ين نوع خوا ند ن بيشترد ر كلا س ا ول كا ربرد د ا رد و مي توا ند دا نش آ موزا ني را كه ا ز خوا ند ن خطا بي ا نفرادي خجا لت مي كشند به خوا ند ن ا نفرا دي تشويق و ترغيب نما يد
ولي معلما ن با يد توجه كنند كه د را ستفا ده ا زآ ن اعتدا ل رعا يت شود چون خوا ندن يك مها رت فردي مي با شد وبهتر ا ست د ا نش آ مو زا ن را به صور ت
انفرادي به خوا ند ن متن تشويق كنيم
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۷/۰۸/۲۴ ساعت 22 توسط نورالدین آهنگران
|
1-پرورش قدرت تخيل وتفكردانش آموزان درخلق وابداع آثار(هنري،فني،صنعتي،...)باتوجه به علايق و استعدادهايشان .
2-تقويت حس خودباوري،خودشناسي واعتمادبه نفس دردانش آموز .
بايددرنظرداشت كه هريك ازانواع فوق صرفاّ مناسب بادسته اي ازدانش آموزان است،بنابراين معلمان ومديران مدارس بايدتوجه داشته باشندكه ارائه ي هرگونه تكليف به دانش آموزان مي بايدمتناسب باتوانمندي هاي فردي آنان باشد.درغيراين صورت عملاّ تكاليف واگذارشده به دانش آموزتوسط فردديگري(به ويژه والدين)انجام خواهدشدكه فاقد هرگونه ارزش آموزشي وتربيتي است.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۷/۰۸/۰۶ ساعت 22 توسط نورالدین آهنگران
|
با فونت عشق نوشتم به یادگار بی جانی حروفم از نگاه توست ای موج پر گرفته خرامانیت کجاست؟ وای از نگاه تو که دلم را چو کهرباست.
این وبلاگ سعی دارد تا تصویری نزدیک و روشن در جهت ارائه آن چه که مورد نیاز دوستداران تعلیم و تربیت . معلمین و والدین محترم می باشد جمع آوری یا تولید نماید. بی شک نظرات شما بسیار کارساز و موثر خواهد بود ما را در این راه یاری نمایید.
نورالدین آهنگران
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز می باشد .