بهبود روش تدریس با رویکرد دینی
چکیده:
برنامه ریزی در راستای انتقال دانش ها و مهارت ها از طریق آموزش همیشه یکی از دغدغه های جوامع مختلف بوده است. حصول به این امر نیازمند انجام مطالعات فراوانی است که افراد زیادی پیرامون این مهم به پژوهش های وسیعی مبادرت ورزیده اند که اساس کار آنها بر پایه تجربه ها، دستاوردهای علمی و پژوهشی، واستفاده از منابع مختلف بوده است. یکی از منابع مهمی که در این ارتباط می تواند رهنمودهای جامعی را، بخصوص در برابر متولیان امر آموزش در کشور ما قرار می دهد تاسی جستن از فرامین دینی از جمله دین مبین اسلام است. به استناد آیه های مختلف قرآن کریم و کلام معصومین(ع) و نیز توصیه بزرگان دینی به تواتر در ارتباط با بهبود امر آموزش سخن به میان آمده است. عمق این نگرش ها آنچنان با تاکید همراه بوده که حتی در اشعار و آثار فرهنگی مفاخر فرهنگی و ادبی ما نیز کاملا آشکار است.
بر این اساس مقاله حاضر، روند سهولت در امر آموزش و یادگیری را بصورت سیتمی مورد بررسی قرار داده و موفقیت این فرایند را در گرو فعالیت های معلم قبل از کلاس ( مطالعه قبل از تدریس) تا انتهای درس در سر کلاس ( ارائه نصایح اخلاقی) دنبال نموده است.
مقدمه
مطالعه تاریخ تعلیم و تربیت در جوامع مختلف حاکی از بکارگیری یک سری دانش ها، مهارت ها و ملاحظاتی است که هر یک از آنها متناسب با مبانی فرهنگی جامعه مورد نظر خود الگوها و چارچوب هایی را برای نیل به هدف غائی( آموزش هدفمند) مطمع نظر قرار داده اند.
کشورهای مختلف با فرهنگ های گوناگون هر یک با رویکردی خاص که برخاسته از گرایش های فکری و درک اوضاع جهان امروز، بگونه ای متفاوت با مقوله آموزش تعامل داشته اند. اما آنچه در این میان مهم و مشترک به نظر می رسد اعتقاد همه ملل جهان به انتقال دانش و تجارب به نسل های آینده از طریق تعلیم و تعلم می باشد. با نگاهی به سیستم های آموزشی رایج در اینگونه کشورها به این نکته دست میابیم که قریب به اتفاق آنها، امر آموزش و تسهیل در فراگیری علم را در قالب شگردها و فنون مختلف بکار گرفته و در این میان دانشمندان و محققین بزرگی را در زمینه تعلیم و تربیت به جامعه جهان معرفی نموده اند. در فرهنگ ملی و مذهبی ما هم پرداختن به امر آمورش از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد. بارها با این حدیث نبوی روبرو گشته ایم که می فرماید: « اطلبو العلم من المهد الی الحد » که حکیم توس(ره) به تأسی از آن می گوید:
توانا بود هر که دانا بود زدانش دل پیر برنا بود
با اندک تعمق در این بیت به راحتی می توان نقش مبانی اعتقادی و دینی را در امر آموزش و تعلیم تا حدودی درک نموده چرا که دین مبین اسلام برای ابعاد مختلف زندگی انسان حتی تعلیم و ارتقاء کیفیت آموزش فرامینی را متذکر می شود که با کاربست آنها،
یقیناً
امر یادگیری و آموزش فراگیران دچار تحول خواهد شد. قرآن کریم بارها عموم را به
فراگیری دانش و حکمت سفارش کرده و اهمیت آن را به اندازه ای دانسته که هدف از بعثت انبیاء را تعلیم قلمداد نموده است (بقره ،
آیه 5). ویا در جایی دیگر نام راسخان در علم را در کنار نام خدا آورده است(آل
عمران، آیه 7). پرداختن به علم و فراگیری آن در دین مبین اسلام حتی در ادعیه وارده
در قرآن کریم نیز به نحوی بیان گردیده که ما آن را در دعای دست و هنگام قنوت
اینچنین زمزمه می کنیم: « وقل رب زدنی علما [1]».
براین اساس با توجه به مسائل مبتلا به امر آموزش در مدارس کشورمان با ارائه رهنمودهایی از دیدگاه دین جامع اسلام، راهکارهایی جهت بهبود مسائل تدریس و آموزش ارائه گردد. بدین لحاظ رویکرد مقاله حاضر شناسائی آن دسته از اموری است که امر آموزش را در کلاس بهبود داده و عمدتا در هنگام آموزش مطالب درسی می تواند با امکانات معمول مدارس کشورمان از آنها برخوردار گردد.
مطالعه قبل از تدریس
از صفات خاص استاد مطهری این بود که هیچ وقت بدون مطالعه تدریس نمی کردند. یک بار وارد کلاس شدند و به دانشجویان گفتند: درس فردا برگزار می شود، فراموش کرده ام یادداشت هایی را که تهیه کرده بودم بیاورم. نقل است که یک بار استاد مطهری را برای سخنرانی دعوت کردند و او با تواضع و صراحت تمام گفت آمادگی لازم جهت این سخنرانی را نیافته ام. من برای هر سخنرانی حداقل 20 ساعت مطالعه لازم دارم ( تاج الدینی،1380).
از ویژگی های جالب امام خمینی (ره) در تدریس این بود که قبل از درس مدتی ملاقات های خود را کاملا تعطیل می کردند و دراین اوقات به هیچ کاری جز مطالعه نمی پرداختند ( اکبری،1386).
صدای معلم به هنگام تدریس
معلم نباید صدای خود را بیش از اندازه نیاز حاضران، بلند کند. و نباید صدایش، آنقدر آهسته و کوتاه باشد که احیانا برای برخی از حاضران مسموع نگردد و نتوانند سخن او را بشنوند و درک نمایند. پیامبراکرم (ص) فرمود: خداوند متعال، صدای آهسته و کوتاه را دوست می دارد و از صدای بلند و فریاد گونه، بیزار است. در این ارتباط بهتر است بگوییم که صدای معلم، نباید از فضای جلسه درس به بیرون سرایت کند و باید در عین حال برای حاضران نیز رسا باشد. بنابراین اهمیت مهارت معلم در طرز بکار بردن صدا، کمتر از اهمیت اظهار نظر وی و اهمیت تدریس او نیست. چنانچه شهید ثانی می گوید: باید صدای معلم در اثناء درس از لحاظ شدت و ضعف معتدل باشد ( حجتی، 1385).
فصاحت و مهارت های زبانی
در این باره شهید ثانی اجمالا نظر می دهد که معلم باید کوشش نماید با بهترین و آسان تری روش و خوش آیند ترین الفاظ، مطالب را به شاگردان بفهماند و این الفاظ را شمرده و روشن ادا نماید (رشید پور، 1375). از خصوصیات درسی امام این بود که در تفهیم مطالب، مهارت اعجازانگیزی داشتند. مطالب خود را خیلی روشن و با عباراتی که برای همه قابل فهم بود بیان می فرمودند بطوری که حاضران به آسانی بیانات ایشان را درک می کردند (اکبری، 1386).
ابتکار
و نوآوری از تعابیر از شگردهای کلاس داری است که باعث جلب توجه و گیرایی درس می
شود و بکار بردن کمی ذوق در این زمینه می تواند آثار مثبت و متعددی داشته باشد که
استاد مطهری از نمونه های چنین روشی محسوب می شود (تاج الدینی،1380).
یاد آوری مطالب درس قبلی
با توجه به اهمیت ارتباط در دروس مختلف و وابستگی بخش ها و موضوعات یک درس با یکدیگر، معلمان بهتر است زمینه ذهنی و آمادگی دانش آموزان را برای فراگیری موضوع جدید فراهم نمایند. یک از راه های حصول به این مطالب، انجام پرسش و اشاره مختصری از درس گذشته توسط خود معلم است که می تواند مفید واقع شود. پرسش و یادآوری از در س گذشته این مزیت را داراست که آنها را همچنین به مطالعه مستمر وادار نموده و از انباشته شدن مطالب درسی برای آخر هر ثلث یا ترم در بعضی جلوگیری می کند . با توجه به قانون اختتام در نظریه گشتالت موضوعاتی که به هم ارتباط دارند و به اتمام نمی رسند چون زودتر فراموش می شوند، بایستی مجددا برای آمادگی بهتر درک مطلب بعدی مرور گردند و همین خود تاکیدی بر اهمیت مهارت شروع درس جدید می باشد. در قرآن کریم بارها خداوند با ذکر احوالات اقوام و ملل گذشته سعی در هدایت نوع بشر نموده است. و یا در آیات متعدد انسان را به یادآوری نعمات فرا خوانده تا خداوند را شکر گذارند، همچنان که در سوره ابراهیم آیه 6 خطاب به بنی اسرائیل می گوید: «نعمت های خدا را بر خود به یاد آورید، زمانی که شما را از چنگال آل فرعون رهایی بخشید.» و یا اینکه در آیه 198 سوره بقره می فرماید: « او را یاد کنید همانطور که شما را هدایت فرمود و قطعا شما پیش از این از گمراهان بودید.»( دهقان، 1384).
تامین شرایط محیطی
با توجه به نقش مکان در ایجاد حالات روحی و روانی مختلف فضای جلسه درس بایستی از هر گونه عوامل آزار دهنده و انگیزه های سرگرم کننده از قبیل: گرد و غبار، سرو صدای زیاد، تابش سوزنده آفتاب و امثال آنها که فکر را مشغول می سازد و مانع از ادای وظیف مطلوب می گردد، مصون باشد.
در این ارتباط شهید ثانی یادآور می شود که همواره هوای کلاس مجلس درس، آزاد و از عوامل مشغول کننده و مخل، پاکیزه باشد. وی هوای آزاد و خالی از عوامل مخل را عامل تمرکز هواس معلم و شاگرد دانسته که بهره داری از فرصت تدریس را تسهیل می نماید. چون هوای آلوده و غیر معتدل، سبب ایجاد افکار مضطرب و مانع از اداء تدریس و استفاده شاگردان ازدرس می گردد ( حجتی، 1385).
تدریس از آسان به مشکل
منظور از آسان به مشکل نسبت به شاگردان است نه معلم. زیرا آنچه از نظر، آسان است گاهی برای شاگرد این چنین نیست. لذا شهید ثانی می گوید: ممکن است برای تمام حاضران مجلس درس یا بعضی از آنها اصطلاحات و الفاظی که معلم آن را در حین تدریس القا می کند قابل درک نباشد در حالی که همان ها برای معلم آسان است (حجتی، 1385) .
نظم و ترتیب در طرح مباحث
نظم و ترتیب منطقی در ارائه مواد درسی را اینطور می توانیم تعریف کنیم که طبق آن حقایق بایستی طوری تنظیم گردند که برخی از آنها بر برخی دیگر بصورت استنباطی، متوقف و مبتنی باشد. در صورتی که بخواهیم اهمیت و نقش انتظام مطالب را از نظر دینی متوجه شویم کافی است که به کتب درسی قدیم نگاهی بیاندازیم . بعنوان مثال ترتیب و روش کتب نحو و صرف قدیم به این سبک بوده است( حجتی، 1385).
امام خمینی(ره) مطالب درسی را بسیار عالی و مرتب تنظیم می کردند و نکاتی را که می خواستند تدریس کنند دسته بندی شده و مرتب بود (اکبری، 1386).
جلوگیری از پراکنده گویی
از آسیب های روش تدریس پراکنده گویی و دوری از موضوع مورد بحث می باشد. شهید مطهری با وجود تسلط بر شاخه های دیگر به غیر از فلسفه، هرگز اجازه نمی دادند مطلبی غیر لازم وارد بحث شود و حتی از پرسش های غیر مرتبط و متفرق که از سوی شاگردان عنوان می شد از پاسخ گویی به آنها احتراز می نمودند (تاج الدینی،1380).
استفاده از مثال های محسوس و قابل درک
در این زمینه بایستی از امثله و تجارب حسی به ادراکات کلی و معقول در امر تدریس سیرنمائیم. لذا لازم است معلم از مثال ها و نمونه های محسوس در امر تدریس استفاده نماید تا بعدا بتواند تعاریف عمومی و کلی را برای او قابل درک سازد. قرآن کریم بارها جهت فهم مطالب از مثال های واضح استفاده نموده است. همچنانکه در آیه چهل و یکم سوره عنکبوت می فرماید: مثل کسانی که غیر خدا را سرپرست خود برگزیدند، به سست ترین خانه ها یعنی خانه عنکبوت تشبیه نموده است . در سوره جمعه آیه پنجم، عالم بی عمل به حیوان تشبیه شده و در سوره حدید آیه 20، از زندگانی دنیا به بازی و سرگرمی تمثیل به میان آمده است.
رسول اکرم(ص) می فرماید: همانا مثل دانشمندان در زمین، مانند ستارگان آسمان است که در تاریکی های خشکی و دریا به وسیله آنها هدایت حاصل می شود. نیز ایشان در تعلیم اصحاب خود از این قاعده استفاده می کرد: روزی در میان مردم نشسته بود و خطوطی را در زمین رسم می کرد تا برای آنها برنامه های مختلف زندگی و نارسایی آنها و اهمیت برنامه تعالیم اسلامی را مجسم کند و با رسم آن خطوط سیر برنامه ها و تعالیم خود را برای اصحاب خود توضیح دهد.
الگو سازی و الگو برداری
مشاهده های غیر رسمی حاکی از آنست که رفتار آدمی بطور آگاهانه و یا ناآگاهانه بر اثر قرار گرفتن در معرض الگوهای اجتماعی شکل می گیرد. دلایل بسیاری وجود دارد که تاثیر الگو سازی را در تشویق یادگیری های روزمره نشان می دهد. در شرایطی که خطاها زیانبار و یا خطرناک باشند با استفاده از الگوهای مطلوب می توان به رفتار مطلوب دست یافت. در نظریه یادگیری اجتماعی، پدیده هایی که در گفتار عادی در حوضه تقلید و تشخیص قرار می گیرند با عنوان الگوسازی مشخص شده اند (Modeling)( صیامی،1377).بکار گیری روش الگویی در سخنان ائمه(ع) از جایگاه ویژه ای برخوردار است. امام جعفر صادق(ع) می فرماید : انسان ها را با رفتار و کردار خود به نیکی ها دعوت نمایید. در همین ارتباط دانشمندان می گویند: فاقد شیء نمی تواند معطی شیء باشد1. یعنی کسی که چیزی را نداشته باشد نمی تواند به دیگران آن را انتقال دهد.(رشید پور، 1375)
بنابراین الگوسازی و پردازش آن در دانش آموزان از خود معلم آغاز می شود و سپس به دیگران بسط می یابد.
تشویق شاگردان
معروف ترین قانونی که اسلام، معلمان و مربیان را به آن دعوت کرده است همین قانون تشویق است و علمای اسلام ( قرن ها پیش از ثرندایک) قانون تشویق را پیشنهاد می کردند. شهید ثانی با طرح محتاطانه ای این قانون را مطرح می کند و می گوید: معلم نباید در اظهار محبت به شاگردان و التفاتات و احترام به آنها تبعیضی را معمول دارد در این صورت ضمن اجرای مساوات در صورتی که بعضی از شاگردان( فوق وظیفه و تکلیف خود) کوششی نشان دهند، شایسته تشویق خواهند بود که ایشان در ادامه می گویند: فایده تشوق و تقدیر مذکور اینست که موجب نشاط و شادابی شاگرد در امر تحصیل می شود و باعث می گردد که هر چه بیشتر از پیش در انجام وظایف خویش کوشا باشد (حجتی، 1385).
ایجاد فضای نقد در کلاس
ایجاد فضای نقد و یادگیری توام با استدلال که با تمسک به طرح سوالات از طرف فراگیران صورت می پذیرد ابزار بسیار موثری در نیل به تثبیت آموخته ها در ذهن داراست. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «بندگانم را بشارت ده بندگانی که گفتار را می شنوند و از بهترین آن پیروی می کنند[2].» در جایی دیگر این کتاب آسمانی پذیرش عامیانه و کورکورانه تعالیم کهن را نکوهش کرده و احوال آنها را چنین توصیف می کند: ما پدران و نیاکان خویش را بر روش و قوانینی می شناسیم و از آثار آنها اقتدا و پیروی می کنیم.[3]
شهید مطهری همواره در برخورد و نقد اندیشه های مختلف مطلق گرا نبود، با اینکه با استدلال و منطق قوی به نقد و بررسی اندیشه ها می پرداخت، ولی همواره برای طرف مقابل و دیگران جای اظهار نظر باقی می گذاشت.(تاج الدینی،1380)
بررسی اشکالات و سؤالات
بدون شک در اغلب اوقات هرگونه ارائه مطلب در ذهن مخاطبین احتمالا بروز برخی سوالات و مفاهیم را تداعی می نماید، که با پاسخگویی به سوالات و ابهامات، فراگیری مطالب با استدلال و دلیل در ذهن جایگزین خواهد شد. از ویژگی های استاد مرتضی مطهری این بود که ایشان یک سوم یا بیشتر از وقت کلاس را به رفع اشکال و گفتن پاسخ می گذراند. این روحیه استاد باعث ترقی و پیشرفت شاگردان می شد.
حتی از معانی بلند آیات قرآنی نیز چنین استدلال می شود که سؤال نمودن یکی از راه های دسترسی به حقایق بوده و مکرراً در قرآن کریم خداوند پیامبر را موظف به پاسخگویی به پرسش ها و ابهامات نموده است. مثلا در آیه 189 سوره بقره می فرماید: «در باره هلال های ماه از تو سؤال می کنند، بگو آنها بیان اوقات و تقویم طبیعی برای نظام زندگی مردم و تعیین وقت حج است.» همین افراد در قرآن کریم به سؤال نمودن تشویق شده اند تا در راستای آن از گمراهی نجات یابند، چنانچه در سوره انبیاء آیه 7 آمده است که می فرماید: «اگر نمی دانید از آگاهان بپرسید.» از امام صادق(ع) است که می فرماید: به درستی که بر علم و دانش قفل نهاده شده و کلید گشودن آن پرسش است ( دهقان، 1384).
ارائه نصایح اخلاقی:
معلم باید در خاتمه درس خود، نکات ظریف اخلاقی و حکمت و اندرز و مطالبی را که قلب و اندرون انسان را تصفیه و پالایش می کند به شاگردان القاء نماید، چرا که بحث و مذاکره علمی خشک و عاری از مسائل عاطفی و اخلاقی، نیروئی را در دلها بهم می رساند که گاهی از قساوت و سخت دلی سر بر می آورد. از این رو هیچ انگیزه ای بهتر و سودمند تر از نصایح اخلاقی معلم نمی باشد که از این طریق می تواند فراگیر را به علم و دانش رهنمون کرده و در صدد استکمال معنوی خویش بر آید (حجتی، 1385).
نتیجه:
ملاحظه می شود که بر اساس آموزه های دینی، فرایند آموزش و یادگیری منحصر به سر کلاس نبوده بلکه به صورت یک فرایند و در قالبی سیستمی روند آن قبل از کلاس آغاز شده و در سر کلاس تداوم می یابد. بطوری که مطابق با چارچوب ارائه شده هم معلم و هم شاگرد هر دو دارای نقشی فعال بوده و از طریق تعاملی مثبت و پویا نیل به یادگیری و انتقال دانش ها و تجارب در قالب کلاس در س میسر خواهد شد. همچنین پرداختن به پرورش فکری و معنوی فراگیران دستاوردی است که می تواند به طور خودکار در ضمن تدریس با استفاده از این شیوه حاصل شود.
(سبحانک ربک رب العزه عما یصفون، و سلام علی المرسلین، والحمد لله رب العالمین)
منابع:
1 – رشید پور، مجید ، آشنایی با تعلیم و تربیت اسلامی با تاکید بر روش ها، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان جمهوری اسلامی ایران،1375.
2 – فرهنگ فارسی معین، جلد یک، انتشارات امیر کبیر،1364.
3 – تاج الدینی، علی ، معلم نمونه، انتشارات تأویل ، 1380.
4 – صیامی، توحید، « یادگیری از طریق الگوگیری ( ترجمه)» ، مجله رشد معلم، شماره 8 ، اردیبهشت 1377.
5 – اکبری، رسول ،« نگاهی به ویژگی های معلمی امام خمینی» ، مجله رشد معلم، شماره 9، بهمن 1386.
6 – حجتی، سید محمد باقر ، اسلام و تعلیم و تربیت( جلد دوم) ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1385.
7 – قرآن کریم.
8 – رئوفی، محمد حسین، مدیریت رفتار کلاسی ، انتشارات آستانقدس رضوی ، 1377.
9 – دهقان، اکبر ، یکصدو پنجاه موضوع از قرآن کریم و احادیث اهل بیت(ع) ، انتشارات مرکز فرهنگ درس هایی از قرآن، 1384.
[1] « بگو پروردگارا، دانش مرا بیفزا» طه آیه 114.
1 - در این جمله یک اصطلاح علمی و فلسفی است که در کتاب های فلسفی همانند منظومه سبزواری و شرح تجوید خواجه نصیرالدین توسی بکار برده می شود.(رشید پور، 1375)
2- سوره زمر آیه 17 و 18
3- سوره زخرف آیه 23
منبع اینترنت ، خانم پاکروان
الهی می دانم که می دانی و فقط همین دانم..