چه موقع دانشآموزان چالش را انتخاب میکنند؟
یوید سوآرز نویسنده این مقاله، در ابتدای آن آورده است:
وقتی در «مدرسه بینالمللی جاکارتا» در اندونزی، تدریس در کلاسهای تلفیقی هندسه ـ جبر را به دانشآموزان پایه هشتم شروع کردم، تصمیم گرفتم کلاس درسم را به گونهای سازماندهی کنم که دانشآموزان بتوانند دامنه یادگیری با واسطه را انتخاب کنند و تکالیفی را برای یادگیری برگزینند که به اندازه کافی چالش برانگیز باشند. مدرسه بینالمللی جاکارتا، مؤسسهای بینالمللی، خصوصی و 12 پایهای بود که در دوره راهنمایی (سال ششم تا هشتم) تقریباً 650 دانشآموز داشت. این دانشآموزان، هم شامل افرادی بودند که به کلاسهای جبرانی ریاضی نیاز داشتند و هم کسانی که بیشتر برنامه درسی ریاضی سال آینده را بلد بودند. این سؤال که چگونه میتوان در این گروه متنوع به هر کدام از دانشآموزان فرصتی برای رشد داد، ذهنم را به خود مشغول کرده بود.در حالیکه تلاش میکردم برای این کلاس، با این همه تفاوت، هدف یادگیری مشترک و مناسبی را انتخاب کنم، به این نتیجه رسیدم که یک هدف نهایی مناسب نمیتواند وجود داشته باشد. به جای آن، به اتفاق یکی از معلمان همکارم، در سال 2005 برنامه آموزش در سطوح متفاوت را تولید کردیم، که دانشآموزان را قادر میسازد، محتوای یکسانی را در سطوح متفاوتی مطالعه کنند. ما اجرای این روش را در سال تحصیلی 7-2006 با دانشآموزان ریاضی پایه هشتم شروع کردیم و استفاده از رویکرد مشابهی را نیز در علوم پایه هشتم مورد بررسی قرار دادیم.
نویسنده این مقاله، در ادامه، چندین عنوان اساسی مانند: «آمادهسازی برای آموزش در سطوح متفاوت»، «قدرت انتخاب دانشآموز»، «دانشآموزان ضعیف، یا بیحوصله هستند یا از پای درآمده» و «آموزش در سطوح متفاوت، چگونه در کلاس درس عملی میشود» را توضیح و نتایج آن شامل پیشرفت بیشتر، یادگیرندگان مشتاق و چشماندازهای مثبت را شرح داده است.
وقتی در «مدرسه بینالمللی جاکارتا» در اندونزی، تدریس در کلاسهای تلفیقی هندسه ـ جبر را به دانشآموزان پایه هشتم شروع کردم، تصمیم گرفتم کلاس درسم را به گونهای سازماندهی کنم که دانشآموزان بتوانند دامنه یادگیری با واسطه را انتخاب کنند و تکالیفی را برای یادگیری برگزینند که به اندازه کافی چالش برانگیز باشند. مدرسه بینالمللی جاکارتا، مؤسسهای بینالمللی، خصوصی و 12 پایهای بود که در دوره راهنمایی (سال ششم تا هشتم) تقریباً 650 دانشآموز داشت. این دانشآموزان، هم شامل افرادی بودند که به کلاسهای جبرانی ریاضی نیاز داشتند و هم کسانی که بیشتر برنامه درسی ریاضی سال آینده را بلد بودند. این سؤال که چگونه میتوان در این گروه متنوع به هر کدام از دانشآموزان فرصتی برای رشد داد، ذهنم را به خود مشغول کرده بود.در حالیکه تلاش میکردم برای این کلاس، با این همه تفاوت، هدف یادگیری مشترک و مناسبی را انتخاب کنم، به این نتیجه رسیدم که یک هدف نهایی مناسب نمیتواند وجود داشته باشد. به جای آن، به اتفاق یکی از معلمان همکارم، در سال 2005 برنامه آموزش در سطوح متفاوت را تولید کردیم، که دانشآموزان را قادر میسازد، محتوای یکسانی را در سطوح متفاوتی مطالعه کنند. ما اجرای این روش را در سال تحصیلی 7-2006 با دانشآموزان ریاضی پایه هشتم شروع کردیم و استفاده از رویکرد مشابهی را نیز در علوم پایه هشتم مورد بررسی قرار دادیم.
نویسنده این مقاله، در ادامه، چندین عنوان اساسی مانند: «آمادهسازی برای آموزش در سطوح متفاوت»، «قدرت انتخاب دانشآموز»، «دانشآموزان ضعیف، یا بیحوصله هستند یا از پای درآمده» و «آموزش در سطوح متفاوت، چگونه در کلاس درس عملی میشود» را توضیح و نتایج آن شامل پیشرفت بیشتر، یادگیرندگان مشتاق و چشماندازهای مثبت را شرح داده است.
منبع: «رشد آموزش ریاضی»
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۱۰/۲۶ ساعت 23 توسط نورالدین آهنگران
|
الهی می دانم که می دانی و فقط همین دانم..