منفی و بی نهایت جانا ، بود وفایت!

مثبت و بی نهایت یارا ، بود بهایت!

 

ایکس است خنده تو، ایگرگ بود نگاهت

در حل این دو مجهول، ما را نما هدایت!

 

لطف تو چون پرانتز، اندر وسط، رقیبان

تا در وسط در آیم ، افتادم از قفایت!

 

جور است در تو مضروب ، مضروب در جفایی

فاکتور بگیرم از تو ، زان ها کنم جدایت!

 

 

پرفسور محسن هشترودی