یک لحظه صبر کنید.
(اگر برای کشف مفهومی توسط دانشآموز سه روز وقت صرف شود بهتر از آنست که همان
مفهوم را در یک ربع ساعت برایش توضیح دهیم)
اصل scamp در آموزش ریاضی
(این اصل میگوید: ریاضیات باید طوری تدریس شود که حساب و هندسه در دید دانشآموز به
صورت دو چیز جدا از هم به نظر نرسد.)
۱- آموزش حل مساله ریاضی - قاسم تیموری - انتشارات منادی تربیت
2- آموزش تفکر و حل مساله در ریاضی - چر فرستن - پرویز امینی - انتشارات قدیانی-
3- ارزشیابی در خدمت آموزش - طاهره رستگار - انتشارات منادی تربیت
* یکی از وظایف مهم یک معلم ریاضی ایجاد انگیزه در آغاز تدریس و سپس تداوم انگیزه
در ادامه کار است. توجه به این نکته ضروریست که محرک یک عامل بیرونی و انگیزه،
یک عامل درونی است.
همانگونه که در قرآن هم پاکسازی مقدم بر تعلیم است:
(لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولاً من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم
الکتاب و الحکمه)
1- یزکیهم ۲- یعلمهم
· معلمها به میزان حرفهای بودنشان، قدرت بالاتری برای در اختیار گرفتن شرایط و فضای ذهنی کلاس خود علاوه بر شرایط فیزیکی کلاس دارند. معلمی که با ورودش برپا میدهند و یا قبل از بچهها در کلاس حضور دارد و با نگاه خود ورود بچهها به کلاس را تحت نظارت خود دارد دارای شانس بیشتری برای در اختیار گرفتن شرایط فیزیکی و سپس شرایط ذهنی کلاس میباشد.در اختیار داشتن شرایط ذهنی کلاس به معنای حذف محرکهای مضر بیرونی بوده (چون بعضی محرکهای بیرونی مفیدند و نباید حذف شود) ، و نیز پاکسازی ذهن بچهها از مسائل غیرضروری و غیر مربوط است (اعم از مسائل زنگهای پیشین و یا مسائل قبل از مدرسه) تا لوح سفیدی (همانند تخته سفیدی که برای تدریس آن را پاک کرده و آماده میکنیم) بوجود آید.
* سطوح مختلفی برای تدریس وجود دارد. از جمله: رابطه عاطفی معلم و دانشآموز که علاقه شاگرد به معلم باعث علاقهمند شدن او به موضوع تدریس میشود. اما در تدریس سطح بالاتر، رابطه عاطفی شاگرد با درس مورد توجه است که معلم بتواند این رابطه را ایجاد کند که اگر فردا روزی این دانشآموز سر کلاس معلمی حاضر شد که با او میانه خوبی نداشت علاقهاش به موضوع، محرک او برای ادامه کار باشد.
* برای سنین ابتدایی بازی کردن مهم است و برای راهنمایی کنجکاوی و کشاف بودن و .... در هر سن و هر مقطعی تدریس ما باید متناسب با فضای ذهنی دانشآموز و واقعیتهای او در آن سن باشد. (حتی در بیان تاریخ ریاضی برای بچه ابتدایی، اگر به ریاضیدانان گذشته یا وقایع قابل انتظار در آینده بپردازیم برای او حالت انتزاعی خواهد داشت. زیرا برای او تنها زمان حال ملموس بوده و او فقط قادر است با این زمان ارتباط برقرار کند.)
* آموزش ما باید به سمتی برود که بچهها یک «مساله حل کن خوب» از آب در آیند. مساله حل کن خوب فرقش با مساله حل کن بد در اشتباه کردن نیست. بلکه در اینست که که بعد از اشتباه، تغییر استراتژی میدهد و از زاویه دیگر به مساله حمله میکند.
در کتاب Mathematics-Plus بخشی به نام Math in a Minute (ریاضی در یک دقیقه) وجود دارد که سرگرمیهایی پیرامون ریاضیات مدرسهای است... چند نمونه از اینها را برایتان ترجمه کردهام که در زیر میآورم:
۱- چگونه میتوان ۷ دانش آموز را در ۳ خط راست به نحوی مرتب کرد که در هر خط، ۳ دانشآموز وجود داشته باشد؟پاسخ: ۶ نفر روی محیط دایره و یک نفر در وسط دایره (در مرکز) باشد.
۲- (اجرا در کلاس) دانشآموزی یکی از عناصر ریاضی را انتخاب میکند و دیگران با طرح پرسشهایی باید سعی کنند آن را پیدا کنند.مثال برای کلمات انتخاب شده: مربع، ضرب، مساحت، سانتیمتر و ..مثال برای سوالات: آیا یک عملگر است؟ آیا یک شکل است؟ آیا یک واحد اندازهگیری است؟ و ... سپس سوالات با توجه به سوالات قبل ریزتر شود.مثال: آیا یک شکل است؟ --- آیا چهار ضلعی است؟ --- آیا اضلاعش با هم مساوی است؟ --- آیا اضلاعش دوبدو با هم موازی است؟ و .....مثال: آیا یک عملگر است؟ --- آیا خاصیت جابجایی دارد؟ و ...
۳- (اجرا در کلاس) مثالهایی از درصد سر کلاس مطرح کنید تا جواب آنها را خود بچهها بدست آورند.مثال: چند درصد بچهها غایبند؟ چند درصد بچهها در کنار (مجاور) دیوارهای کلاس نشستهاند؟ و ...
۴- (اجرا در کلاس) هر دانشآموز کنار میزش بایستد. معلم مقابل آنها ایستاده و مختصاتی را با توجه به کلاس بگوید. مثلاً (۳و۲) . دانشآموزی که در آن موقعیت است باید فوراً بگوید: اینجا !!قبل از اجرای این فعالیت لازمست تا مبدا مختصات را مشخص کنید و بهترست که مبدا مختصات را نفر جلو در اولین ستون سمت چپ کلاس، در نظر بگیرید.)
۵- (اجرا در کلاس) معلم با طرح معماهایی منطقی، در موضوعات مختلف درسی، حل آنها را از بچهها بخواهد.مثال: من یک عدد اعشاری دو رقمی هستم. بیشتر از ۷ و کمتر از ۸ . مجموع ارقام من ۹ است. من چیستم؟پاسخ: ۲/۷
۶- (اجرا در کلاس) هر دانشآموز برای خودش یک کسر بسازد که صورت آن تعداد حروف اسم کوچکاش و مخرج آن تعداد حروف نام خانوادگیاش باشد. کدام بچهها اسمشان دارای یک کسر است؟ کدام بچهها کسر واحد (=۱) را بدست آوردهاند؟ بعد از ساده کردن کسرها، کدام افراد دارای کسرهای همارز هستند؟
۷- (اجرا در کلاس) بچهها عددی را میگویند. معلم بعد از نوشتن آن روی تخته، در ذهنش آن را در ۳ ضرب کرده و با ۲ جمع میکند. سپس جواب را روی تخته مینویسد. اینکار آنقدر ادامه مییابد تا بچهها الگویی که در ذهن معلم وجود دارد را کشف کنند.
منبع:؟
الهی می دانم که می دانی و فقط همین دانم..