ما گدایان خیل سلطانیم, شهربند هوای جانانیم
تو به غایت آسمانی و نهایت زمانی
تو برای عاشقانت به حلاوت خدایی
***
تو دمیده ای به هستی نفس هزار دستان
تو نسیم بی بدیلی که وزان سوی کویریی
***
مه خوبرویان کی به شمایل تو ماند
سحر از طلوع رویت خجل است سالیانی
***
به سر سفره ی نورت مه و مهتاب گدایند
تو سرآغاز گر نوری و سرانجام ظهوریی
***
سر سودای تو دارم که برایم اولینی
تو وصی عالمینی تو علی بی نظیریی
نورالدین آهنگران
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۷/۲۲ ساعت 17 توسط نورالدین آهنگران
|
الهی می دانم که می دانی و فقط همین دانم..