فناوري اطلاعات و خلاقيت
خلاقيت، استعدادي همگاني است و محدود به افراد خاصي نميشود. همه انسانها با اين توانايي به دنيا ميآيند و به وسيله آموزش و اكتساب، ميتوانند آنرا پرورش دهند و تكنيكها و فرآيندهاي آن را بياموزند. بدين ترتيب، خلاقيت، شامل دو عنصر است: اول اينكه موهبتي الهي و همگاني است و دوم، شامل هر چيز نويي ميشود كه ارزشمند و كاربردي بوده، مبتني بر يافتهها و تجربههاي قبلي باشد و از روش علمي پيروي كند.
خلاقيت، تنها شرط بقا براي جوامع و تمدنهاي امروزي به شمار ميرود و براي هماهنگي و انطباق با دنياي نوين، استفاده از توان خلاق افراد ضروري است. «توين بي»، فيلسوف و مورخ مشهور معتقد است: «تنها چيزي كه انسان را اشرف مخلوقات ساخته، توان تفكر خلاق اوست و خلاقيت به منزله مرگ و حيات يك جامعه به شمار ميرود». همچنين ميگويد: «هر تمدني كه به سوالات نو، پاسخهاي كهنه بدهد، زمان انحطاط آن فرا رسيده است». «تافلر» نيز در كتاب موج سوم، پس از معرفي دورههاي كشاورزي و انقلاب صنعتي و ويژگيها و قوانين حاكم بر اين دورهها، عصر كنوني را عصر فراصنعت و فناوري اطلاعات ميداند و معتقد است كه تنها تفكري كه در اين عنصر ميتواند كارساز باشد، خلاقيت است.
حال با توجه به ضرورت پرورش خلاقيت و انسانهاي خلاق، جهت تداوم بقا در دنياي امروز، اين سوال مطرح ميشود كه چه بايد كرد؟ تجربه ديگر جوامع كه در مسير پيشرفت قرار گرفته و خلاقيت را تجربه كردهاند، نشان ميدهد كه يگانه راه رسيدن به دنياي خلاق و همراه شدن با جهان پيشرفته امروز، پذيرش جهانبيني خلاق است.
جهانبيني خلاق ميگويد: «تغيير، تغيير كرده است» بدين معنا كه در گذشته، جهت پيشبيني آينده، روند گذشته مورد بررسي قرار ميگرفت و براساس تحليل اين روند، تغييرات آينده پيشبيني ميشد. ليكن براساس جهانبيني خلاق، آينده، تعيين كننده حال و آينده ميباشد. به عبارت ديگر، جهان بيني چهارده هزار ساله گذشته، براي تبيين حال و آينده، كهنه و ناكارا است. بر دنياي امروز و آينده، اصولي حاكم است كه با اصول گذشته در تضاد است و ما هرچه بر باورهاي گذشته جهت حل مسايل امروزمان اصرار ورزيم، مسايل بيشتر و پيچيدهتري پديد خواهد آمد. بنابراين، برنامهريزي امروز بر مبناي قوانين دورههاي گذشته، حركت در مسير بيراهه است و بسياري از گرفتاريهايي كه امروز با آن دست به گريبان هستيم، به دليل عدم آگاهي نسبت به قوانين دنياي امروز است. برنامهريزي و تدوين استراتژي براي آينده اگر فقط با رويكرد به قوانين گذشته باشد، مانند اين است كه ما بخواهيم اتومبيلي را با نگاه كردن به آينهاي كه عقب را نشان ميدهد برانيم. بنابراين، ميبايست آينده و قوانين آن را شناخت و حال و آينده را براساس اين قوانين، طرحريزي كرد.
الهی می دانم که می دانی و فقط همین دانم..