حل مسئله با روش « ديويي »
روش ديويي داراي پنج مرحله به شرح زير است :
1- مشخص كردن مسئله
2- حدس زدن يا مشخص كردن علل مسئله
3- در نظر گرفتن راه حل هاي ممكن
4- انتخاب بهترين راه حل
5- اجراي راه حل انتخابي و نتيجه گيري
حل مسئله با روش ديويي دانش آموز را با فرآيند پژوهش آشنا مي سازد .
مراحل آموزش حل مسئله :
هنگامي كه به عنوان معلم مي خواهيم با روش حل مسئله آموزش دهيم بايد به مراحل و نكات زير توجه داشته باشيم :
1- رفتار نهائي دانش آموز را در رابطه با پاسخ صحيح مسئله مشخص سازيم . در اين مرحله ، معلم نتيجه نهائي حاصل از حل مسئله را براي شاگرد توصيف مي كند . اين توصيف نبايد جواب راه حل مسئله را در بر داشته باشد ، زيرا در روش حل مسئله ، هدف اين است كه دانش آموز خود ، راه حل مسئله را كشف كند مثال : مي خواهيم يك فنجان چاي آماده كنيم .
2- اطمينان حاصل كنيد كه شاگرد ، مفاهيم و اصولي را كه براي حل مسئله پيشنياز محسوب مي شود ، مي داند . مثال : دانش آموزان براي درست كردن يك فنجان چاي بايد اصول و مفاهيم از قبيل دم كردن – جوشاندن و ... را بدانند .
3- شرايطي فراهم سازيد تا شاگردان مفاهيم و اصولي را كه براي حل مسئله به كار مي روند ، به خاطر آورد . مثال : براي درست كردن چاي ، چنانچه دانش آموزان وسايلي از قبيل كتري كه نوعي وسيله است براي جوشاندن - چاي خشك - قوري - آب – گاز – كبريت آنها را مشاهده كنند ، بهتر مي توانند اصول و قواعدي را كه براي درست كردن چاي لازم است ، به ياد بياورند .
4- دانش آموزان را به طور شفاهي براي حل مسئله راهنمائي كنيد .
در اين مرحله ، معلم بايد به طور شفاهي نكاتي را كه به حل مسئله كمك مي كنند براي دانش آموزان توضيح دهد تا با استفاده از آن ها بتوانند مسئله مورد نظر را حل كنند . اين راهنمائي نبايد مستقيماً به چگونگي و راه حل مسئله اشاره كند ، بلكه بايد دانش آموز را به طور غير مستقيم در پيدا كردن راه حل رهنمون سازد .
در مثال اخير ، معلم به طور شفاهي مي گويد : « براي ساختن چاي بايد ببينيد چه اصولي و قوانيني را بايد در نظر بگيريد ، همچنين لازم است در مورد وسايل لازم و نوع جنس و اندازه آنها بيانديشيد »
5- براي حصول اطمينال از يادگيري دانش آموزان از آنان بخواهيد كه چگونگي حل مسئله را به طور كامل نمايش دهند و مسائل جديدي را با همان اصول حل كنند .
الگوي فوق به علت فعال و سهيم بودن دانش آموزان در فعاليت هاي آموزشي ، يكي از بهترين رويكردهاي تدريس به حساب مي آيد . البته اجراي چنين الگو و روش هاي تدريس به اين معني نيست كه مسئوليت كليه امور با دانش آموزان باشد . بلكه آنان در فرآيند تدريس نقش فعال دارند و بهترين مفاهيم و مطالبي را مي آموزند كه بر نيازهايشان منطبق است .
در اين رويكرد دانش آموزان احساس مسئوليت بيشتري مي كنند و رضايت خاطر بيشتري بدست مي آورند . هنگام موفقيت با شكست ، خود را مسئول مي دانند نه معلم يا ديگران را . در اين رويكرد ، رشد تفكر علمي دانش آموزان هدف است ، نه ذخيره سازي محتوا و مفاهيم آموزشي . به تمام جنبه هاي رواني ، اجتماعي و سرانجام كل شخصيت دانش آموزان توجه مي شود .
دانش آموزان مطالب آموزشي را براي نمره گرفتن و امتحان دادن نمي آموزند ، بلكه كاربرد معلومات خود را مي دانند و به هنگام مواجهه با مسأله جديد توانايي حل آن را دارند . آنها احساسات منفي و نكات ضعف خود را قبول مي كنند و از مسئوليتهاي آموزشي و اجتماعي خود آگاهي بيشتري دارند . به علت ارتباط فعاليتهاي آموزشي با زندگي و توجه به انديشه و تفكر در فرآيند يادگيري ، روح پژوهشي و انتقادگري در آنان پرورش مي يابد . فارغ التحصيلان چنين رويكردي ، افرادي كنجكاو ، خلاق ، نوآور و پذيراي تغييرات فناوري خواهند بود .
الهی می دانم که می دانی و فقط همین دانم..