داستان عقاب
استفاده از عقل
" دوست واقعی هر کس عقل اوست و دشمنش جهالت و نادانی او ."
مثل انگلیسی
نقطه شروع را پیدا کنم .علایق خویش واقف شوم و دریابم که اعتقادم بر چه تمایلاتی استوار است.
برای شناخت خود چه کردم
" هیچ تماشایی عبرت انگیزتر و مفیدتر از این نیست که افکار و اعمال خود را تماشا کنیم ."
دشمنان با تو بر نمی آیند گر تو با خویشتن برآمده ای
چگونه « لنگی » هایم را پیدا کنم
" می خواهم گریبان سرنوشت را بگیرم . او نمی تواند سرم را در برابر زندگی خم کند؛ پیروزی از آنِ من خواهد بود ."
الف : دچار احساس خود کم بینی هستم .
ب : در اثبات گفته های خویش اصرار می ورزم .
ج : مضطرب و آشفته ام .
د : غرورهای زیادی دارم و متأسفانه به آن افتخار می کنم .
هـ : زود رنج و عصبی ام .
مراحل شناخت از خود
" فردی که نهایت کوشش خود را در شناخت خود به کار می برد دیگر شخص پیشین نیست ."
" عادت بد، اول مسافر است، دوم مهمان و دست آخر صاحبخانه ."
الف : تلاش کردم خود مشکل و عیب را بشناسم .
ب : به مضرات و اثرات نامطلوب عیب مورد نظر پی بردم و آن را بی غرضانه و منصفانه پیش خود مجسم کردم .
ج : به وجود معایبی که سد راه موفقیتم بودند، اطمینان یافتم و قبول کردم که این معایب را دارا هستم .
رفع مشکلات
" من از راه تنعم و تن آسایی به این مقام نرسیدم، شعار من در زندگی همواره این بوده که با موانع بجنگم و بر آنها غلبه کنم ."
الف : برای رفع هر مشکل باید دو تا سه هفته وقت صرف می کردم .
ب : هر موقعی که نصیبم می شد روحیه ام را تقویت و اراده ام را برای حل مشکلات بعدی استوارتر می کرد .
ج : از بین بردن پی در پی این عادات و عیوب بد موقتاً مرا دچار بحرانهای شدید روحی و فشارهای عصبی کرد به طوری که نزدیک بود از خود بیزار شوم ، اما پایبندی به اهداف و آرزوهایم مرا از هر گونه ناامیدی دور ساخت .
الف : نوشتن
ب : تکرار
ج : تلقین
آرامش در حضور دیگران
" مرکز ثقل خود را به درون خویش منتقل کنید ، آن گاه در آرامش مطلق فرو خواهید رفت ."
قضاوت دیگران در مورد شما
برای آنکه از چاه آب بکشیم باید از سطل استفاده کنیم نه از غربال ."
مثل فارسی
حسادت
" بدان که فرق باشد بین غلبه و حسد، چه ، غلبه مشوق بود به حصول یا مطلوبی که از غیری احساس کرده باشی و حسد با تمنای زوال بود از او ."
خواجه نصیر طوسی
توانم آنکه نیازارم اندرون کسی حسود را چه کنم کو زخود به رنج درست ؟
سعدی
کسی به سگ مرده لگد نمی زند
ترا تحمل امثال ما بباید کرد که کس نزند بر درخت بی برسنگ
درکتاب« آئین زندگی » اثر دیل کارنگی داستانی نقل شده که ذکرش در اینجا بی مناسبت نیست. ماجرا ازاین قرار است :
شاهزاده ای که در دبیرستان نظام درس می خواند، روزی با یکی از همشاگردیها به نزاع پرداخت. همشاگردی جسور و بی باک لگدی به شاهزاده نازک نارنجی زد و او را نزد دیگران تحقیر کرد. شاهزاده که انتظار چنین رفتاری را نداشت، به مدیر مدرسه شکایت برد. مدیر مدرسه تعجب از شاگرد پرسید: پسر، برای چه این کار را کردی؟ مگر نمی دانی که این شاهزاده در آینده شاه این مملکت می شود ؟ پسر جواب داد : چرا خوب هم می دانم. به این دلیل به او لگد زدم که بعدها، وقتی که شاه شد، به دوستانم بگویم که در جوانی چنین کاری کرده ام !
خُب با این تفاسیر اگر به شما حسادت کرد نباید ناراحت شوید. یقیناً امتیازات قابل توجهی در شما بوده که حسادت او را برانگیخته است. همه دشمنیها را جدی تلقی نکنید، نکنید، زیرا برخی از آنها ازرقابت وچشم و همچشمی ناشی می شوند .
خوبی با همه، بدی با هیچ کس
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت، با دشمنان مدارا
حافظ
شبی یک گلابی
حل برخی از مشکلات برای بسیاری از ما دشوار به نظر می آید، اما باید به این واقعیات توجه داشت که مشکلاتمان آن قدر ها هم پیچیده و غامض نیستند که نتوانیم از عهده شان بر آییم؛ به بیان دیگر مشکلات ما به اندازه تواناییهای ماست. برای نمونه، مسائل یک کارمند ساده شبیه مسائل یک دیپلمات برجسته نیست، همان طور که یک کارگر معمولی درقیاس با مهندس ساختمان با مشکلی متفاوت سروکار دارد.
بنابر یک ضرب المثل فارسی :" مشکلات انسان مثل سگ است. اگر از آن فرار کنیم به دنبالمان می آید اما در صورت حمله فرار می کند."
ناپلئون می گوید : " برای خاموش کردن آتش باید به آن نزدیک شد ." فرار از آتش باعث طغیان آن و سرایتش به نقاط دیگر می شود .
حال می خواهم داستان « شبی یک گلابی » را برایتان تعریف کنم تا ارتباطش با مطالب بالا روشن گردد.
می گویند کدخدای یکی از دهات نزد پزشک رفت تا برای سردرد مزممن و ناراحتیهای گوارشی خود نسخه ای بگیرد. دکتر پس از معاینه و سؤال و جواب شبی یک گلابی و هر صبح ناشتا یک لیوان آب تجویز کرد. کدخدا که از راه دور آمده بود ناراحت شدوگفت: آقای دکتر این چه دوا و درمانی است ؟ چرا به ما قرص و دارو نمی دهید؟ ما اینهمه راه نیامده ایم که شما مسخرمان کنید؟ دکتر با خونسردی پاسخ داد:کدخداجان چرا مسخره کنم ! اتفاقاً خیلی هم دوستت دارم اما تو دچار یبوستِ مزاجی و بهترین دوا این است که شبها یک گلابی و هر صبح ناشتا یک لیوان آب خنک بخوری . چرا می خواهی شکمتو با دارو پر کنی!
بیشتر کارها آن طور که به نظر می آید دشوار نیست و چه بسا انجام آن از تجاویز این پزشک هم آسانتر باشد.
مقاومت در برابر ناملایمات
" جوانی که استعدادش کم و عزم و اراده اش زیاد است از کسی که دارای استعداد زیاد عزم و اراده ای کم است ، موفقتر می باشد."
برای رسیدن به بهشت از جهنم هم می توان شروع کرد
" میزان خوشبختی و بدبختی افراد تنها به دست خود آنها فراهم می شود."
صداقت بهترین سیاست است
" راستگویی شما را بهتر معرفی می کند تا دروغ ."
توقف هرگز!
" جهان به یک شب تار می ماند؛ هرکس باید خود چراغ خود را بیفروزد ."
کار جدید
" کسی که دارای عزمی راسخ است، جهان را مطابق میل خویش عوض می کند."
پیشخدمت کراواتی
"عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست گیرید ."
موفقیت پس از موفقیت
" مرد عمل شاید آدم پولداری نباشد، اما شخص مصممی است که می داند دنبال چیست و کجا باید برود ."
" مردان شجاع فرصت می آفرینند، ترسوها و ضعفا منتظر می نشینند ."
من خود را جای جابر گذاشتم
"انسان! خودت به یاری برخیز ."
الهی می دانم که می دانی و فقط همین دانم..