نه از تو؛ نه از من
نه از تو؛ نه از من
روزي شيخ ابوالحسن خرقانی نماز مي خواند. آوازی شنيد که:
ای ابوالحسن، خواهی که آنچه از تو می دانم با خلق بگويم تا سنگسارت کنند؟
شيخ گفت: بار خدايا! خواهی آنچه را که از "رحمت" تو میدانم و از "بخشایش" تو میبينم با خلق بگويم تا ديگر هيچکس سجدهات نکند؟
آواز آمد: نه از تو؛ نه از من.
«تذكره الاولياء عطار نيشابوری»
روزي شيخ ابوالحسن خرقانی نماز مي خواند. آوازی شنيد که:
ای ابوالحسن، خواهی که آنچه از تو می دانم با خلق بگويم تا سنگسارت کنند؟
شيخ گفت: بار خدايا! خواهی آنچه را که از "رحمت" تو میدانم و از "بخشایش" تو میبينم با خلق بگويم تا ديگر هيچکس سجدهات نکند؟
آواز آمد: نه از تو؛ نه از من.
«تذكره الاولياء عطار نيشابوری»
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰/۰۴/۱۴ ساعت 7 توسط نورالدین آهنگران
|
الهی می دانم که می دانی و فقط همین دانم..